منو

صفحه اصلی

اخبار

اضطراب؛ فراتر از ترس و یک عارضه روانی

سورن کی‌یرکگور، فیلسوف دانمارکی، اضطراب را صرفاً یک واکنش روانی یا ترس نمی‌داند، بلکه آن را ریشه در گشودگی انسان به امکانات و پرسش از آینده می‌داند.

عصر ایران؛ محسن سلیمانی فاخر- سورن کی‌یرکه‌گور، فیلسوف مسیحی دانمارکی اضطراب را برخلاف معنای رایج آن، صرفاً یک عارضه روانی، ترس یا واکنش به یک خطر بیرونی نمی‌داند. اضطراب در نگاه او در ژرف‌ترین سطح، نشانهٔ وضعیت خاص انسان است؛ وضعیتی که انسان را از حیوان و فرشته متمایز می‌کند.

انسان موجودی است میان محدودیت و امکان. بدن، تاریخ، خانواده، محیط، گذشته و موقعیت اجتماعی او را محدود می‌کنند؛ اما هم‌زمان آینده برای او کاملاً بسته و تعیین‌شده نیست.

انسان می‌تواند انتخاب کند، تغییر کند، «چیز دیگری» بشود. همین گشودگی به امکان است که اضطراب را پدید می‌آورد. در خوانش کی‌یرکه‌گور، بنابراین اضطراب از جایی آغاز می‌شود که انسان با این پرسش مواجه می‌شود: چه می‌توانم بشوم؟

از همین‌جاست که تعبیر مشهور کی‌یرکه‌گور معنا پیدا می‌کند: «اضطراب، سرگیجهٔ آزادی است.» در مفهوم اضطراب، «ویجیلیوس هاونینسیس» اضطراب را آگاهی انسان از امکان آزادی می‌داند؛ اضطراب نه صرفاً مانعی در برابر آزادی، بلکه تجربه‌ای است که آزادی را برای انسان آشکار می‌کند.

ترس همان اضطراب نیست

ترس معمولاً موضوع دارد؛ از بیماری، مرگ، سقوط، جنگ، حیوان یا حادثه‌ای مشخص می‌ترسیم. اما اضطراب کی‌یرکه‌گوری لزوماً موضوع معینی ندارد. انسان از «امکان» مضطرب می‌شود.

مثلاً فردی را تصور کنید که در برابر یک تصمیم مهم قرار گرفته است. مشکل فقط این نیست که نمی‌داند چه اتفاقی خواهد افتاد؛ مسأله عمیق‌تر است؛ هر انتخابی که انجام دهد، زندگی‌اش می‌تواند به مسیر دیگری برود. پس اضطراب، تجربه‌ی مواجهه با آینده‌ای است که هنوز تعیین نشده است.

در این معنا، اضطراب به آزادی وابسته است. اگر انسان کاملاً مجبور و از پیش تعیین‌شده بود، جایی برای اضطراب وجود نداشت؛ زیرا امکان دیگری در برابر او نبود. از سوی دیگر، اگر کاملاً نامحدود بود نیز مسئله به شکل دیگری حل می‌شد. انسان دقیقاً به این دلیل مضطرب است که هم محدود است و هم امکان دارد.

انسان «سنتز» است

عبارت «او سنتز است» یکی از کلیدهای اصلی فهم کی‌یرکه‌گور است. انسان نزد کی‌یرکه‌گور ترکیبی از اضداد است: متناهی/نامتناهی، ضروری/ممکن، زمانی/ابدی. ما بدن داریم، اما فقط بدن نیستیم. گذشته داریم، اما فقط گذشته نیستیم. در یک موقعیت اجتماعی مشخص قرار داریم، اما امکان تغییر آن را نیز در خود داریم. بنابراین اضطراب دقیقاً در شکاف میان آنچه هستیم و آنچه می‌توانیم باشیم متولد می‌شود.

از این منظر، جملهٔ «هرچه اضطراب ژرف‌تر باشد، انسان بزرگ‌تری است» را نباید به معنای ستایش رنج یا بیماری روانی فهمید. مقصود این است که هرچه انسان عمیق‌تر با امکان‌های وجود خود مواجه شود، امکان تجربه اضطراب نیز بیشتر می‌شود. پژوهش‌های فلسفی درباره مفهوم اضطراب نیز همین ارتباط میان اضطراب، امکان، آزادی و شکل‌گیری خود را محور تحلیل کی‌یرکگور می‌دانند.

چرا انسان از اضطراب فرار می‌کند؟

ما نمی‌توانیم از اضطراب و رنجی که حاصل می‌آورد بگریزیم. اما انسان معمولاً می‌کوشد امکان را به چیزی قطعی تبدیل کند. تصمیمی می‌گیرد فقط برای اینکه دیگر با تردید مواجه نباشد؛ به یک جمع، ایدئولوژی، عادت، رابطه یا نظام فکری پناه می‌برد تا بار انتخاب شخصی را از دوش خود بردارد.

از منظر کی‌یرکه‌گور، این فرار می‌تواند به شکل‌های مختلفی رخ دهد؛ انسان می‌کوشد «هیچ» را با «چیزی» جایگزین کند؛ یعنی به جای تحمل گشودگی و نامتعینی امکان، خود را به یک امر قطعی و حاضر متصل کند.

در اینجا اضطراب به مسئله‌ای وجودی و اخلاقی تبدیل می‌شود. این که «چگونه اضطراب را از بین ببرم؟» دیگر آن قدر مهم نیست بلکه مهم این است که با اضطرابِ ناشی از آزادی چه می‌کنم؟

کی‌یرکه‌گور اساساً درمان را در حذف کامل اضطراب نمی‌بیند. در مفهوم اضطراب، مسأله این است که انسان بیاموزد چگونه با اضطراب مواجه شود و از خلال آن به امکان آزادی و مسئولیت خود آگاه شود.

اضطراب، پیش از انتخاب

شاید بتوان کل بحث کی‌یرکه‌گور را در یک زنجیره خلاصه کرد:

امکان ← آزادی ← اضطراب ← انتخاب ← مسئولیت

انسان چون امکان دارد، آزاد است؛ چون آزاد است، با امکان‌های مختلف روبه‌رو می‌شود؛ چون امکان‌های مختلف وجود دارد، مضطرب می‌شود؛ و چون باید در میان این امکان‌ها انتخاب کند، مسئول انتخاب خویش می‌شود.

بنابراین اضطراب برای او چیزی نیست که صرفاً باید «درمان» شود. اضطراب یکی از نشانه‌های بنیادی انسان بودن است. به همین دلیل شاید بتوان چنین گفت: انسان مضطرب است، چون هنوز تماماً آن چیزی نیست که هست و هنوز امکان آن را دارد که چیز دیگری باشد و این دقیقاً نقطه‌ای است که اضطراب از یک حالت روانی فراتر می‌رود و به یک تجربه فلسفی از آزادی تبدیل می‌شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*برگرفته از: کتاب کی‌یرکه‌گور اثر کلر کارلایل؛ ترجمه محمدهادی حاجی بیگلو

#سورن کی یرکگور #نگرش #روانشناسی #اضطراب #فلسفه
منبع: عصر ایران