منو

صفحه اصلی

اخبار

اهمیت دیده‌بانی در سیاست و مدیریت

دیده‌بانی دقیق و مستمر در سیاست و مدیریت، فرصت‌های شناخت جامعه و پیشگیری از بحران‌ها را فراهم می‌کند و به تصمیم‌گیری صحیح و ارزیابی عملکرد کمک می‌کند.

دیده‌بانی دقیق تصمیمات را از میان تردیدها عبور داده و اقدام صحیح و سپس نظارت و ارزیابی را تسهیل می‌کند و نه تنها مشکلات موجود را حل که از بروز بحران‌های احتمالی نیز پیشگیری می‌کند. روشن است دیده بانی به معنی پیش‌بینی قطعی نیست چه آنکه در امور سیاسی ومدیریتی بخشی از نتیجه وابسته به اتفاقات در فاصله تصمیم تا اقدام است و چنین نیست که این اتفاقات همواره قابل پیش‌بینی باشند.

یکم:

برای دیده‌بانی صحیح ابتدا لازم است موانعِ دید برطرف شود. در نظر بگیرید اگر کاروان شتری در حال حرکت باشد و ما از شکافِ جاکلیدیِ دربِ خانه به این کاروان نگاه کنیم فقط یک شتر از میان صدها شتررا خواهیم دید و آن را نیز ناقص می‌بینیم زیرا ابتدا سرِ شتر و پس از هر حرکتی، بخش دیگری از بدنش را می‌بینیم. اما اگر به بالای پشت بامِ همان خانه برویم، کلِ کاروان را یکجا خواهیم دید و کوچک و بزرگ، مسیر پیش رو و موانع و شرایط اطراف را تشخیص خواهیم داد. تفاوت در دامنه دید است که با یک جابجایی از پشت درب بسته به بام خانه این دامنه از تنگنا و محدویت به وسعت و فراخی تبدیل شد.

محدودیت دید، گاه ناآگاهانه و گاه خود خواسته است. مولانا تصویر خوبی از این محدودیت ارائه می‌دهد:
دو سرِ انگشت بر دو چشم نِه
هیچ بینی از جهان، انصاف دِه
گر نبینی این جهان معدوم نیست
عیب جز ز انگشت نفس شوم نیست
تو ز چشم انگشت را بَردار هین
وانگهانی هرچه می‌خواهی ببین

نگاههای پرده پس زن لازم است تا موانع دید را برطرف کند. تنگ نظری، فقط آسیب به خود است و نتیجه‌ای در بر ندارد. تنگنایِ دید در سیاست و مدیریت، صرفاً فقدان اطلاعات نیست بلکه تنگنای میدان و ساحت دید است. تعصبات ناروا، میل به دیدن آنچه مطلوب است و پرهیز از دیدن واقعیات نامطلوب، وجود منافع گروهی یا شخصی، ترس از شنیدن خبرهای ناخوشایند، می‌توانند به عنوان موانع دید صحیح، از دیده‌بانی صحیح پیشگیری کنند. و نقش همان انگشتی را بازی کنند که مولانا به عنوان مانعِ دیدِ جهان از آن یاد می‌کند.

دوم:

برای ایجاد میدان وسیعِ دیده‌بانی و برداشت انگشت از چشم، لازم است تا از پیش فرض‌های ثابت و متصلب فاصله گرفت و با سیال بودن موضوعات، میدان دیده‌بانی را نیز تغییر داد و صداهای متفاوت را شنید، از جمع سپاری تا حد ممکن سود برد، منابع دریافت اطلاعات را تنوع بخشید، نشانه‌های کوچک را نیز در میدان دید جای داد، از تجارب مختلف در داخل و خارج از کشور بهره گرفت.

هریک از موارد فوق را می‌توان بدون افزودن سازوکارهای جدید و صرفاً با ترمیم و اصلاح سازوکارهای موجود، عملی کرد. بخشی از کارکرد آمارگیری‌های دقیق، جذب داده‌های سودمند، گردآوری و تحلیل تجارب و رصدهای نقطه‌ای، این است که به فراخی میدان دید برای دیده بان کمک کنند. متأسفانه گاهی همین سازوکارها که ماهیتی رصد کننده دارند به مانعی برای رصد صحیح تبدیل می‌شوند. دیده‌بانی درست، در ذات خود اقناع وباور آفرینی را نیز می‌پروراند و سبب شناخت صحیح و موثر در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌شود. امروزه با ابزارهای جدید و تحلیل تجربه‌های پیشین، امکان دیده‌بانی و تشخیصِ به هنگام بیش از گذشته فراهم شده است. و ارتباطات گسترده و نزدیک ولحظه ای در جهان، موجبات انتقال تجارب سودمند را فراهم آورده است اما به تناسب این امکانات، رصدگرها و رصدگاهها خود را با آن منطبق نکرده‌اند. سرعت در انطباق، امری حیاتی است و اکنون که دوری برطرف شده است باید دیری را نیز برطرف کرد.

سوم:

شناخت مبتنی بر اطلاعات و تحلیل صحیح، محصول دیده‌بانی درست است. اگر دیده‌بانی دور نگرانه و به هنگام صورت پذیرد، می‌تواند به شناختِ صحیح کمک کند و تصمیمات را برپایه شناخت صحیح پی‌ریزی کند. ادراک صحیح بخش مهمی از تصمیم درست است. انسان با چشم و گوش، علم پیدا می‌کند اما با ابزار عملی مانند دست و پا و زبان؛ آن علم را محقق می‌سازد. اگر چشم و گوش خطری را درک کنند اما ابزار عملی فاقد توان حرکتی باشند؛ نمی‌تواند خود را از خطر برهاند. در این فرض هیچکس نمی‌تواند به کارکرد چشم و گوش ایراد بگیرد که چرا وظیفه خود را به خوبی انجام نداده‌اند چه آنکه هم چشم و هم گوش در مرحله ادراک؛ به درستی انجام وظیفه کرده‌اند. اما در مرحله عمل؛ دست و پا از اجرای عملی مطابق با ادراک باز مانده‌اند. مانند فرد فاقد توان حرکتی که ماری را می‌بیند و خطر را ادراک می‌کند اما به دلیل ناتوانی و معلولیت نمی‌تواند اقدامی انجام دهد. بنا بر این ،گرچه ادراک ودیده بانی بخش مهمی از تصمیم خوب و تاثیرگذار است اما همۀ آن نیست. باید توان حرکتی را افزایش داد و قدرت واکنش را بالا برد. واسپاری اختیارات به استانداران از نمونه‌های موفق دیده بانی درست دولت پیش از بروز جنگ بود. توان حرکتی استانداران را متناسب با ادراکات محلی آنان افزایش داد واین هم افزائی در دوران هردو جنگ اخبر، آثار مثبت خود را نشان داد.

چهارم:

مرحله نهایی، اقدام است. دیده‌بانی درست شناخت صحیح ایجاد می‌کند و شناخت نیز به تصمیم درست منجر می‌شود و تصمیم درست نیز باید به اقدام صحیح بیانجامد. اگر هرکجای این زنجیره، گسسته یا سست شود؛ نتیجه مورد انتظار پدید نخواهد آمد. عمده مشکلات در دیده بانی مدیریتی وسیاسی ما در مفاصل ارتباطی این زنجیره است. گسست بین مفاصل ارتباطی این زنجیره، بارسنگین و سخت خود را بر دوش مردم می‌افکند. و نقش چانه‌زنی و متوسل شدن به افراد ذینفوذ افزایش می‌یابد. و در نهایت موجب نارضایتی آنان را پدید می‌آورد. دستگاه مالیاتی اگرنتواند دقیق رصد کند و پس از رصد، مالیات را از مودیان واقعی وصول کند، مجبور می‌شود با شیوه‌های غیر اقناعی، به اخذ مالیات دست بزند. در چنین شرایطی اظهار مالیاتی مودیان با نظر کارشناسی مامورین وصول مالیات منطبق نخواهد بود و چانه‌زنی بر جای معیار تکیه می‌زند و در خلأ ناشی از فقدان سازوکار صحیح، نقشی برای افراد سودجو وکارچاق کن به صورت نانوشته تعریف می‌شود. اما با اصلاح ساختار می‌توان از نقش افراد کاست و زمینه رضایت شهروندان را فراهم ساخت. شیوه اخیر دولت در اصلاح نرخ بنزین نمونه دیگری از اصلاح صحیح است. برخی از ادراک‌های اجتماعی ما فارغ از جناح بندی‌های سیاسی، محل اجماع هستند به این معنی که همه گروههای اجتماعی بر ضرورت عمل به این ادراکات اذعان دارند. یافتن این اجماعیات کار سختی نیست اما اگر همان‌ها، مورد عمل واقع شوند تاثیرات فراوانی در ایجاد وفاق اجتماعی پدید خواهند آورد.

پنجم:

نتیجه آنکه دیده‌بانی درست و به هنگام در سیاست و مدیریت، ضرورت امروز جامعه ما است و فارغ از گرایش‌های سیاسی باید مورد توجه قرار گیرد. اگر نقش دستگاهها در مرحله دیده‌بانی و شناخت و تصمیم واقدام و ارزیابی و نظارت کاملاً تفکیک شود و زنجیره اتصال مفصل‌های ارتباطی از دیده‌بانی تا اقدام و ارزیابی ترمیم شود. مدیریت پیش نگرانه اتفاق می‌افتد و از غافلگیری مدیریتی جلوگیری می‌شود. اکنون در بسیاری از عرصه‌ها از بهداشت و درمان گرفته تا آموزش؛ از اشتغال تا بهره‌وری؛ از ترکیب جمعیتی گرفته تا آمایش‌های مختلف؛ همه نیازمند اعمال این دیده‌بانی هستند تا از غافلگیری جلوگیری شود. دیده‌بانی صحیح، امکان شناخت را فراهم می‌آورد و شناخت، منجر به تصمیم درست می‌شود و تصمیم درست نیز درصورت اقدام متناسب، نتیجه مورد انتظار و رضایت جمعی را پدید می‌آورد.

#ارزیابی #دیده بانی #تصمیم گیری #سیاست #مدیریت
منبع: اطلاعات آنلاین