تحولات میدانهای نبرد و نیاز روزافزون نیروهای مسلح به تخصصهایی همچون فناوری اطلاعات، جنگ الکترونیک، پهپاد و پدافند، ضرورت بازاندیشی در مدل تأمین نیروی انسانی را پررنگتر کرده است؛ مدلی که میتواند در کنار سربازی وظیفه، برای نیروهای متخصص و واجد شرایط مسیر ادامه خدمت و اشتغال حرفهای را نیز تعریف کند.
به گزارش ایرنا، چهارم مهر روز سرباز است. روز سرباز امسال در شرایطی فرا میرسد که تجربه دو درگیری مستقیم نظامی در جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰ روزه، بار دیگر اهمیت نیروی انسانی آموزشدیده، متخصص و آمادهبهکار را در معادلات دفاعی برجسته کرده است؛ تجربهای که میتواند فرصتی برای بازاندیشی در این پرسش باشد که آیا همه نیازهای نیروی انسانی نیروهای مسلح باید از مسیر سرباز وظیفه تأمین شود یا بخشی از این نیاز مهم و استراتژیک را میتوان با جذب نیروهای حرفهای، حقوقبگیر و ماندگار پاسخ داد.
سربازی در ایران همچنان بر پایه نظام خدمت وظیفه عمومی است و سالانه شمار زیادی از جوانان برای گذراندن دوره ضرورت وارد نیروهای مسلح میشوند؛ جوانانی که بخشی از آنان پس از پایان خدمت، با دریافت کارت پایان خدمت از ساختار نظامی خارج میشوند و مسیر زندگی، تحصیل و اشتغال خود را در حوزههای دیگری دنبال میکنند.
سردار احمدرضا رادان فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی ایران در پیام خود به مناسبت «روز سرباز»، سربازی را نماد اقتدار ملی، مسئولیتپذیری اجتماعی و شجاعت جوانان دانسته و بر نقش سربازان در تأمین امنیت کشور تأکید کرده است؛ تعبیری که بار دیگر جایگاه نیروی انسانی جوان در ساختار دفاعی و امنیتی کشور را مورد توجه قرار میدهد.
در همین حال، ماهیت تهدیدات نیز طی سالهای گذشته تغییر کرده است؛ پهپادها، پدافند، جنگ الکترونیک، سامانههای اطلاعاتی و سایبری و تجهیزات پیچیده تسلیحاتی، بیش از گذشته به نیروهای آموزشدیده و متخصص نیاز دارند؛ نیروهایی که برای کسب مهارت و تجربه، به دورههای آموزشی و استمرار حضور در ساختارهای نظامی نیازمندند.
همین تغییرات، در کنار مباحث اجتماعی و اقتصادی مرتبط با خدمت وظیفه، بحث درباره مدل تأمین نیروی انسانی نیروهای مسلح را به یکی از موضوعات مورد توجه مجلس و مسئولان نظامی تبدیل کرده است؛ اینکه آیا همه نیازهای نیروی انسانی باید صرفاً از مسیر خدمت وظیفه تأمین شود یا میتوان در کنار سربازی اجباری، بخشی از نیروهای مورد نیاز را از طریق جذب، آموزش و بهکارگیری حرفهای و حقوقبگیر تأمین کرد.
از این منظر، پرسش اصلی دیگر صرفاً «چگونه مدت سربازی را کاهش دهیم؟» نیست؛ بلکه این است که در ساختار دفاعی آینده، چه سهمی از نیروی انسانی باید وظیفهای و چه سهمی میتواند حرفهای، آموزشدیده و دارای مسیر شغلی مشخص باشد.
سربازی حرفهای؛ ایدهای که چند سال است روی میز است
بحث درباره تغییر مدل سربازی موضوع تازهای نیست. در سالهای گذشته، شماری از نمایندگان مجلس از جمله ابوالفضل ابوترابی نماینده نجفآباد در دور یازدهم مجلس شورای اسلامی، طرحهایی را برای اصلاح نظام وظیفه و حرکت به سمت مدلهای حرفهایتر مطرح کردند.
این نماینده و عضو کمیسیون داخلی و شوراها، سال ۹۹ در جریان پیگیری طرح ساماندهی خدمت سربازی در مجلس یازدهم، از بررسی مدلی سخن گفته بود که در آن بخشی از جوانان به شکل حرفهای و با دریافت حقوق و مزایا در نیروهای مسلح خدمت کنند. در آن مقطع، هدف از طرح، تغییر نگاه از سربازی صرفاً اجباری به سمت استفاده تخصصیتر از ظرفیت نیروی جوان عنوان شد.
این بحث بعدها نیز ادامه یافت و در مجلس یازدهم و سپس در جریان بررسی برنامه هفتم پیشرفت، موضوع حرفهای شدن خدمت سربازی و تغییر شیوههای خدمت مطرح شد.
محسن پیرهادی، عضو هیأترئیسه مجلس یازدهم، نیز در سال ۱۴۰۲ درباره مصوبات مربوط به اصلاح خدمت سربازی از حرکت به سمت مدلهایی برای حرفهای شدن خدمت سخن گفت و تأکید کرد که ایجاد جذابیت و منطقیتر شدن شرایط خدمت میتواند نگاه جوانان به سربازی را تغییر دهد.
علاوه بر این، مجتبی یوسفی نماینده اهواز و عضو کمیسیون تلفیق برنامه هفتم در مرداد ۱۴۰۲ درباره اصلاح خدمت سربازی گفت موضوع سربازی حرفهای با هدف حذف سربازی اجباری و اصلاح قانون سربازی مطرح شده و در این مدل، افزایش حقوق و مزایای سربازان و استفاده از ظرفیت نخبگان و تحصیلات دانشگاهی مورد توجه قرار گرفته است.
این اظهارات یک نکته مهم را روشن میکند؛ «سربازی حرفهای» صرفاً مطالبهای بیرون از ساختار حاکمیتی نبوده و در سالهای اخیر در سطح قانونگذاری نیز درباره آن بحث شده است.
تجربه جنگهای اخیر؛ نیروی انسانی فقط «تعداد» نیست
اهمیت سربازی حرفهای زمانی بیشتر میشود که تجربه جنگ ۱۲روزه در سال ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه با آمریکا و اسرائیل را در نظر بگیریم؛ جنگ تحمیلی که در جریان آن، رژیم صهیونیسیتی و آمریکا مستقیم کشور را مورد حمله قرار دادند؛ این جنگ نشان داد که مفهوم «نیروی نظامی» دیگر صرفاً به تعداد نیروهای حاضر در میدان محدود نیست. در یک درگیری مدرن، آموزش تخصصی، سرعت تصمیمگیری، شناخت سامانهها، توان کار با تجهیزات پیشرفته، پدافند، عملیات پهپادی، جنگ الکترونیک، ارتباطات، اطلاعات و توان استمرار خدمت در شرایط بحران، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
در چنین شرایطی، این پرسش قابل طرح است که آیا ساختار فعلی سربازی میتواند علاوه بر تأمین نیروی انسانی مورد نیاز دوره ضرورت، به بستری برای شناسایی و حفظ نیروهای متخصص نیز تبدیل شود؟
به بیان دیگر، شاید مسئله آینده سربازی الزاماً «حذف سربازی» نباشد؛ بلکه تفکیک میان نیروی وظیفه و نیروی حرفهای باشد.
جوانی که در ۱۸، ۱۹ یا ۲۰سالگی وارد دوران خدمت سربازی میشود، ممکن است دانشجوی رشته مهندسی، متخصص فناوری اطلاعات، پزشک، تکنسین، کارشناس مخابرات یا دارای مهارتهای فنی دیگری باشد. بخشی از این ظرفیت در پایان خدمت از نیروهای مسلح خارج میشود، در حالی که ممکن است همان فرد در حوزه تخصصی خود برای ساختار دفاعی کشور ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند.
چرا سرباز حقوقبگیر میتواند موضوع یک اصلاح ساختاری باشد؟
در مدل فعلی، سرباز برای یک دوره مشخص وارد خدمت میشود و پس از پایان دوره، رابطه خدمتی او با نیروهای مسلح خاتمه مییابد. در مقابل، یک نیروی حرفهای میتواند سالها در یک تخصص مشخص آموزش ببیند، تجربه کسب کند و به مرور به نیرویی متخصص در همان حوزه تبدیل شود.
تفاوت این دو مدل، فقط تفاوت در میزان حقوق نیست؛ بلکه تفاوت در نوع سرمایهگذاری روی نیروی انسانی است. نیروی حرفهای برای ماندن، آموزش دیدن و ارتقای مهارت انگیزه شغلی دارد و سازمان نیز میتواند برای او مسیر آموزش، ارتقا، تخصص و مسئولیت تعریف کند.
از این منظر، یکی از موضوعاتی که میتواند در اصلاح نظام سربازی مورد بررسی قرار گیرد، ایجاد مسیر داوطلبانه تبدیل خدمت به اشتغال حرفهای است؛ یعنی جوانی که در دوران خدمت توانایی و علاقه خود را نشان میدهد و نیروهای مسلح نیز به تخصص او نیاز دارند، بتواند با سازوکار قانونی مشخص، پس از ارزیابی و طی دورههای لازم، به نیروی حرفهای تبدیل شود. این مسیر البته به معنای استخدام خودکار همه سربازان نیست؛ بلکه میتواند یک نظام انتخاب، آموزش و استخدام مبتنی بر نیاز نیروهای مسلح باشد.
سرباز نخبه؛ نمونهای از ظرفیت پنهان خدمت
در ساختار فعلی نیز استفاده تخصصی از سربازان سابقه دارد. در سالهای گذشته، مسئولان نظامی بارها بر استفاده از ظرفیت سربازان نخبه و تحصیلکرده در پروژههای تخصصی تأکید کردهاند.
شهید سرلشکر محمد باقری رئیس وقت ستاد کل نیروهای مسلح که در جنگ ۱۲ روزه توسط دشمن صهیونی به شهادت رسید، در سخنان خود بارها درباره سربازان نخبه بر حضور آنان در پروژههای تحقیقاتی و فعالیتهای تخصصی تأکید کرده بود.
همین تجربه نشان میدهد که سربازی الزاماً نباید دورهای منفک از تخصص فرد باشد. اگر یک مهندس در دوران سربازی در حوزه تخصصی خود به کار گرفته میشود، اگر یک متخصص فناوری اطلاعات میتواند در حوزه سایبری یا ارتباطات مورد استفاده قرار گیرد و اگر یک پزشک در حوزه درمان نیروهای مسلح خدمت میکند، گام بعدی میتواند این باشد که برای بخشی از این نیروها، مسیر ماندگاری و ادامه خدمت نیز تعریف شود.
از «سرباز ماهر» تا «سرباز حرفهای»
در سالهای اخیر طرحهای مختلفی با عنوان مهارتآموزی سربازان دنبال شده است؛ رویکردی که تلاش دارد دوران خدمت را صرفاً به یک دوره نظامی محدود نکند و سرباز با یک مهارت قابل استفاده در بازار کار از خدمت خارج شود اما شاید بتوان یک گام دیگر نیز در کنار این سیاست تعریف کرد.
در یک سوی مدل، «سرباز ماهر» قرار دارد که پس از پایان خدمت وارد بازار کار غیرنظامی میشود و در سوی دیگر، «سرباز حرفهای» میتواند قرار گیرد که در صورت نیاز سازمان و احراز شرایط، مسیر خود را در نیروهای مسلح ادامه میدهد. به این ترتیب، سربازی میتواند سه خروجی داشته باشد: خروج سرباز پس از پایان دوره ضرورت، ورود او به بازار کار غیرنظامی با مهارت کسبشده یا ادامه خدمت او در قالب نیروی حرفهای.
جنگهای جدید و ضرورت سرمایهگذاری روی نیروی ماندگار
جنگ ۱۲روزه و ۴۰ روزه تنها یک درگیری نظامی نبود؛ بلکه نمونهای از پیچیدهتر شدن محیط امنیتی منطقه بود. در چنین محیطی، سرمایه انسانی آموزشدیده و دارای تجربه مستمر، اهمیتی متفاوت با نیرویی دارد که صرفاً برای گذراندن یک دوره محدود وارد سازمان میشود البته نیروهای وظیفه همچنان میتوانند بخشی از نیاز نیروهای مسلح را تأمین کنند و حذف کامل این ساختار، موضوعی نیست که بتوان درباره آن بدون توجه به نیازهای دفاعی کشور تصمیم گرفت اما تجربه سالهای اخیر میتواند این سؤال را پررنگتر کند که آیا همه نیازهای نیروهای مسلح باید از یک مدل واحد تأمین شود؟
پاسخ احتمالی میتواند ایجاد یک ساختار چندلایه باشد؛ سرباز وظیفه برای تأمین بخشی از نیازهای دوره ضرورت، نیروهای تخصصی قراردادی برای حوزههای مورد نیاز و نیروهای کادر برای مأموریتهای بلندمدت.
در چنین مدلی، جوانی که برای خدمت وارد نیروهای مسلح میشود، الزاماً در پایان خدمت از این ساختار جدا نمیشود؛ بلکه اگر توانایی، تخصص و نیاز سازمانی وجود داشته باشد، میتواند از سرباز وظیفه به نیروی حرفهای تبدیل شود.
روز سرباز؛ فرصتی برای بازتعریف رابطه جوان و نیروهای مسلح
چهارم مهرماه میتواند فقط روز تقدیر از سربازانی نباشد که دوره خدمت خود را سپری میکنند؛ میتواند فرصتی برای بازنگری در رابطه میان جوانان و ساختار دفاعی کشور نیز باشد.
وقتی فرماندهان نظامی از سربازان به عنوان سرمایه انسانی و یکی از ارکان قدرت دفاعی کشور یاد میکنند، پرسش بعدی این است که چگونه میتوان این سرمایه انسانی را برای مدت طولانیتری حفظ کرد.
افزایش حقوق سربازان، بهبود شرایط خدمت، مهارتآموزی، استفاده از تخصص سربازان، اتصال میان خدمت و زندگی حرفهای و ایجاد مسیر روشن برای استخدام بخشی از سربازان میتواند مجموعهای از سیاستهای مکمل باشد.
در این میان، «حقوقبگیر شدن سرباز» بهتنهایی مسئله را حل نمیکند. آنچه میتواند مدل جدیدی ایجاد کند، ترکیب حقوق مناسب با آموزش، تخصص، مسیر ارتقای شغلی، ایجاد سابقه و امنیت شغلی و نظام ارزیابی است.
شاید به همین دلیل، پرسش امروز درباره سربازی نباید فقط این باشد که «مدت خدمت چقدر باشد؟» بلکه باید پرسید: سربازی قرار است صرفاً دورهای باشد که جوان آن را پشت سر بگذارد یا میتواند نقطه آغاز یک مسیر حرفهای برای بخشی از جوانان کشور باشد؟
تجربه ۲ جنگ اخیر، تغییر فناوریهای نظامی و افزایش اهمیت نیروهای متخصص، این پرسش را بیش از گذشته به یک موضوع قابل بررسی تبدیل کرده است؛ موضوعی که پاسخ به آن نیازمند بررسی همزمان نیازهای دفاعی، ظرفیت اقتصادی، حقوق جوانان و الزامات حرفهای شدن نیروهای مسلح است.
در این صورت، شاید روز سرباز بتواند علاوه بر تقدیر از سربازان امروز، فرصتی برای طراحی آینده سربازی نیز باشد؛ آیندهای که در آن کارت پایان خدمت تنها یکی از خروجیهای سربازی باشد و برای جوانانی که تخصص، انگیزه و شرایط لازم را دارند، قرارداد استخدام و ادامه خدمت حرفهای نیز بهعنوان یک مسیر واقعی و شفاف تعریف شود.