منو

صفحه اصلی

اخبار

تحلیل آماری یک دانش‌آموز، راز نبوغ موتسارت را فاش کرد

یک دانش‌آموز ۱۸ ساله آمریکایی با تحلیل آثار موتسارت، هایدن، بتهوون و شوبرت، به درکی جدید از ویژگی‌های متمایز موسیقی این آهنگسازان دست یافت. این پژوهش در گاردین منتشر شده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا به نقل از گاردین، قرن‌هاست موسیقی‌شناسان و نظریه‌پردازان در جست‌وجوی پاسخی برای یک پرسش دشوار هستند. اینکه چه چیزی موسیقی یک آهنگساز را از آثار دیگران متمایز می‌کند و باعث می‌شود یک اثر، حتی پس از بارها شنیده‌شدن، همچنان تازگی و قدرت غافلگیرکنندگی خود را حفظ کند؟

اکنون پژوهش یک دانش‌آموز ۱۸ ساله آمریکایی با استفاده از تحلیل آماری و محاسباتی، شواهد تازه‌ای درباره یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های موسیقی ولفگانگ آمادئوس موتسارت ارائه کرده است؛ اینکه ملودی‌های او در مقیاس نت‌به‌نت، بیش از آثار برخی آهنگسازان بزرگ هم‌ عصر و پس از او، الگوهای انتظار شنونده را ایجاد و سپس برهم می‌زنند!

این پژوهش، بدون آنکه مدعی جایگزین‌ کردن ریاضیات با موسیقی‌شناسی باشد، دریچه‌ای تازه به رابطه میان ساختار موسیقی، پیش‌بینی‌پذیری و تجربه شنیداری می‌گشاید.

ویل شارپ در نقش موتسارت در مجموعه تلویزیونی «آمادئوس» محصول اسکای/ عکس: آدریان سابو/ اسکای بریتانیا

چه مولفه‌هایی آثار یک آهنگساز را متمایز می‌کند

همچنان این پرسشی است که قرن‌ها ذهن اندیشمندان موسیقی را به خود مشغول کرده است. اینکه دقیقاً چه چیزی در موسیقی یک آهنگساز باعث می‌شود آثار او از آثار دیگران متمایزتر باشد؟

حوزه‌های دانشگاهی گسترده‌ای در زمینه تحلیل موسیقی و موسیقی‌شناسی تاریخی، و همچنین شکل‌گیری مجموعه آثار «بزرگ» و تثبیت‌شده موسیقی کلاسیک، حول پرسشی مهم شکل گرفته‌اند. سوال این است که آیا می‌توان ثابت کرد که مثلاً موتسارت از نظر قابل‌اندازه‌گیری، آهنگساز «بهتری» از دیگران بوده است؟

احساس غریزی ما نسبت به جادوی حسی موسیقی موتسارت بخشی از پاسخ این معادله است؛ اما توضیح دقیق اینکه چگونه قطعات او می‌توانند یک عمر شنیدن را تاب بیاورند! چرا لذت شنیدنشان هرگز رنگ نمی‌بازد؟ و چگونه حتی زمانی که اثری را از درون و بیرون می‌شناسیم، بازهم می‌تواند ما را غافلگیر کند؟ این مورد همان پرسش یک‌ میلیون‌ دلاری موسیقی‌شناسی است.

موتسارت؛ هنرمندی که می‌سازد و ویران می‌کند!

به طور واضح می‌توان گفت موتسارت الگوهای انتظار را می‌سازد و سپس آنها را برهم می‌زند. در واقع، آنچه نسل‌های مختلف تحلیلگران موسیقی تلاش کرده‌اند با روش‌های ناقص و تکنیک‌های گوناگون، و تا حد زیادی ذهنی، انجام دهند و عمدتاً در آن ناکام مانده‌اند، یک دانش‌آموز ۱۸ ساله آمریکایی توانسته است با ترکیبی از داده‌ها و نبوغ تفسیری به اثبات برساند.

تصویری از لینوس چن-پلاتکین/عکس: کریس ایرز

کمی درباره دانش‌آموز اهل فیلادلفیا

پژوهش اخیر لینوس چن-پلاتکین، دانش‌آموزی از فیلادلفیا، نشان می‌دهد که ملودی‌های موتسارت در روند پیشروی خود، لحظه‌ به‌ لحظه و نت‌ به‌ نت، غافلگیرکننده‌تر از ملودی‌های آهنگسازان هم‌ عصر و پس از او، یعنی هایدن، بتهوون و شوبرت هستند.

چن-پلاتکین ۶۰۰ موومان از سونات‌های پیانو و کوارتت‌های زهی این چهار آهنگساز را با نرم‌افزاری که خودش طراحی کرده بود بررسی کرد؛ نرم‌افزاری که ملودی‌های آنها را با استفاده از زنجیره‌های مارکوف و دیگر ابزارهای آماری و ریاضی تحلیل می‌کرد. او توضیحی درباره این پژوهش نیز ارائه کرده است.

داده‌ها نشان دادند که ملودی‌های موتسارت «حافظه» کوتاه‌تری نسبت به آثار دیگر آهنگسازان دارند. این بدان معناست که مسیر حرکت آنها کمتر قابل پیش‌بینی است: موتسارت در ملودی‌ها و ایده‌های خود الگوهای انتظاری ایجاد می‌کند و سپس آنها را به‌جای تأیید، برهم می‌زند.

می‌توان این ویژگی را به‌صورت غریزی در بسیاری از لحظات کوارتت‌های زهی او شنید؛ برای مثال، ایده آغازین کوارتت می‌بمل ماژور، کِی ۴۲۸، که از همان نت سوم شروع به فاصله گرفتن از محدوده انتظار می‌کند؛ یا آغاز «کوارتت دیسونانس»، کِی ۴۶۵، که مقدمه کامل آن زنجیره‌ای از حرکت‌های ملودیک و هارمونیکِ هر لحظه غافلگیرکننده‌تر است.

ریاضیات قرار نیست جای موسیقی‌شناسی را بگیرد

چن-پلاتکین درباره پیامدهای پژوهش خود محتاط است و هم محدودیت‌های آن را می‌شناسد و هم امکاناتش را. در واقع، تحلیل‌های آماری او به نوعی نتیجه‌گیری‌هایی را تقویت می‌کنند که موسیقی‌شناسان بارها درباره موسیقی موتسارت مطرح کرده‌اند: اینکه موسیقی او در حرکت از نت به نت و از عبارت به عبارت، سرشار از غنا و شگفتی است، اما موتسارت علاقه کمتری به یافتن ساختارهای تازه یا غیرقابل‌پیش‌بینی در گستره یک موومان کامل داشته است.

در واقع، اگر چن-پلاتکین به‌جای بررسی غیرقابل‌پیش‌بینی بودن در مقیاس کوچکِ ملودی‌ها و نغمه‌های منفرد، غیرقابل‌پیش‌بینی بودن را در سراسر قطعات بررسی می‌کرد، احتمالاً به نتایج بسیار متفاوتی می‌رسید. دست‌کم حدس من این است که در چنین رقابتی، هایدن و بتهوون پیروز می‌شدند.

با این حال، چن-پلاتکین نمی‌گوید ریاضیات باید جای موسیقی‌شناسی را بگیرد. او علاوه بر مخالفت با استفاده از هوش مصنوعی مولد در آفرینش هنری، صرفاً می‌خواهد نشان دهد که تحلیل آماری چگونه می‌تواند به آشکار شدن الگوهای زیربنایی خلاقیت انسانی کمک کند.

و کار او تازه آغاز شده است: او پاییز امسال وارد دانشگاه می‌شود و از هم‌اکنون تحلیل محاسباتی آثار و نوشته‌های جفری چاسر را آغاز کرده است.

او می‌گوید: به هر حال، من دوباره سراغ موتسارت رفته‌ام و با انگشتانم که همچون یک مولد تصادفی نت‌ها عمل می‌کنند، تلاش می‌کنم ــ و بار دیگر شکست می‌خورم ــ حتی یک موومان از سونات‌های پیانوی او را بدون اشتباهی اجرا کنم؛ اشتباهی که حتی نرم‌افزار چن-پلاتکین یا زنجیره‌های مارکوف هم قادر به پیش‌بینی آن نبودند.

ارکستر فیلارمونیک سلطنتی؛ ۸۰ سال از باشکوه تا عجیب

ارکستر فیلارمونیک سلطنتی این هفته ۸۰ ساله می‌شود و همان‌طور که در جدول زمانی سالگرد آن می‌توان دید، دلایل زیادی برای جشن گرفتن وجود دارد. کدام ارکستر دیگری می‌تواند میراثی را به نام خود ثبت کند که برخی از هیجان‌انگیزترین اجراهای ضبط‌شده سیبلیوس در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ را دربر بگیرد؟

برای شنیدن مرزهای امکان‌پذیر در اجرای ارکسترال، به اجرای «تاپیولا» به رهبری توماس بیچام، بنیان‌گذار ارکستر، گوش دهید؛ جایی که سیبلیوس موسیقی خود را به سوی مرزهای تازه‌ای از سرکشی و تجربه‌گرایی می‌راند.

سپس، در سال‌هایی که رودولف کِمپه در دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ رهبری ارکستر را بر عهده داشت، این مجموعه زندگی موسیقایی لندن را دگرگون کرد و ضبط‌های پیشگامانه‌ای مانند «مَس گلاگولیتی» اثر یاناچک را انجام داد.

اما همین ارکستر، همان مجموعه‌ای است که بیچام تا زمانی که رهبری آن را بر عهده داشت ــ تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۱ ــ اصرار داشت اعضایش فقط مرد باشند و بیش از یک دهه بعد، نخستین نوازنده زن خود، یعنی پرودنس ویتاکر، نوازنده کلارینت، را پذیرفت.

هشتادمین سالگرد ارکستر فیلارمونیک سلطنتی واسیلی پترنکو در جشنواره «مالتی‌تودز» آوریل ۲۰۲۵/ رهبری ارکستر فیلارمونیک سلطنتی را در تالار رویال فستیوال برعهده دارد/ عکس: مارک آلن

از «هوکد آن کلاسیکس» تا مراسم تاج‌گذاری

این همان گروهی است که در دهه ۱۹۸۰ با «هوکد آن کلاسیکس» ابعاد تازه‌ای از ابتذالِ ارکسترال را تجربه کرد، در دهه ۱۹۹۰ موسیقی آغاز رقابت‌های لیگ قهرمانان اروپا را ضبط کرد و در دهه ۲۰۲۰ در مراسم تاج‌گذاری شاه چارلز سوم نواخت.همین ارکستر تابستان امسال نیز با ماندل چانگ همکاری کرد؛ رهبری که مبلغی نامشخص پرداخت کرد تا سمفونی «رستاخیز» مالر را رهبری کند.

ارکستر فیلارمونیک سلطنتی طی دهه‌ها، موسیقیِ دوره‌های مختلف را از والا تا مضحک همراهی کرده و در طول این سال‌ها از بحران‌های مالی پی‌درپی عبور کرده است. از زمان آغاز مدیریت هنری واسیلی پترنکو در سال ۲۰۲۱، امیدوارم وجه باشکوه این میراث همچنان دست بالا را داشته باشد.

این هفته تام سرویس به چه موسیقی‌ای گوش داده است؟

این هفته به ضبط ریکاردو میناسی از سه سمفونی پایانی موتسارت با گروه «اِنسِمبل رِزونانتس» گوش داده‌ام. تخیل خشن و پرقدرت آنها مرا شگفت‌زده کرده است.

بی‌ثباتیِ بیانی این اجراها و ترکیب سبک‌ها، گونه‌های موسیقایی و ایده‌های مختلف در آنها، چیزی خارج از قاعده درباره نحوه اجرای این موسیقی نیست؛ بلکه در تار و پود ساختار این سمفونی‌ها و معنایی که در خود دارند، نهفته است.

در پایان باید گفت موتسارت واقعاً غیرقابل‌پیش‌بینی است!

#هایدن #تحلیل آماری #موتسارت #بتهوون #موسیقی
منبع: ایلنا هنری