مرصاد جعفری و محمد داود بیگی
سفر روز دوشنبه مقامهای ارشد امنیتی عربستان، پاکستان و ترکیه به تهران و گفتوگو با مقامهای ایرانی درباره تحولات منطقه، در شرایطی انجام شده که احتمال تشدید دوباره تنش میان ایران و آمریکا، نگرانیها از گسترش دامنه درگیری و پیامدهای آن بر امنیت خلیج فارس، تنگه هرمز و یمن را افزایش داده است؛ سفری که از نگاه کارشناسان میتواند هم تلاشی برای مدیریت بحران پیش از ورود منطقه به مرحلهای تازه از تنش و هم فرصتی برای حرکت به سمت ترتیبات امنیتی با مشارکت کشورهای منطقه باشد. اولین نشست چهار جانبه مقامات ارشد ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای به میزبانی تهران، عصر دوشنبه (۴آبان ۱۴۰۵) با حضور سرلشکر «محسن رضایی» دبیر شورای عالی امنیت ملی، «خالد بن سلمان» وزیر دفاع عربستان، «عاصم منیر» فرمانده ارتش پاکستان و «ابراهیم کالین» رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه برگزار شد. در بیانیه پایانی این نشست شرکت کنندگان توافق کردند که گفتگوها به منظور تقویت همکاری میان چهار کشور منطقهای از جمله در زمینه صلح و امنیت در منطقه را ادامه دهند. «ابوالقاسم دلفی» دیپلمات پیشین «سیروس احمدی نوحدانی» استاد دانشگاه و« ابراهیم رضایی» عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورا ی اسلامی درباره اهمیت نشست چهارجانبه تهران حضور نمایندگان ارشد« پیمان مکه »در آن با روزنامه اطلاعات گفت و گو کرده اند. ایران رکن رکین امنیت منطقهای است ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین و سفیر سابق ایران در فرانسه در ارزیابی سفر همزمان مقام های ارشد پاکستان، ترکیه و عربستان به تهران و دیدار با مقامات کشورمان گفت: سه کشور فوق عضو پیمان دفاعی مکه هستند که اخیرا امضا شد و هدف آن دفاع از عربستان است. بر اساس این پیمان اگر هر کدام از این کشورها مورد تهاجم قرار بگیرند بقیه باید کمک کنند و ظاهراً اخیرا در عربستان درباره موضوع یمن و حوثی ها جلسه ای داشتند. به عقیده این دیپلمات با سابقه، نمایندگان حاضر در تهران برای اهداف خودشان آمدند ولی باید توجه داشت که اگر علت آمدن آنها فقط درباره یمن باشد، باید ببینیم که ایران در این جنگ چه نقشی دارد که مقام های این کشورها به تهران آمده اند؟ مگر در دفاع یا عملیاتی که حوثیها در برابر سعودی ها دارند، ایران نقشی دارد و این نقش تعریف شده است که آنها به ایران آمدند؟ دلفی افزود: اوضاع مقداری پیچیده است و اگر قبول کنیم که درباره این موضوع، یعنی تنش میان یمن و ائتلاف عربستان، بحث و مذاکره داشته باشیم، باید توجه کنیم که عواقب آن چه خواهد بود. در واقع، در این صورت ما از طرف حوثیها نمایندگی کردهایم؛ اگرچه ایران اعلام کرده است که آماده میانجیگری است، اما هیأتی که به تهران آمد با موضوع میانجیگری میان یمن و عربستان متفاوت است؛ چرا که عربستانیها این پیشنهاد را نپذیرفتند و حالا هیأت سهجانبه آنها به تهران آمده است. وی تصریح کرد: همچنین باید توجه داشته باشیم که بر اساس توافقی که در قالب پیمان مکه امضا شد، مجلس پاکستان ظاهرا طی روزهای اخیر توافقنامه امنیتی سه کشور را تأیید کرده، اما مجلس ترکیه هنوز آن را تأیید نکرده است. بنابراین، نسبت به اصل این توافقنامه هم ملاحظاتی وجود دارد. علاوه بر این، هنگامی که توافقنامه امنیتی سه کشور امضا شد و در منطقه بازتاب گستردهای پیدا کرد، عمده توجهات به این سمت رفت که این توافقنامه با هدف مقابله با جمهوری اسلامی شکل گرفته و کشورهای مذکور قصد دارند یک سطح دفاعی برای خود در برابر ایران ایجاد کنند. سفیر سابق ایران در فرانسه خاطرنشان کرد: اگرچه بعضی کشورها مانند ترکیه این ادعا را رد کردند ولی مجموعه رسانه ای و افکار عمومی به این توجه داشت که به هر حال این سه کشور می خواهند برای ایجاد امنیت جمعی در منطقه تلاش کنند در حالی که امنیت جمعی در منطقه بدون حضور ایران چه معنایی می تواند داشته باشد؟ دلفی اضافه کرد: البته بعداً اعلام کردند که هر کشوری میتواند به این پیمان بپیوندد، اما ایران رکن رکین امنیت منطقهای است. کجای خلیج فارس و منطقه خاورمیانه میتوان طرحی برای امنیت منطقه مطرح کرد و ایران را از آن کنار گذاشت؟ بنابراین، وقتی یک طرح امنیتی طراحی میشود، باید برای کشورهایی که در تأمین امنیت منطقه نقش دارند، جایگاه مشخصی در نظر گرفته شود، نه اینکه دو ماه پس از امضا و شکلگیری پیمان، اعلام کنند کشورهای دیگر هم در صورت تمایل میتوانند به آن بپیوندند. هدف پیشگیری از تنش جدید با ایران است از سوی دیگر،دکتر سیروس احمدی نوحدانی، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تربیت مدرس در تحلیل اهداف سفر اعضای ارشد پیمان مکه به تهران به خبرنگار اطلاعات گفت: به اعتقاد من، این سفر را باید در چارچوب نگرانی مشترک سه کشور از گسترش جنگ و تغییر معادلات ژئوپلیتیکی منطقه تحلیل کرد. وقتی احتمال ازسرگیری درگیری میان ایران و آمریکا وجود دارد، پیامدهای آن به مرزهای ایران محدود نمیماند؛ امنیت عربستان، مسیرهای انتقال انرژی، تنگه هرمز و ثبات اقتصادی منطقه هم مستقیماً تحت تأثیر قرار میگیرند. ازاینرو، این سه کشور انگیزه دارند پیش از ورود منطقه به مرحلهای تازه از تشدید تنش، با تهران گفتوگو کنند. اهمیت این سفر زمانی بیشتر میشود که بدانیم هر سه کشور عضو پیمان دفاعی مکه هستند و در عین حال، برای نخستین بار پس از تشدید درگیریها، در چنین سطحی با ایران درباره امنیت منطقه گفتوگو میکنند. وی افزود: البته نباید این سفر را صرفاً نشانه همگرایی با ایران تلقی کرد. عربستان، ترکیه و پاکستان در کنار همکاریهای مقطعی با ایران، منافع و رقابتهای خاص خود را دارند. آنها از یک سو نگران گسترش جنگ به قلمرو و زیرساختهایشان هستند و از سوی دیگر، نمیخواهند تحولات خارج از کنترلشان، موازنه قدرت منطقهای را به زیان آنها تغییر دهد. یعنی پایان قطعی جنگ و حرکت ایران به سمت قدرت افزایی را برای خود تهدید میبینند. بنابراین، ممکن است همزمان دو هدف را دنبال کنند: جلوگیری از جنگی فراگیر و مدیریت رفتار و ظرفیتهای راهبردی ایران در صورت تشدید بحران. یمن ؛ محور اصلی مذاکرات این استاد دانشگاه افزود: در این میان، یمن یکی از محورهای تعیینکننده مذاکرات است. اگر درگیری ایران و آمریکا از سر گرفته شود، خطر گسترش جنگ به جبهه یمن و حملات حوثیها به خاک و زیرساختهای عربستان افزایش مییابد. پیمان دفاعی مکه ممکن است ظرفیت بازدارندگی یا هماهنگی دفاعی اعضا را افزایش دهد، اما بهتنهایی تضمین نمیکند که بتواند چنین تهدیدی را مهار کند؛ بهویژه آنکه تجربه سالهای گذشته نشان داده است، مساله یمن صرفاً با ابزار نظامی حلشدنی نیست. ازاینرو، احتمالاً بخشی از محاسبات طرفهای حاضر این است که چگونه میتوان از پیوند خوردن جنگ احتمالی ایران با بحران یمن جلوگیری کرد. احمدی نوحدانی افزود: بااینحال، نباید بدون شواهد کافی نتیجه گرفت که هدف اصلی سفر، اعلام ضرب الاجل به ایران یا آمادهسازی برای حمله به ایران بوده باشد. احتمال تلاش برای انتقال پیامهای بازدارنده وجود دارد، اما شواهد علنی از انگیزههای دیپلماتیک و تلاش برای کاهش تنش حکایت دارد. اهمیت این سفر در همین دوگانگی است: هم میتواند ابزاری برای مدیریت بحران باشد و هم فرصتی برای طرح مطالبات امنیتی طرفهای مقابل ایران. وی در پاسخ به این پرسش که آیا نتایج این سفر میتواند به ترتیبات امنیتی جدید در منطقه منجر شود؟ گفت: بله؛ اما به شرط آنکه مذاکرات از سطح تبادل پیام و مدیریت موقت بحران فراتر برود. منطقه ما بیش از آنکه از فقدان پیمانهای امنیتی رنج ببرد، از فقدان یک چارچوب امنیتی فراگیر، قابل اعتماد و مورد پذیرش بازیگران اصلی رنج میبرد. ترتیباتی که بخواهد امنیت عربستان را بدون توجه به امنیت ایران تأمین کند، یا امنیت ایران را نادیده بگیرد و صرفاً بر ائتلافسازی علیه آن متکی باشد، در بلندمدت شکننده خواهد بود. این استاد ژئوپلیتیک اضافه کرد: از این منظر، پیشنهاد تشکیل یک شبکه امنیتی فراگیر در آسیای غربی، از جمله ایده «وصل» که محمدجواد ظریف مطرح کرده، ارزش بررسی جدی دارد. ایران میتواند پیشنهاد دهد که کشورهای منطقه وارد گفتوگو برای تدوین اصول مشترک امنیتی شوند؛ اصولی مانند عدم تجاوز، احترام به حاکمیت کشورها، خودداری از استفاده از خاک یک کشور برای حمله به کشور دیگر، سازوکارهای مدیریت بحران، ارتباط مستقیم نظامی و امنیت دریایی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی. چنین چارچوبی باید بهتدریج و بر پایه اقدامات اعتمادساز شکل بگیرد، نه اینکه از ابتدا به شکل یک ائتلاف نظامی جدید تعریف شود. احمدی نوحدانی افزود: مساله یمن هم میتواند آزمونی عملی برای این رویکرد باشد. کاهش تهدید علیه عربستان باید با اقداماتی متقابل برای کاهش حملات، رفع محدودیتهای مؤثر بر زندگی و اقتصاد مردم یمن و حرکت به سوی یک راهحل سیاسی همراه شود. امنیت نمیتواند صرفاً به معنای مصونیت زیرساختهای یک طرف باشد؛ امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که نگرانیهای مشروع طرفهای مختلف در یک فرایند متقابل مورد توجه قرار بگیرد. البته تصمیمگیری درباره آینده یمن باید با مشارکت خود یمنیها صورت بگیرد و نباید این کشور صرفاً موضوع توافق قدرتهای منطقهای تلقی شود. طراحی یک نظم امنیتی منطقهای وی با اشاره به اینکه مهمترین فرصت راهبردی ایران در این مقطع آن است که از مدیریت موقت بحران به سمت طراحی یک نظم امنیتی منطقهای حرکت کند، گفت: تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» هزینههای اقتصادی و استراتژیک سنگینی بر ایران تحمیل میکند و فضای توسعه و قدرتافزایی کشور را محدود نگهمیدارد. بنابراین، هدف دیپلماسی ایران نباید صرفاً جلوگیری از دور بعدی حملات باشد؛ باید پایان دادن پایدار به جنگ و ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از تکرار آن باشد. این استاد دانشگاه تصریح کرد: اگر این نشست بتواند به توافق بر سر ادامه مذاکرات، کانالهای ارتباطی پایدار و اصول اولیه یک چارچوب امنیتی مشترک منجر شود، دستاورد مهمی خواهد بود. اما اگر صرفاً به تبادل هشدارها یا توافقی موقت برای عبور از بحران جاری محدود بماند، هنوز نمیتوان از شکلگیری نظم امنیتی جدید سخن گفت. معیار موفقیت، نه تعداد دیدارها و بیانیهها، بلکه ایجاد تعهدات متقابل و قابل سنجش برای کاهش احتمال جنگ است. نباید مانند گذشته با عربستان رفتار کرد عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس هم با اشاره به نشست چهارجانبه تهران، گفت: اتکا به آمریکا امنیت کشورهای منطقه را تأمین نمیکند و آینده امنیت منطقه باید درونزا باشد. کشورهای منطقه امروز متوجه شدهاند که حضور آمریکاییها و استقرار نیروهای نظامی بیگانه در این منطقه، نهتنها امنیتی برای آنها به همراه نداشته، بلکه موجب ناامنی هم شده است. ابراهیم رضایی درباره این نشست با اشاره به تحولات اخیر منطقه گفت: باید یک رژیم امنیتی جدید در منطقه مستقر شود. ایران اقدامات خود را در این زمینه انجام داده و محور مقاومت هم در حال شکلدهی به الگویی است که میتوان از آن به عنوان «امنیت موزاییکی» در منطقه یاد کرد. نشانههای این الگو را از دریای سرخ تا خلیج فارس و انشاءالله تا مدیترانه خواهیم دید. وی همچنین با طرح انتقاداتی درباره سیاستهای منطقهای ریاض در سالهای گذشته، گفت: ما میدانیم که عربستان سعودی در سالهای حاکمیت خاندان سلمان و بنسلمانها، همه تلاش خود را برای براندازی، نابودی و تجزیه ایران به کار بسته است. حاکمان عربستان باید بدانند که راه مواجهه با ایران، ایجاد ناامنی و پیگیری سیاستهای بیثباتکننده نیست. عربستان به ما خسارت زیاد زده و ما از سعودیها طلبکار هستیم. عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: به نظر من، دیگر نباید مانند گذشته با عربستان رفتار کنیم و ملاحظات پیشین را نسبت به حاکمان سعودی در نظر بگیریم. شرایط تغییر کرده و باید در ارزیابیها و رویکردهای خود متناسب با این شرایط جدید بازنگری کنیم.