منو

صفحه اصلی

اخبار

آیا اسرائیل به زودی علیه ایران اقدام نظامی خواهد کرد؟

نگرانی‌ها درباره احتمال اقدام نظامی علیه ایران افزایش یافته است. در حالی که آمریکا حملات خود را تا پس از انتخابات نوامبر به تعویق انداخته، آمادگی‌های نظامی پنتاگون و احتمال اقدام مستقل اسرائیل همچنان وجود دارد.

اقتصاد۲۴ نوشت: آمریکا حمله می‌کند؟ اسرائیل چطور؟ بالاخره تکلیف جنگ چیست؟ این سوال‌ها در واقع اصلی‌ترین نگرانی و مشغله فکری مردم ایران در روزهای اخیر است. به ویژه که جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده که نه می‌توان از پایان قریب‌الوقوع آن مطمئن بود و نه نشانه‌های موجود اجازه می‌دهد احتمال ازسرگیری حملات گسترده را نادیده بگیریم.

دونالد ترامپ از یک سو اعلام کرده است که آمریکا تا انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد و از «گفت‌وگوهای سازنده» سخن می‌گوید؛ از سوی دیگر، گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی از آماده‌سازی گزینه‌های نظامی، ادامه فشار اقتصادی و افزایش تنش در تنگه هرمز حکایت دارند. هم‌زمان، تهدیدهای تهران درباره گسترش دامنه پاسخ نظامی و گزارش‌ها از احتمال اقدام مستقل اسرائیل، چشم‌انداز آتش‌بس را پیچیده‌تر کرده است.

ترامپ قبل از انتخابات حمله می‌کند یا بعد از آن؟

مهم‌ترین تحول روزهای اخیر، اعلام موضع تازه ترامپ درباره زمان حمله احتمالی به ایران است. او پنجشنبه ۱۶ مهر، در پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر حمله جدیدی به ایران انجام نخواهد داد. این موضع در شرایطی اعلام شد که تنها یک روز پیش‌تر، رسانه‌های آمریکایی از دستور پنتاگون برای تکمیل آمادگی‌های نظامی جهت ازسرگیری عملیات گسترده خبر داده بودند.

باید دقت داشت که انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سوم نوامبر، فقط یک رویداد داخلی نیست؛ به یکی از متغیرهای مؤثر بر محاسبات جنگ تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، فشار اقتصادی بر خانوارهای آمریکایی و نگرانی از طولانی شدن جنگ می‌تواند هزینه سیاسی ادامه درگیری را برای ترامپ بالا ببرد. در مقابل، کاخ سفید ممکن است تصور کند که نمایش قدرت نظامی یا دستیابی به امتیاز از ایران می‌تواند موقعیت آن را تقویت کند.

از این منظر، تعویق حمله می‌تواند ناشی از محاسبه هزینه و فایده باشد، نه تغییر اساسی در اهداف آمریکا. واشنگتن ممکن است ترجیح دهد تا زمان انتخابات از حمله‌ای که احتمال افزایش قیمت سوخت و گسترش درگیری را دارد پرهیز کند و در عوض، با محاصره دریایی و فشار اقتصادی، تهران را به پذیرش شرایط خود نزدیک‌تر سازد. البته این تحلیل به معنای آن نیست که حمله پس از انتخابات حتمی است. نتیجه مذاکرات، وضعیت بازار انرژی، میزان آسیب‌پذیری نیروهای آمریکایی در منطقه و واکنش ایران به فشارها، همگی در تصمیم نهایی مؤثرند. با این حال، وقتی گزینه نظامی همچنان روی میز است و ارتش آمریکا برای اجرای آن آماده می‌شود، نمی‌توان از توقف موقت حملات نتیجه گرفت که خطر جنگ برطرف شده است.

ممکن است اسرائیل دست به کار شده و حمله کند؟

یکی از نگران‌کننده‌ترین محورهای اخبار روزهای اخیر، گزارش روزنامه اسرائیلی معاریو درباره درخواست ترامپ از اسرائیل برای حمله به ایران بدون مشارکت مستقیم آمریکا پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای است. البته بدون اتکا به این گزارش نیز نمی‌توان احتمال اقدام مستقل اسرائیل را کنار گذاشت. اسرائیل ممکن است در ارزیابی خود به این نتیجه برسد که فرصت نظامی محدودی برای ضربه زدن به ظرفیت‌های موشکی، زیرساخت‌های نظامی یا تأسیسات هسته‌ای ایران وجود دارد. از سوی دیگر، چنین اقدامی بدون مشارکت مستقیم آمریکا می‌تواند با محدودیت‌هایی در زمینه پشتیبانی نظامی، اطلاعاتی و دفاعی روبه‌رو شود و خطر پاسخ ایران به خاک اسرائیل را افزایش دهد.

خطر مهم‌تر آن است که حتی اگر ترامپ واقعاً قصد نداشته باشد پیش از انتخابات به ایران حمله کند، یک اقدام اسرائیل یا حمله‌ای مرگبار علیه نیروهای آمریکایی می‌تواند شرایط را تغییر دهد. در آن صورت، تصمیمی که اکنون به تعویق افتاده، ممکن است در واکنش به تحولات میدانی و نه بر اساس تقویم انتخاباتی گرفته شود.

تنگه هرمز؛ جایی که یک حادثه می‌تواند معادلات جنگ را تغییر دهد

در کنار بحث حمله احتمالی، تنگه هرمز به مهم‌ترین نقطه خطر برای تشدید درگیری تبدیل شده است. گزارش‌های اخیر نشان می‌دهند که تنش دریایی دیگر صرفاً به کنترل مسیر عبور کشتی‌ها محدود نیست و به رقابت بر سر صادرات نفت، محاصره دریایی و اعتبار نظامی دو طرف گره خورده است.

فایننشال تایمز در گزارشی نوشته که حملات ایران به نفتکش‌ها از محدوده تنگه هرمز فراتر رفته و کشتی‌هایی را در نزدیکی قطر و امارات متحده عربی نیز هدف قرار داده است. بر اساس این گزارش، حملات اخیر به یک نفتکش متعلق به ترکیه در نزدیکی قطر و یک نفتکش بزرگ چینی در نزدیکی امارات، خطرهای پیش روی کشتیرانی منطقه را افزایش داده است. این روزنامه همچنین گزارش داد که میزان انتقال نفت در پی تشدید حملات، به‌طور محسوسی کاهش یافته و هزینه اجاره نفتکش‌های غول‌پیکر به رکوردهای تازه‌ای رسیده است.

خبرگزاری رویترز نیز پیش از این به نقل از یک مقام ایرانی گزارش داده بود که ایران قصد دارد مسیرهایی را که غیرمجاز می‌داند، در تنگه هرمز مسدود کند. این موضع در امتداد هشدارهای نیروی دریایی سپاه قرار می‌گیرد که می‌گوید برخورد با شناورهای متخلف به محدوده تنگه محدود نخواهد ماند.

به نظر می‌رسد که اگر ایران بتواند عبور نفتکش‌ها را ناامن کند، هزینه اقتصادی جنگ را برای آمریکا و کشورهای مصرف‌کننده انرژی افزایش می‌دهد؛ اما این راهبرد برای تهران نیز پرهزینه است. کاهش صادرات نفت منطقه، افزایش هزینه بیمه و حمل‌ونقل و احتمال حمله به زیرساخت‌های انرژی می‌تواند فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کند. افزون بر این، حمله به کشتی‌هایی با پرچم یا مالکیت کشورهای ثالث، خطر گسترش دامنه بحران و ورود بازیگران تازه را افزایش می‌دهد.

در نتیجه، تنگه هرمز هم اهرم فشار ایران است و هم نقطه آسیب‌پذیری آن. هرچه تهران بیشتر بر محدود کردن کشتیرانی تکیه کند، احتمال رویارویی مستقیم با نیروهای آمریکایی و کشورهای منطقه نیز افزایش می‌یابد. به همین دلیل، یک حادثه دریایی با تلفات بالا می‌تواند حتی در شرایطی که واشنگتن و تهران به دنبال جلوگیری از جنگ تمام‌عیار هستند، زنجیره‌ای از اقدامات تلافی‌جویانه را به راه بیندازد.

توان موشکی ایران؛ چرا واشنگتن نمی‌تواند روی پایان تهدید نظامی حساب کند؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره مرحله بعدی جنگ این است که حملات ماه‌های گذشته تا چه اندازه توان نظامی ایران را تضعیف کرده است. دولت آمریکا بارها از وارد کردن ضربات سنگین به توان نظامی ایران سخن گفته، اما گزارش‌های تازه نشان می‌دهد که ارزیابی توان باقی‌مانده ایران پیچیده‌تر از روایت اعلامی واشنگتن است.

بلومبرگ در گزارشی به نقل از مقام‌های غربی آگاه از ارزیابی‌های اطلاعاتی، نوشت ایران توانسته است بخش‌هایی از کارخانه‌های تولید موشک و پهپاد خود را با وجود ماه‌ها بمباران آمریکا و اسرائیل حفظ کند. به نوشته این رسانه، ایران همچنان ظرفیت تولید تسلیحات برای بازسازی ذخایر خود را دارد و بخشی از توان موشکی بالستیک و تسلیحات ضدکشتی آن نیز باقی مانده است. بلومبرگ همچنین به ارزیابی‌هایی درباره کمک تسلیحاتی روسیه اشاره کرد، هرچند این موارد را به نقل از مقام‌های ناشناس گزارش داد و نمی‌توان همه جزئیات آن را مستقلاً تأییدشده دانست.

اهمیت این گزارش در آن است که اگر ارزیابی‌های بلومبرگ درست باشد، حملات هوایی به‌تنهایی نتوانسته‌اند ظرفیت نظامی ایران را به‌طور کامل از بین ببرند. این مسئله می‌تواند محاسبات آمریکا را دشوارتر کند؛ زیرا آغاز موج تازه‌ای از حملات لزوماً به معنای دستیابی سریع به اهداف نظامی نیست و ممکن است با پاسخ موشکی و حملات به کشتیرانی و پایگاه‌های منطقه‌ای همراه شود.

در داخل ایران نیز مقام‌های نظامی بر آمادگی برای دور تازه‌ای از درگیری تأکید کرده‌اند. فرمانده نیروی زمینی ارتش، بنا بر اظهارات منتشرشده، از استقرار بیش از ۵۰ یگان رزمی و پشتیبانی در مرزهای کشور خبر داده و گفته است پس از جنگ ۱۲روزه، طرح‌های عملیاتی و سازمان رزم بازنگری شده‌اند. او همچنین از ایجاد مواضع دفاعی و پیش‌بینی تدابیر مقابله با احتمال ورود نیروهای دشمن به خاک ایران سخن گفته است.

هشدارها و تهدیدهای نگرانی کننده

در این میان، هشدارهای امنیتی نیز به نگرانی‌ها دامن زده‌اند. در خبری که در رسانه‌های فارسی بازتاب یافته، از وزارت خارجه آمریکا نقل شده است که شهروندان این کشور باید «همین حالا» ایران را ترک کنند و احتمال لغو پروازها یا بسته شدن حریم هوایی وجود دارد.

علاوه بر این، گزارش کانال ۱۲ اسرائیل مبنی بر قرار گرفتن غلامحسین محسنی‌اژه‌ای رئیس قوه قضاییه در فهرست اهداف ترور اسرائیل نیز بر نگرانی‌ها افزوده است. انتشار چنین گزارش‌هایی در فضای ملتهب کنونی، فارغ از صحت یا عدم صحت آن، بر نگرانی از گسترش جنگ به سطح ترور مقام‌های ارشد می‌افزاید.

میانجیگری روسیه سودی دارد؟

همزمان با این تحولات، یک نشانه دیپلماتیک نیز دیده می‌شود. کرملین اعلام کرد ولادیمیر پوتین، با هماهنگی مسعود پزشکیان، دیدگاه ایران درباره راه‌حل احتمالی مناقشه را به دونالد ترامپ منتقل کرده است. این خبر به‌خودی‌خود به معنای نزدیک بودن توافق نیست؛ زیرا محتوای پیشنهاد ایران، واکنش ترامپ و میزان آمادگی دو طرف برای عقب‌نشینی از مواضعشان علنی نشده است. با این حال، انتقال رسمی دیدگاه تهران از مسیر مسکو نشان می‌دهد که کانال‌های دیپلماتیک کاملاً بسته نشده‌اند.

مشکل اصلی این است که دو طرف هنوز درباره مسائل بنیادین اختلاف دارند. آمریکا به دنبال محدود کردن توان هسته‌ای و موشکی ایران و افزایش فشار بر تهران است؛ ایران نیز پایان محاصره دریایی و تضمین جلوگیری از تکرار حملات را از مسائل اساسی می‌داند. تا زمانی که بر سر این اختلاف‌ها توافقی شکل نگیرد، میانجیگری می‌تواند به کاهش تنش کمک کند، اما تضمینی برای پایان جنگ نخواهد بود.

سناریوهای پیش رو چیست؟

با کنار هم گذاشتن آخرین خبرها و تحلیل‌ها می‌توان سه مسیر اصلی را برای آینده نزدیک جنگ ترسیم کرد. سناریوی نخست، ادامه فشار بدون حمله گسترده تا انتخابات آمریکاست. در این مسیر، واشنگتن به محاصره دریایی، تحریم‌ها و تهدید نظامی ادامه می‌دهد و هم‌زمان کانال‌های مذاکره را باز نگه می‌دارد. اعلام ترامپ درباره حمله نکردن پیش از سوم نوامبر با این سناریو سازگار است؛ هرچند تضمینی برای اجرای آن در همه شرایط وجود ندارد.

سناریوی دوم، ازسرگیری حملات پس از انتخابات یا در پی یک حادثه نظامی است. اگر مذاکرات شکست بخورد و ترامپ به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی به امتیازگیری منجر نشده، ممکن است گزینه حمله دوباره جدی شود. در چنین وضعیتی، زیرساخت‌های انرژی، تأسیسات نظامی و اهداف مرتبط با برنامه هسته‌ای می‌توانند در معرض خطر قرار گیرند. گزارش‌های اکسیوس درباره آماده‌سازی ارتش آمریکا نشان می‌دهد این گزینه همچنان در محاسبات واشنگتن حضور دارد.

سناریوی سوم، تشدید ناخواسته جنگ پیش از موعد مورد نظر ترامپ است. حمله به یک نفتکش، کشته شدن نیروهای آمریکایی، اقدام مستقل اسرائیل یا خطای محاسباتی در تنگه هرمز می‌تواند روند تحولات را تغییر دهد. در این حالت، حتی اگر دو طرف از نظر سیاسی خواهان تعویق جنگ باشند، فشار برای پاسخ نظامی ممکن است فضای مانور دیپلماتیک را محدود کند.

در کنار این سناریوها، باید احتمال ادامه آتش‌بس شکننده را نیز در نظر گرفت؛ وضعیتی که در آن حملات گسترده متوقف شده، اما محاصره، تهدیدها و درگیری‌های محدود ادامه دارد و نگرانی‌ها نیز پابرجاست.

#ترامپ #تنگه هرمز #اسرائیل #ایران #آمریکا
منبع: اطلاعات آنلاین