منو

صفحه اصلی

اخبار

امروز با سهراب سپهری : چه کسی پشت درختان است؟

سهراب سپهری در شعری کوتاه از طبیعت گلستان صحبت می‌کند و به معنای زندگی و حیات اشاره دارد.

"در گلستانه"

دشت‌هایی چه فراخ!
کوه‌هایی چه بلنددر گلستانه چه بوی علفی می‌آمد!من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:پی خوابی شاید،پی نوری، ریگی، لبخندی.پشت تبریزی‌هاغِفلت پاکی بود، که صدایم می‌زد.پای نی‌زاری ماندم، باد می‌آمد، گوش دادم:چه کسی با من، حرف می‌زند؟سوسماری لغزید.راه افتادم.یونجه‌زاری سر راه،بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگو فراموشی خاک.لب آبیگیوه‌ها را کندم، و نشستم، پاها در آب:«من چه سبزم امروزو چه اندازه تنم هوشیار است!نکند اندوهی، سر رسد از پس کوه.چه کسی پشت درختان است؟هیچ، می‌چرد گاوی در کَرت ظهر تابستان است.سایه‌ها می‌دانند، که چه تابستانی است.سایه‌هایی بی‌ لک،گوشه‌ای روشن و پاک،کودکان احساس! جای بازی این‌جاست.زندگی خالی نیست:مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.آریتا شقایق هست، زندگی باید کرد.در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبحو چنان بی‌تابم، که دلم می‌خواهدبدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه دورها آوایی است، که مرا می‌خواند.»
#سهراب سپهری #گلستان #شعر
منبع: عصر ایران