عصر ایران - اتاق بازرگانی تهران یکی از مهمترین نهادهای بخش خصوصی ایران است که هزاران بنگاه اقتصادی و مدیران بزرگ کشور در ساختار آن حضور دارند. با این حال افکار عمومی اتاق بازرگانی تهران را با چه پیامی میشناسد؟ اگر از یک فعال اقتصادی بپرسیم رئیس اتاق کیست احتمالاً نام او را میداند اما شاید نتواند به روشنی بگوید او دقیقاً نماینده کدام دیدگاه اقتصادی است. همین پرسش درباره سایر اعضای هیئترئیسه یعنی فریال مستوفی، شهاب جوانمردی، عباس آرگون و فرزین فردیس نیز مطرح است. هرکدام از این افراد سابقه و حوزه فعالیت مشخصی دارند اما باید دید آیا این تخصصها به برندهای شخصی قابلشناسایی تبدیل شدهاند یا خیر.
ترکیب فعلی هیئترئیسه فقط شامل مدیران داخلی اتاق نیست و هرکدام از آنها میتوانند نماینده بخشی از اقتصاد ایران باشند. البته هر مدیر شناختهشدهای الزاماً برند شخصی قدرتمندی ندارد. برند شخصی زمانی شکل میگیرد که نام یک فرد با یک مسئله یا دیدگاه مشخص پیوند بخورد تا مخاطب بتواند در یک جمله بگوید آن مدیر نماینده چه موضوعی است. از این زاویه اتاق تهران چهرههای معتبر زیادی دارد اما همه آنها هنوز به برندهای اقتصادی متمایز تبدیل نشدهاند.
محمود نجفیعرب و جستوجوی یک روایت مرکزی
محمود نجفیعرب از صنعت دارو و اقتصاد سلامت آمده و تصویر رسانهای او بیشتر نمایانگر مدیری آرام، نهادی و اهل گفتوگو است که تلاش میکند رابطه اتاق را با دولت حفظ کند. این ویژگی برای رئیس اتاق لازم است اما کافی به نظر نمیرسد. او باید بتواند مسائل پراکنده بخش خصوصی را به یک روایت عمومی تبدیل کند تا روشن شود اتاق تهران از چه سیاستهایی دفاع میکند. مسئله نجفیعرب کمبود اعتبار نیست بلکه ثبت نشدن یک ایده مرکزی به نام اوست. او باید مشخص کند آیا سخنگوی تولید است یا مدافع گفتوگوی دولت و بخش خصوصی و یا نماینده اقتصاد سلامت. یک برند نمیتواند همزمان مالک دهها موضوع باشد و او به یک روایت مرکزی برای اتصال فعالیتهایش نیاز دارد.
ظرفیتهای متمایز در دیپلماسی اقتصادی و فناوری
فریال مستوفی از مهمترین زنان فعال در اتاق تهران است که نامش با سرمایهگذاری، معدن و روابط اقتصادی بینالمللی گره خورده است. او ظرفیت ساخت یک برند متمایز را دارد تا بهعنوان زنی در سطح عالی مدیریت بخش خصوصی درباره دیپلماسی اقتصادی سخن بگوید. با وجود این ظرفیت بالا تصویر عمومی او بیشتر در میان فعالان تخصصی شناخته شده است. جامعه گستردهتر باید بداند او چه دیدگاهی درباره موانع سرمایهگذاری دارد و بخش خصوصی چگونه میتواند ارتباط خود را با بازارهای جهانی حفظ کند. این جایگاه با گزارشهای تشریفاتی ساخته نمیشود و به تحلیل مستمر و روایتی قابلفهم نیاز دارد.
شهاب جوانمردی نیز با فناوری و اقتصاد دیجیتال شناخته میشود و حضور او میتواند نشانه پیوند اتاق با نسل تازه کسبوکارها باشد. این چهره میتواند تصویر سنتی نهاد را که متعلق به تجار قدیمی است تغییر دهد. اما این ظرفیت زمانی بالفعل میشود که او نشان دهد فناوری چگونه میتواند مسائل اصلی اقتصاد ایران مانند بهرهوری و نظام بانکی را حل کند. فرصت اصلی او ساختن پلی میان اقتصاد سنتی و دیجیتال است و اگر مفاهیم پیچیده را به زبان مدیران صنعتی و مردم ترجمه کند صاحب یکی از متمایزترین برندها خواهد شد.
چهرههای رسانهای و آیندهنگر هیئترئیسه
در میان اعضا عباس آرگون حضور رسانهای محسوستری دارد و نام او با بازار سرمایه، ارز و تأمین مالی پیوند خورده است. این حضور پرتعداد یک مزیت است اما بهتنهایی برند نمیسازد. او باید از یک کارشناس رسانهای که صرفاً اتفاقات را توضیح میدهد به یک صدای سیاستی تبدیل شود که راهحل مشخص ارائه میکند. اگر مواضع او در قالب یک منظومه روشن تنظیم شود سرمایه مهمی برای اتاق تهران خواهد بود.
فرزین فردیس نیز نماینده اقتصاد دیجیتال و تحول فناوری است و میتواند صدای آیندهنگری در اتاق باشد که تغییرات سالهای پیش رو را میبیند. موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، آینده اشتغال و تغییر مدلهای کسبوکار قلمرو تخصصی او هستند اما این مباحث معمولاً در حلقههای تخصصی باقی میمانند. او برای تبدیل شدن به یک برند عمومیتر باید اثر این تحولات را بر زندگی روزمره مردم و بنگاههای سنتی با مثالهای ملموس توضیح دهد.
معماری برند، نیاز حیاتی برای صدای بخش خصوصی
در کنار هیئترئیسه چهرههایی مانند علیرضا کیانی در بازار پول، داود رنگی در گمرک، ایرج رهبر در عمران و مهراد عباد در تجارت خارجی حضور دارند. این تعدد صدا میتواند نقطه قوت باشد اما اگر با معماری روشن و تقسیم نقش همراه نباشد به مجموعهای از اظهارنظرهای پراکنده منجر میشود. مخاطب باید بداند صدای اصلی اتاق در هر بحران کیست و نقش هر چهره دقیقاً کجاست.
برند شخصی در اتاق هرگز به معنای تبلیغ فردی نیست. وقتی مدیری به صدایی معتبر تبدیل میشود در واقع اعتبار نهاد را افزایش میدهد و برند او در خدمت مأموریت اتاق قرار میگیرد. اتاق تهران مواد اولیه برای ساختن برندهای معتبر را در اختیار دارد اما برند با سمت اداری ساخته نمیشود. قدرت اتاق بازرگانی تهران در گرو تبدیل شدن این نامها به شبکهای از صداهای معتبر و هماهنگ است که هرکدام بخشی از داستان بخش خصوصی ایران را به درستی روایت کنند.