به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از هالیوود ریپورتر، ویدیوهای کوتاه از طغیانها و غرولندهای ژیژک درباره ایدئولوژی در فضای مجازی به شدت وایرال شده است. ترکیبی از پیامهای عمیق و فرستندهای آشفته و بینظم - که با موهای ژولیده، تیکهای عصبی و بیان رگباری کلمات بلافاصله به شکل میم درمیآیند - او را به چهرهای محبوب در شبکههای اجتماعی تبدیل کرده است.
اما برقراری ارتباط با او در یک تماس ویدیویی، تجربهای کاملاً متفاوتی است. وقتی ارتباط زوم برقرار میشود، ژیژک کلافه، گرم و بهشدت آشفته به نظر میرسد. او پیش از شروع مصاحبه میگوید: «بیایید این را سریع تمام کنیم. بیرون طوفان است، هوای به شدت گرم، حالم به هم میخورد.» با این حال، کافی است نامی از سینما و فیلمها به میان بیاید تا موتور محرک ذهن او روشن شود و بدون هیچ مقدمهای به دل مباحث جنجالی شیرجه بزند.
او بیمحابا درباره پدیدههای روز فرهنگ عامه صحبت میکند و میپرسد: «آیا اسپایدرمن جدید را دیدهاید؟ واقعاً تخم دوزرده گذاشته است! دو میلیارد دلار یا چه میدانم چقدر در گیشه فروخته است. من آن را تماشا کردم. من از بلاکباسترها بهخودیخود تنفر ندارم، اما واقعاً جذابیت آنها را درک نمیکنم. همین طور درباره تیلور سوئیفت. چرا او اینقدر محبوب است؟ من تلاش میکنم به او گوش دهم، اما نمیدانم واقعاً آنجا چه خبر است.»
در نقطه مقابل این آثار پرطرفدار، سلیقه سینمایی ژیژک چرخشی جالب پیدا میکند. او به فیلمهایی اشاره میکند که به شکلی عریان به تاریکیهای درون انسان سرک کشیدهاند. به عقیده او، آثار اخیر سینما به روشنی خطرات گشودگی و صداقت افراطی را به نمایش میگذارند. او معتقد است که هیچ جنبه رهاییبخشی در کاملاً خودِ واقعی بودن وجود ندارد؛ چرا که با نگاهی عمیق به درون هر انسانی، خواهیم دید که همه ما پر از تناقض، میلهای تاریک و تاریکیهای پنهان هستیم. او هشدار میدهد که جامعه در حال ورود به دورانی بیپروا است و جریانهای فکری باید دوباره مفهوم شرم و خویشتنداری اخلاقی را بازشناسند. البته ژیژک بلافاصله اعتراف میکند که خویشتنداری خودِ او چندان دوامی ندارد و بیمناسبت اعتراف میکند که بازیگرانی چون اولیویا وایلد را بسیار جذاب میداند؛ اعترافاتی طوفانی که چاشنی همیشگی گفتوگوهای اوست.
این رویکرد ساختارشکنی و پرشهای منطقی، شاکله اصلی مستند جدید او با عنوان «راهنمای انحرافگر به سوی آرمانشهرها» را تشکیل میدهد. این اثر، سومین همکاری مشترک او با «سوفی فاینس»، کارگردان مستندهای مشهور «راهنمای انحرافگر به سوی سینما» (۲۰۰۶) و «راهنمای انحرافگر به سوی ایدئولوژی» (۲۰۱۲) است که تلاش میکند تفکرات ژیژک را از دریچه سینما فیلتر کرده و به مخاطب منتقل کند. تماس زوم با ژیژک نیز دقیقاً بازتابی از همین مستند است؛ پر از حاشیههای انحرافی و جهشهای فکری از سیاستهای روز گرفته تا بحرانهای اقتصادی و فرمولهای پیچیده سینمایی.
ایدههای این فیلسوف چپگرا در مستند جدید ساده نیستند. او در این اثر به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه جامعه مدرن سرمایهداری، با اتکا به ایدئولوژیهای رقابت، جامعه باز و اقتصاد بازار، تصور یک آرمانشهر واقعی و جایگزین را برای انسان معاصر ناممکن ساخته است. سوفی فاینس در این مستند تلاش نکرده مفاهیم را سادهسازی کند، بلکه با مهارت از فیلمها به عنوان ابزاری بصری برای تجسم بخشیدن به فلسفه پیچیده ژیژک بهره برده است. در این مستند، فیلمهای ترسناک به تمثیلی از طبقات اجتماعی تبدیل میشوند و ارجاعات سینمایی گوناگون، همچون صحنه پرنده له شده در فیلم «پرستیژ» اثر کریستفر نولان، نمادی از تلفات خاموش در پشت هر نوآوری جادویی در سیستم سرمایهداری به شمار میروند.
بخش جذاب این مستند، حضور فیزیکی خود ژیژک در بازآفرینی صحنههای ماندگار سینمایی است. او با پوشیدن لباس عروس در یک وان حمام دراز میکشد تا درباره درام آخرالزمانی «مالیخولیا» اثر لارس فون تریه صحبت کند، یا با ردایی قرمز روی تخت دراز میکشد تا نگاهی به دنیای دیستوپیایی سریال «سرگذشت ندیمه» بیندازد. تحلیلهای او معمولاً ضدشهودی و ساختارشکنانه است؛ مثلاً فیلم «ماتریس» را نه به عنوان داستانی درباره بیداری از یک واقعیت مصنوعی، بلکه به عنوان گواهی بر نیاز بشر به چنین خیالپردازیهایی تفسیر میکند تا تحمل واقعیت برایش ممکن شود.
ژیژک در این مستند تأکید میکند که وظیفه بنیادین ما دیدن جهان همانطور که هست، است و در این میان سینما بهترین ابزار برای آشکار کردن پیشفرضهای پنهانی است که در روزمرگی خود متوجه آنها نمیشویم. به باور او، هالیوود و سینما به تنهایی نمیتوانند بشریت را از فجایع پیشرو نظیر بحرانهای اقتصادی و زیستمحیطی نجات دهند، اما فضایی نمادین فراهم میکنند تا در آرامش نسبی، نظارهگر پایان جهان باشیم؛ درست مانند صحنه پایانی فیلم «مالیخولیا» که قهرمانان در پناهگاهی محقر منتظر فاجعه میمانند.
مستند جنجالی «راهنمای انحرافگر به سوی آرمانشهرها» پس از نخستین نمایش جهانی خود در فستیوال فیلم ونیز، بار دیگر ثابت کرد ترکیب نگاه تیزبین اسلاوی ژیژک و روایت تصویری سوفی فاینس تا چه اندازه میتواند چالشبرانگیز، عمیق و تفکربرانگیز باشد.