منو

صفحه اصلی

اخبار

بهترین رمان‌های آخرالزمانی: ۵ کتاب پرطرفدار برای دوستداران این ژانر

این رمان‌ها با ترسیم دنیایی پس از فاجعه، به بررسی انتخاب‌های اخلاقی و انسانی می‌پردازند. از فروپاشی اجتماعی تا تلاش برای بقا، این آثار نگاهی متفاوت به آینده دارند.

اگر فردا نظم معمول زندگی از بین برود، چه چیزی از ما باقی می‌ماند؟ رمان‌های آخرالزمانی از همین پرسش آغاز می‌کنند؛ گاهی با بیماری فراگیر، گاهی با فاجعه‌ای نامعلوم و گاهی با جهانی که دیگر برای انسان جای امنی نیست. جذابیت این داستان‌ها فقط در خطر و تعقیب‌وگریز نیست؛ انتخاب میان نجات خود و کمک به دیگری، می‌تواند از هر حادثه‌ای پرتنش‌تر باشد.

در این فهرست، «کوری»، «جاده»، «ایستگاه یازده»، «ایستادگی» و «من افسانه هستم» را با توجه به شخصیت‌پردازی، نگاه متفاوت به فروپاشی و جایگاه ادبی معرفی می‌کنیم. بعضی هنگام وقوع بحران می‌گذرند و بعضی زندگی پس از آن را دنبال می‌کنند. ترتیب معرفی، رتبه‌بندی فروش نیست؛ هدف این است که میان داستانی فلسفی، روایتی عاطفی یا اثری پرماجرا، انتخاب مناسب‌تری داشته باشیم.

کوری؛ ژوزه ساراماگو

مردی پشت چراغ راهنمایی ناگهان بینایی‌اش را از دست می‌دهد؛ اما به‌جای تاریکی، همه‌چیز را سفید می‌بیند. این نابینایی ناشناخته گسترش پیدا می‌کند و تلاش حکومت برای مهار آن، به قرنطینه گروهی از مبتلایان می‌انجامد. در فضای بسته قرنطینه، کمبود غذا و ترس، مناسبات میان آدم‌ها را تغییر می‌دهد. زنی که هنوز می‌بیند، در میان این جمع موقعیتی متفاوت دارد.

دلیل انتخاب کوری، تبدیل یک موقعیت غیرعادی به آزمایشی درباره رفتار انسان است. ساراماگو می‌پرسد وقتی قانون و نظارت کارایی خود را از دست می‌دهند، مسئولیت‌پذیری چه معنایی پیدا می‌کند؟ شخصیت‌ها ناچارند درباره تقسیم منابع، اعتماد و محافظت از یکدیگر تصمیم بگیرند؛ انتخاب‌هایی که مرز میان همکاری و سوءاستفاده را آشکار می‌کنند.

کوری آخرالزمان را بیشتر به شکل فروپاشی اجتماعی تصویر می‌کند، نه نابودی زمین. همین ویژگی آن را برای علاقه‌مندان به رمان‌های فلسفی و اجتماعی متمایز می‌کند. ترس اصلی فقط از بیماری نمی‌آید؛ از این احتمال می‌آید که دیگران، نیاز و آسیب‌پذیری انسان را وسیله قدرت‌طلبی کنند.

جمله‌های بلند و شیوه خاص گفت‌وگونویسی در کتاب کوری ممکن است در آغاز به تمرکز بیشتری نیاز داشته باشد. همچنین حضور خشونت و آزار جنسی، کتاب را به انتخابی سنگین تبدیل می‌کند.

جاده؛ کورمک مک‌کارتی

پدری همراه پسرش در سرزمینی سوخته و خاکسترگرفته حرکت می‌کند. خوراک کمیاب است، سرما ادامه دارد و برخورد با غریبه‌ها می‌تواند خطرناک باشد. علت دقیق فاجعه روشن نمی‌شود؛ مک‌ کارتی توجه خواننده را به زندگی پس از آن معطوف می‌کند. آنچه پدر و پسر دارند، چند وسیله ضروری، خاطراتی از جهان گذشته و پیوندی است که باید حفظش کنند.

جاده در سال ۲۰۰۷ برنده جایزه پولیتزر داستان شد؛ اما دلیل حضورش در این فهرست فقط جایزه نیست. رمان با محدود کردن میدان روایت به رابطه پدر و فرزند، نشان می‌دهد یک داستان پساآخرالزمانی می‌تواند بدون شخصیت‌های فراوان یا توضیح‌های مفصل علمی، عمیقا درگیرکننده باشد.

کشمکش مهم کتاب میان مراقبت و بی‌اعتمادی شکل می‌گیرد. پدر می‌خواهد فرزندش را زنده نگه دارد، اما حفظ امنیت همیشه با حفظ مهربانی سازگار به نظر نمی‌رسد. از این زاویه، پرسش رمان این است که اگر برای بقا همه ارزش‌ها را کنار بگذاریم، دقیقا چه چیزی را نجات داده‌ایم؟

نثر کم‌پیرایه، گفت‌وگوهای کوتاه و فضای فرسوده، احساس تنهایی را تشدید می‌کنند. این اثر برای خواننده‌ای مناسب است که از داستان‌های عاطفی و اخلاقی استقبال می‌کند و با فضای بسیار تلخ کنار می‌آید. کسی که دنبال کشف علت فاجعه یا نبردهای بزرگ است، بهتر است با انتظار متفاوتی سراغ آن برود.

ایستگاه یازده؛ امیلی سنت جان مندل

یک همه‌گیری مرگبار، زندگی آشنای انسان‌ها را متوقف می‌کند. سال‌ها بعد، گروهی از بازیگران و نوازندگان میان سکونتگاه‌های بازماندگان سفر می‌کنند و نمایش و موسیقی اجرا می‌کنند. داستان میان پیش و پس از فاجعه رفت‌وآمد دارد و رابطه شخصیت‌هایی را آشکار می‌کند که زندگی‌شان به شکل‌های متفاوت به یکدیگر گره خورده است.

امتیاز متمایز ایستگاه یازده، توجه به چیزی فراتر از زنده‌ ماندن است. در جهانی با کمبود امنیت و امکانات، هنر چه فایده‌ای دارد؟ پاسخ داستان را می‌توان در تلاش شخصیت‌ها برای حفظ خاطره، ارتباط و احساس تعلق جست‌وجو کرد. تئاتر و موسیقی در اینجا زینت زندگی نیستند؛ بخشی از چیزی‌اند که بازماندگان نمی‌خواهند از دست بدهند.

این رمان برنده جایزه آرتور سی. کلارک در سال ۲۰۱۵ شد. ساختار زمانی آن نیز به جذابیتش کمک می‌کند: خواننده هم نابودی جهان آشنا را می‌بیند و هم به ارزش عادت‌ها و رابطه‌هایی توجه می‌کند که پیش از بحران، بدیهی به نظر می‌رسیدند.

ایستگاه یازده برای کسانی مناسب‌تر است که در کنار فضای پساآخرالزمانی، به خاطره، هنر و ارتباط انسان‌ها علاقه دارند. روایت کاملا خطی نیست و لذت آن به کنار هم گذاشتن بخش‌های داستان وابسته است. فضای کتاب خطر و فقدان دارد، اما تمام تجربه خواندن را به خشونت یا ناامیدی محدود نمی‌کند.

ایستادگی؛ استیون کینگ

ایستادگی، با عنوان اصلی The Stand، از شیوع ویروسی مرگبار آغاز می‌شود که بخش بزرگی از جمعیت را از بین می‌برد. بازماندگان با گذشته‌ها و خواسته‌های متفاوت، به‌تدریج یکدیگر را پیدا می‌کنند. مسئله آن‌ها فقط یافتن غذا و پناهگاه نیست؛ باید تصمیم بگیرند جامعه تازه را بر چه ارزش‌هایی بنا کنند و به چه کسی اعتماد داشته باشند.

دلیل انتخاب این رمان، وسعت جهان داستان و ترکیب وحشت، فانتزی و درگیری اخلاقی است. کینگ زمان زیادی صرف شناخت شخصیت‌ها می‌کند تا انتخاب‌های بعدی آن‌ها صرفا حرکت‌هایی برای پیشبرد ماجرا نباشند. رقابت میان دو نیروی متضاد نیز بحران بقا را به تقابلی بزرگ‌تر میان خیر و شر پیوند می‌دهد.

برخلاف جاده که بر رابطه‌ای دونفره متمرکز است، ایستادگی تصویری جمعی از فروپاشی و بازسازی ارائه می‌دهد. همین گستردگی، برای خواننده‌ای که از دنبال ‌کردن شخصیت‌های متعدد و پیوند خوردن مسیر آن‌ها لذت می‌برد، نقطه قوت مهمی است. عناصر فراطبیعی نیز بخشی اساسی از روایت‌اند، نه جزئیاتی اتفاقی.

در مقابل، حجم زیاد و مقدمه‌چینی‌های طولانی ممکن است برای بعضی مخاطبان خسته ‌کننده باشد. نسخه اصلی و نسخه کامل و بسط‌ ‌یافته کتاب نیز یکسان نیستند؛ هنگام انتخاب ترجمه، توجه به نسخه مبنا اهمیت دارد. ایستادگی پیشنهاد مناسب‌تری برای علاقه‌مندان به روایت‌های مفصل و ماجراهای پرشخصیت است.

من افسانه هستم؛ ریچارد متیسون

رابرت نویل در جهانی زندگی می‌کند که بیشتر انسان‌های آن به موجوداتی خون‌آشام‌مانند تبدیل شده‌اند. روزها برای تامین نیازهایش بیرون می‌رود و شب‌ها در خانه پناه می‌گیرد. خانه برای او هم پناهگاه است و هم زندان؛ جایی که خطر بیرون را دور نگه می‌دارد، اما تنهایی را از میان نمی‌برد.

ویژگی مهم رمان، پیوند دادن وحشت با انزوای انسانی است. متیسون فقط موجودات تهدیدکننده نمی‌سازد؛ زندگی روزمره کسی را روایت می‌کند که مخاطبی برای حرف‌ زدن و نظم اجتماعی آشنایی برای تکیه ‌کردن ندارد. حتی کارهای ساده، زیر فشار تکرار و اضطراب معنایی متفاوت پیدا می‌کنند.

این اثر از کتاب‌های تاثیرگذار در داستان‌های وحشت و فاجعه‌محور است؛ استیون کینگ نیز آن را از منابع الهام خود دانسته است. همچنین اقتباس سینمایی از آن ساخته شده، اما آشنایی با فیلم را نباید جایگزین خواندن رمان دانست. داستان کتاب، علاوه بر بقا، ظرفیت تامل درباره ترس، تفاوت و نگاه انسان به دیگری را دارد.

من افسانه هستم در مقایسه با ایستادگی روایت فشرده‌تری دارد و برای مخاطبی مناسب است که وحشت، تنهایی و پرسش‌های اخلاقی را کنار هم می‌خواهد. بهتر است پیش از مطالعه، خلاصه‌های مفصل آن را نخوانید؛ کشف تدریجی موقعیت نویل، بخش مهمی از تجربه این داستان است.

کدام رمان آخرالزمانی را انتخاب کنیم؟

انتخاب میان این پنج کتاب به نوع تجربه‌ای بستگی دارد که از داستان انتظار داریم. برای نقد اجتماعی، کوری؛ برای رابطه عاطفی در دل ویرانی، جاده؛ برای توجه به هنر و خاطره، ایستگاه یازده؛ برای ماجرایی گسترده و فراطبیعی، ایستادگی؛ و برای وحشت و تنهایی، من افسانه هستم پیشنهادهای متفاوتی‌اند.

پیش از شروع، تحمل خود نسبت به خشونت، ریتم کند یا تعدد شخصیت‌ها را در نظر بگیرید. ارزش رمان آخرالزمانی فقط در اندازه فاجعه نیست؛ در این است که نشان بدهد وقتی امکانات و قواعد آشنا حذف می‌شوند، انسان چه انتخابی می‌کند و برای حفظ چه چیزی حاضر است هزینه بدهد.

پایان رپرتاژ آگهی
#آخرالزمان #رمان #داستان #ادبیات #کتاب
منبع: ایلنا اقتصادی