منو

صفحه اصلی

اخبار

مدیران منفعل و توهم قانون‌مداری؛ سد راه توسعه و سرمایه‌گذاری در استان‌ها

مدیران منفعل با پناه گرفتن پشت بندها و تبصره‌ها، توسعه و سرمایه‌گذاری را مختل می‌کنند و در نتیجه به اقتصاد منطقه لطمه می‌زنند.

حسن شهنیایی

در مسیر توسعه و پیشرفت مناطق و استان‌های مستعد، غالباً آنچه بیش از کمبود منابع مالی مانع‌آفرینی می‌کند، فقر جسارت در تصمیم‌گیری و نگاه‌های محدود اداری است. دگم‌اندیشی و تنگ‌نظری برخی مسئولان، امروز به آفت اصلی آبادانی این مناطق تبدیل شده است. این افراد با پنهان شدن پشت تفسیرهای خشک و انعطاف‌ناپذیر از بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌ها، عملاً پویایی و خطرپذیریِ معقول را از ساختار اجرایی سلب کرده‌اند. نتیجه مستقیم این کوته‌فکری، ایجاد هزارتوهای خسته‌کننده و مانع‌تراشی‌های بی‌دلیل برای سرمایه‌گذاران بخش خصوصی است که پیامدهای آن دامان اقتصاد منطقه را می‌گیرد.

​مدیران راهگشا در برابر مدیران منفعل و محافظه‌کار

​قوانین و دستورالعمل‌ها در ذات خود برای نظم‌بخشی، شفافیت و پیشبرد امور وضع شده‌اند، اما در دست مدیران فاقد بینش توسعه‌محور، به ابزاری برای توجیه بی‌عملی تبدیل می‌شوند.

مدیر منفعل، قانون را دیواری در برابر تغییر می‌بیند و با پناه گرفتن پشت بندها و تبصره‌ها، حاشیه امن میز مدیریت خود را حفظ می‌کند. او به جای یافتن راهکار، همواره در جستجوی دلیلی برای انجام ندادن کارهاست.​در نقطه مقابل، مدیر راهگشا و توسعه‌گرا، با تسلط بر همان قوانین، راه‌های قانونی برای گره‌گشایی و تسهیل امور پیدا می‌کند. تفاوت این دو رویکرد، تفاوت میان توقف و حرکت است.​«مدیری که جسارت تصمیم‌گیری ندارد و قانون را نه ابزار تسهیل، که چماق توقف می‌پندارد، ناخواسته بزرگ‌ترین ضربه را به روند پیشرفت منطقه خود وارد می‌کند.»

​فرار سرمایه‌ها و تشدید پیامدهای ناگوار اقتصادی

​سرمایه‌گذار بخش خصوصی، پیشران اقتصاد محلی و آفریننده فرصت‌های شغلی است. او در جستجوی بستری امن، شفاف و همراه با تسهیل‌گری است. هنگامی که کارآفرین به جای حمایت، با سنگ‌اندازی‌های سلیقه‌ای، کاغذبازی‌های فرساینده و نگاه‌های بدبینانه روبرو می‌شود، عطای سرمایه‌گذاری را به لقایش می‌بخشد.​خروج سرمایه از یک استان، تنها انتقال منابع مالی نیست؛ بلکه پیامدهای زنجیره‌واری به دنبال دارد:​از دست رفتن فرصت‌های شغلی برای جوانان منطقه​کاهش درآمد سرانه و افت رفاه عمومی​توقف یا کندی در اجرای طرح‌های عمرانی​تشدید مهاجرت نیروهای کارآمد به سمت مناطق توسعه‌یافته‌تر​این محافظه‌کاری مخرب، بذر ناامیدی را در دل جامعه محلی می‌کارد و چرخه فقر و عقب‌ماندگی را بازتولید می‌کند.

​ضرورت بازنگری در نظام ارزیابی مدیران

​برای برون‌رفت از این چرخه معیوب، نیازمند تغییر بنیادین در شیوه ارزیابی عملکرد دستگاه‌های اجرایی هستیم. تا زمانی که معیار سنجش مدیران، صرفاً انطباق کورکورانه با رویه‌های اداری و سخت‌گیری‌های بی‌مورد باشد، نمی‌توان انتظار شکوفایی داشت.​شاخص ارزیابی موفقیت یک مسئول در استان، باید بر مبنای مؤلفه‌های زیر باشد:​میزان جذب سرمایه و هدایت آن به سمت تولید​تعداد طرح‌های به ثمر نشسته در دوره مدیریت​میزان اشتغال‌زایی واقعی و پایدار​رضایت کارآفرینان از روند پاسخگویی و تسهیل‌گری دستگاه متبوع​مدیری که با وجود ظرفیت‌های فراوان استانی، نتواند سرمایه‌ای جذب کند یا باعث دلسردی بخش خصوصی شود، در عمل عملکردی مردود داشته است و نباید پشت نقاب قانون‌مداری پنهان شود.

سخن پایانی

​توسعه همه‌جانبه، پیش از آنکه نیازمند بودجه‌های کلان باشد، محتاج اندیشه‌های بلند و اراده‌های مستحکم است. رهایی از بن‌بست کنونی در گرو عبور از دگم‌اندیشی اداری و تغییر نگاه به بخش خصوصی است.​بخش خصوصی شریک راهبردی توسعه است، نه رقیب یا مزاحم. اگر خواهان آبادانی و بالندگی استان‌های خود هستیم، باید دست مدیران جسور و راهگشا را بفشاریم و فضای اداری را از انحصار نگاه‌های تنگ‌نظرانه پاک کنیم. تنها در این صورت است که قطار توسعه روی ریل پیشرفت واقعی قرار خواهد گرفت.

#مدیران منفعل #مدیریت توسعه گرا #قانون مداری #سرمایه گذاری #استان ها
منبع: عصر ایران