عصرایران؛ لیلا احمدی (ترجمه و تحلیل)- اسرائیل به یکی از پرالتهابترین و تعیینکنندهترین مقاطعِ سیاسی و امنیتیاش رسیده است. انتخابات پارلمانیِ 27 اکتبر 2026 در شرایطی برگزار میشود که اسراییل با جنگهای منطقهای، پیامدهای هفت اکتبر، گسترش شهرکسازی در کرانۀ باختری، غائلۀ تهاجم به همسایگان و نسلکشی، تنشهای داخلی، اعتراضِ جامعۀ مدنی و فرسودگیِ نیروی نظامی مواجه است.
انتخابات به کشاکش و مواجهۀ دو برداشتِ متفاوت از هویت و آیندۀ اسرائیل انجامیده؛ از یکسو با راستگرایانی مواجهیم که با تکیه بر صهیونیسم مذهبی، ادعای مالکیتِ انحصاری بر سرزمین موعود را پیش میکشند و از سوی دیگر، شاهد نیروهایی هستیم که برقراری دموکراسی و آیندۀ اسرائیل را در گرو بهرسمیتشناختنِ حقوق فلسطینیان میدانند.
رقابت انتخاباتی هم دیگر تلاش برای ماندن یا رفتنِ نخستوزیر جنگافروز، بنیامین نتانیاهو نیست؛ انتخابات کنونی مسیر آیندۀ اسرائیل است و تعیینکنندۀ این که چه نسبتی بین هویتِ یهودی، دموکراسی و حقوق برابر شهروندان برقرار است؟
«راجر کوهن» (روزنامهنگار نیویورکتایمز) در گزارشی مفصل و تحلیلی این منازعه را از خلال دیدگاهها و مواضعِ دو چهرۀ سیاسیِ اسرائیل کاویده است: در یک طرف «سیمخا روتمن»، از نمایندگان برجستۀ راست افراطی و حامی شهرکسازی را داریم و در طرف دیگر، «یوآو سگالوویتس»، سیاستمداری میانهرو که برای دفاع از آرمانهای دموکراتیک و حقوق برابر شهروندانِ عرب، نامزدی در فهرستِ حزبِ عربی را پذیرفته است.
بدیهی است که این گزارش از یک سو نگاه نیویورک تایمز را منعکس می کند و از جانب دیگر دو چهره یاد شده راو طبعا موضع این تارنما نیست.
****************************
نیویورکتایمز؛ راجر کوهن؛ 27 اکتبر 2026
«سیمخا روتمن» از شهرک مسکونیاش، بر فراز تپهای در کرانۀ باختری به درختان انار، تاکستانها و تپههای خشک و بیحاصلِ صحرای یهودیه چشم میدوزد؛ تپههایی که در هوای غبارآلودِ چشمانداز روبهرو، به سمتِ دریای مرده امتداد یافتهاند. به دوردست مینگرد و میگوید: "این سرزمینِ ماست؛ به حکم تاریخ، شرع، قانون و کتاب مقدس.»
اما بخش عمدۀ جهان و 3 میلیون فلسطینیِ ساکنِ این سرزمین با او مخالفاند و به حقوق بینالملل استناد میکنند. به نظر آنها، اشغالِ 59 سالۀ کرانۀ باختری غیرقانونی است و شهرکهایی که در این سرزمین بنا شدهاند، وجاهت قانونی ندارند. اسرائیلیها اینجا را «یهودا و سامره» مینامند که خاستگاه قوم یهود است.
[م. «یهودا و سامره»، منطقهای واقع در کرانۀ باختریِ رود اردن است که در روایتهای باستانی، محل استقرار پادشاهیهای اسرائیل و یهودا بوده. رژیم صهیونیستی چند سال پیش به پیشنهاد سیمخا روتمن تصمیم گرفت نام کرانۀ باختری را حذف کند و در همۀ مکاتبات رسمی، یهودا و سامره را جایگزین سازد. اسرائیل به هفت منطقه تقسیم میشود و منطقۀ هفتم به زعمِ دولت اسرائیل، یهودا و سامره نام گرفته که محل مناقشه است و حتی تحریفِ تاریخ قلمداد
این شهرک که «پِنیکِدِم» نام دارد، متشکل از تعدادی خانه است که از زمان سکونتِ روتمن (یعنی 18 سال قبل)، از 16 به 90 خانواده گسترش یافته. برای رسیدن به آن باید از جادههایی بگذرید که از اورشلیم میآیند و اکنون مملو از پرچمهای اسرائیلاند؛ پرچمهایی رنگ و رو باخته. در امتدادِ همین مسیر، بیلبوردهای انتخاباتیِ «بتسالل اسموتریچ» (وزیر داراییِ جنجالیِ اسرائیل و رهبر حزب صهیونیسم دینی) هم به چشم میخورند؛ حزبی که روتمن به آن تعلق دارد. روی بیلبوردها نوشتهاند: «اسموتریچ فقط حرف نمیزند، او مرد عمل است»
[م. اسموتریچ، وزیر داراییِ راست افراطیِ اسرائیل و رهبر حزب صهیونیسم دینی است که از گسترش شهرکهای اسرائیلی در کرانۀ باختری و الحاق این بخش به اسرائیل حمایت میکند و با تشکیل کشور مستقل فلسطین مخالف است. اسموتریچ مواضع تندوتیزی دارد که با انتقادهای بینالمللی مواجه شده است.]
او مرد عمل است و چه کارهایی کرده؟ مردم شاهد افزایش چشمگیر خشونتِ شهرکنشینان در قبال فلسطینیاناند و گسترش بیمحابای شهرکسازی؛ مجموعهای از کاروانها و خانههای پیشساخته که دولتِ نتانیاهو با آنها سلطۀ دائم بر کرانۀ باختری را بر این سرزمین تحمیل کرده است.
روتمن مردی است ۴۸ساله، درشتاندام با چشمانی گشاده و اعتقادی تزلزلناپذیر. خشونتها را بیاهمیت جلوه میدهد و به پیش میتازد. میگوید: " اگر یهودا و سامره، منطقهای در ایالاتمتحده بودند، به یکی از امنترین شهرهای آمریکا مبدل میشدند."
از نظر او، مالکیتِ سرزمینی که خداوند آن را به قوم یهود بخشیده، قابلمذاکره نیست. میگوید: " ما هرگز به تأسیس کشور فلسطین تن نمیدهیم. هر دولتِ مستقلی در فاصلۀ رود اردن و دریای مدیترانه، اگر دولت اسرائیل نباشد، معنایش نابودی ماست."
به نظر میرسد هویت این کشور در انتخاباتِ سرنوشتساز 27 اکتبر به مخاطره افتاده. ناسیونالیسمِ افراطی و خشونتآمیز با رگههای تبشیری و آخرالزمانی را به تار و پود جامعۀ اسرائیل تنیدهاند. شهرکنشینان بیمحابا به فلسطینیانِ کرانۀ باختری حملهور میشوند.
مخالفانی که از چرخش به راستِ افراطی خشمگین و بیمناکاند، همچنان به دفاع از جامعۀ متکثر و حفاظت از آرمانهای منشور تأسیس اسرائیل در سال 1948 پایبند ماندهاند؛ منشوری که خواهانِ برابری کاملِ حقوق سیاسی و اجتماعی برای همۀ ساکنانِ این سرزمین فارغ از دین و نژاد و جنسیت است.
یکی از چهرههای نامدار مخالفان، «یوآو سگالوویتس» است؛ افسر سابقِ پلیس اسرائیل؛ مردی آرام، مأخوذ به حیا و کمحرف که برای نامزدی از جانبِ حزب عربیِ «رَعَم» از مرزهای ریشهدار سیاسی گذشته؛ تلاشی جانکاه برای حفظِ آرمانهای بنیادینی که اسرائیل بر پایۀ آنها شکل گرفته؛ کاری که هیچ سیاستمدار میانهرویِ صهیونیستی تاکنون انجام نداده است.
بالا: سگالوویتس، منصور عباس را در آغوش میگیرد.
پایین: سگالوویتس در شهر سختین اسرائیل، در جمع حامیان حزب عربی رعم سخنرانی میکند. او نخستین سیاستمدار صهیونیست میانهرو است که در فهرست انتخاباتی عربی نامزد شده.
سگالوویتس در خلال گفتوگویی طولانی، دور میز آشپزخانۀ آپارتمانِ کوچکش در طبقۀ همکفِ ساختمانی واقع در تلآویو میگوید: "من افرادی مثل روتمن را بهخوبی میشناسم. او باهوش، دیوانه و سرسخت است و چشمانداز سیاسیاش پایان دولت اسرائیل را رقم میزند؛ البته اگر انتظار باشید دولت در آنِ واحد یهودی و دموکراتیک باشد. در بهترین حالت، آنچه روی کار میآید، دولتی واحد است که بر مردمی دیگر حکومت میکند، بیآنکه فلسطینیان از حقوق برابر برخوردار باشند.
مأموریتِ سگالوویتس کموبیش آرمانگرایانه و حتی ناممکن به نظر میرسد. چرخش ایدئولوژیکِ اسرائیل به سمت مواضع تندروانه، ریشهدارتر از این حرفهاست. بااینحال، در انتخاباتی که نتیجهاش نزدیک و پیشبینیناپذیر است، او میتواند نقشی تعیینکننده در رشد ائتلاف مخالفان و دستیابی به اکثریت ایفا کند.
یوآو سگالویتس، ماه سپتامبر در شهر سَخنِین اسرائیل، برای هواداران حزب عربیِ رَعَم سخنرانی کرد. او نخستین صهیونیستِ میانهرویی است که در فهرست انتخاباتیِ ِحزبی عربی نامزد شده است.
اسرائیل روزهای پرالتهابی را میگذراند و از روندهای دیپلماتیک فاصله گرفته است. رؤیای دوکشوری را 7 اکتبر به خاک سپردند و با اکراه از تهاجمِ نفسگیر حماس یاد میکنند «یوتام مارگالیت» (استاد علوم سیاسی دانشگاه تلآویو) میگوید: "هفت اکتبر، حساسترین نقاط و عمیقترین ترسهای مردم اسرائیل را عیان ساخت."
هیچیک از رهبرانِ جناح مخالفِ دولت از فلسطین سخن نمیگویند. استفاده از این واژه در انحصار بیبی است؛ نخستوزیری با شعار «راست یا فلسطین».
میگوید: "به لیکود رأی بدهید تا نتیجه، دولتی نباشد که به تأسیسِ کشور فلسطین رضایت بدهد" «ترس و تهدید»، ابزارهای کلیدیِ حضور ۱۹ سالۀ او در قدرت بودهاند.
این دو چهرۀ برجستۀ اسرائیلی، آقایان روتمن و سگالوویتس نمایندۀ دو جریان متفاوت و متضاد دربارۀ آیندۀ اسرائیلاند و هر دو میخواهند از نظر اخلاقی به باورهایشان وفادار بمانند. پیروزی هر چشمانداز، ماهیتِ دولت یهود را در سالهای آینده تعیین میکند. جدال دو جریان سیاسی اسرائیل بر سر دو انگارۀ متفاوت از هویت و آینده است.
به نظر روتمن، تصور اینکه تکرار سناریوی غزه در کرانۀ باختری کسی را مشوش کند، ناممکن است. او میگوید: "یهودا و سامره باید بخشی از اسرائیل باشند و از قوانینِ حاکم بر این کشور تبعیت کنند."
بالا: روتمن در دفتر کار کنستپایین: روتمن بر فراز تپه شهرکِ مسکونی اسرائیلینشین
«یووال شانی» (استاد حقوق بینالملل دانشگاه عبری اورشلیم) میگوید: "ما در نبردی سرنوشتساز قرار داریم. اگر لیبرالها نتوانند در این انتخابات پیروز شوند، فاجعه در پی فاجعه میآید و خیلیها به این نتیجه میرسند که دیگر کار تمام است."
روتمن در بنیبراک، یکی از مراکز یهودیتِ اولترا اورتدکسِ شرقِ تلآویو بزرگ شده. پدرش بانکدار بود و مادرش در دانشگاه کار میکرد. او یکی از چهار فرزند خانواده است و میگوید: "باورهایم را از همان مناسک دینی و اعتقاداتِ یهودیِ خانوادگی گرفتهام. چیزی فراتر از اینها در دیدگاههای کنونیام دخیل نیست."
میگوید: "به هیچوجه مکاشفهای در کار نبود. از آنهایی نبودم که از چپ شروع میکنند و کمکم به راست کشیده میشوند؛ از خانوادهای سکولار نیامدم که بعدها مذهبی شوم. با ادبیاتِ امروزی میتوان گفت از همان آغاز، صهیونیستِ مذهبی بودم."
او در رشتۀ حقوق تحصیل کرده و از دانشگاه نورثوسترن آمریکا و دانشگاه تلآویو فارغالتحصیل شده است. روتمن در سال 2013، جنبش «حکمرانیپذیری و دموکراسی» را بنیان نهاد تا بر جدالی ذهنی فایق آید. گمان میکرد دموکراسی اسرائیل از نظارتِ بیشازحدِ دستگاه قضایی بر مقامهای منتخبِ مردم رنج میبرد.
سفر به جنوب غزه و مشاهدۀ تخلیۀ 8600 اسرائیلی از 17 شهرک به دستور ارتش، باورهای تندروانهاش را تقویت کرد. میگوید: "هنگام ترک غزه، به ساکنانِ کیبوتص بئری هشدار دادم که بیرونراندن ما از غزه چه پیامدهایی در پی خواهد داشت و همان اتفاقی افتاد که پیشبینی میکردم. کیبوتصِ بئری یکی از مناطقی است که در حملۀ 7 اکتبر بیشترین آسیب را دید.
بالا: خودروهای ارتش اسرائیل در امتداد مرز اسرائیل و لبنان مستقر میشوند.
پایین: شهرکنشینان اسرائیلی به دو برادر فلسطینی در روستای حواله واقع در کرانهٔ باختری حمله میکنند.
[م. کیبوتص نوعی اجتماع اشتراکی در اسرائیل است که بر پایۀ همکاری، برابری و مالکیت جمعی شکل گرفته. اعضا معمولاً در زمینههای کشاورزی، صنعت و خدمات فعالیت میکنند و درآمد و امکانات را بهصورت مشترک مدیریت میکنند. نخستین کیبوتصها اوایل قرن بیستم با الهام از سوسیالیسم و صهیونیسم شکل گرفتند و نقش مهمی در شکلگیری جامعه و اقتصاد اسرائیل داشتند، ولی گسترش این الگو با مناقشۀ زمین و حقوق فلسطینیان پیوند خورد. امروزه بسیاری از کیبوتصها تغییر کردهاند و به شیوههای اقتصادی و اجتماعیِ متنوعتری فعالیت میکنند.]
سبک صریح و تحریکآمیز روتمن در جهانی که تحقیر دموکراسی لیبرال به امری عادی بدل شده، طرفدارانی یافته است. میگوید: "چپِ اسرائیل به این دلیل شکست خورد که از راهحل دوکشوری برای مناقشۀ فلسطین حمایت میکرد؛ راهحلی که به باور او، چیزی جز اتلاف وقت نیست." و ادامه میدهد: "اسرئیل دلیلی ندارد به مردم رنجکشیدۀ غزه چیزی بدهد. کدام کشور از مردمی که به سمت دولت تیراندازی میکنند، حمایت میکند؟"
روتمن در سال 2021 به عضویت کِنِسِت (پارلمان اسرائیل) درآمد و ریاستِ کمیتۀ قانون اساسی، حقوق و عدالت را بر عهده گرفت. او در سال 2023 از چهرههای اصلیِ دولت برای اعمال تغییرات گسترده در نظام قضایی بود؛ اقداماتی که از دید منتقدان تلاش برای تضعیف سازوکارهای نظارتی و موازنۀ قدرت در دموکراسی محسوب میشد و چنان جنجالبرانگیز شد که برای محافظت از خانهاش، گارد مسلح مستقر کردند.
با لحنی آمیخته به غرور میگوید: «من هدفِ شمارۀ یک بودم». در صحبتهایش اعتراضات گستردۀ آن دوره را نادیده میگیرد و هیاهویشان را بازتابِ ناکامی و سرخوردگیِ چپهای شکستخورده میداند. خودروی شاسیبلندش مسیر رفتوبرگشتِ شهرک و کنست را ظرف نیم ساعت میپیماید. چشمانداز حومهای و آرامِ این جادهها شباهتی به زندگی فلسطینیانِ همان حوالی ندارد؛ مردمی که گرفتار ایستهای بازرسی عذابآور، تحقیرهای روزمره و محدودیتهای فزایندهاند.
بتسالل اسموتریچ وجود ملت فلسطین را انکار میکند. او ماه گذشته اعلام کرد: " باید در یهودا و سامره همان کاری را انجام دهیم که در غزه انجام دادیم." از روتمن در دفتر کارش واقع در کنست پرسیدم آیا با این دیدگاه موافق است؟ پاسخ داد: "بله، من هم با این حرف موافقم. مشکلش چیست؟" و میگوید: "منظور اسموتریچ این است که برای مقابله با فلسطینیان باید زیرساختهای مبارزاتی را از بین ببریم، خلعسلاحشان کنیم و کاری کنیم که تروریستها مهار شوند."
بالا: بنرهای تبلیغاتی انتخابات پارلمانی
پایین: تجمع اعتراضی در سال ۲۰۲۳ علیه طرح پیشنهادی اصلاحات قضایی در اسرائیل
انکار فلسطینیان در غزه وکرانۀ باختری، تروریستنامیدنشان و استفاده از افعالِ بهظاهر ملایمتری مثل «مهارکردن» در صحبت از کشتار مردم به دست اسرائیل، شیوهای رایج در گفتمانِ ایدئولوژیکی راستگرایان است. در این صورت آیا فلسطینیانِ این مناطق، حق رأی خواهند دشت؟ روتمن میگوید: "نه، چون بیش از 80 درصدشان از جنایاتِ 7 اکتبر حمایت کردند." با این عبارتِ کوتاه به مرگبارترین روز یهودیان از هولوکاست تاکنون اشاره میکند.
کمتر چهرۀ جدیدی در این انتخابات به چشم میخورد؛ ایدههای تازه هم به همین اندازه کمیابند. کارزار انتخاباتی بهندرت حول سیاستگذاری، محتوای برنامهها یا حتی عملکرد ویرانگر اسرائیل در جنگ غزه میچرخد؛ جنگی که بهگفتۀ مقامهای غزه، بیش از 74 هزار فلسطینی را به کام مرگ کشانده است.
محور اصلیِ انتخابات، ماندن یا رفتنِ نتانیاهو است؛ موضوعی که برای تغییر مسیر سیاسی کشور اهمیت دارد. «گادی آیزنکوت» (رئیس پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل) برجستهترین شخصیتِ جناح تغییرخواه است؛ همان مخالفی که گویی برای ایفای نقشِ ضدیت با نتانیاهو از دل سناریوی سیاسی بیرون پریده است. آیزنکوت فروتن است و درستکار، کمحاشیه، میانهرو و فاقد کاریزما. پسر 25 سالهاش گال را هم در جنگ غزه از دست داده. «گرشوم گورنبرگ» (نویسندۀ اسرائیلی) این واقعه را چنین توصیف میکند: "پسر آیزنکوت در جنگ غزه جنگید و جان باخت، ولی پسر بیبی از میامی توییت میکند."
ولی اگر قرار باشد فقط از یک چهرۀ جسور و نوظهور در این انتخابات یاد کنیم، آن شخص سگالوویتس است؛ کسی که 28 سال به پلیس اسرائیل خدمت کرد و تا درجۀ سرلشکری ارتقا یافت؛ مردی آرام و قانونمند با لبخندی غمگین که باورهای عمیق و پرشورش را میپوشاند. او در تلآویو به دنیا آمده، آنجا بزرگ شده و هنوز هم در این شهر زندگی میکند. حاضر نیست سلاح حمل کند، از داشتن محافظ خودداری میکند و اصرار دارد که حضور اعراب در جامعۀ اسرائیل باید عادی تلقی شود.
سگالوویتس میگوید: "به آزادی، صلح و عدالت اعتقاد راسخ دارم"؛ همان ارزشهایی که 78 سال قبل، «داوید بن گوریون» (اولین نخستوزیر اسرائیل) نیز از آنها دم زد. میگوید: "تصمیم به نامزدی از جانبِ حزب رَعَم از این باور میآید که انتخابات کنونی آخرین فرصت برای نجاتِ ارزشهای ملی از چنبرۀ جنگ، کشتار و سیاستهای ویرانگر حکومت نتانیاهو است."
[م. داوید بن گوریون، از بنیانگذاران اصلی صهیونیسم سیاسی و اولین نخستوزیر اسرائیل، در 14 مه 1948، تأسیس دولت اسرائیل را اعلام کرد. این رویداد پس از پایان قیمومیت بریتانیا بر فلسطین رخ داد و نقطۀ عطفی در تاریخ یهودیان شد که برای فلسطینیان آوارگی گسترده و آغاز فصلی تلخ را رقم زد. پیش از 1948، این منطقه بخشی از امپراتوری عثمانی بود و پس از جنگ جهانی اول، به سلطۀ بریتانیا درآمد. سازمان ملل در پی رشد جنبش صهیونیسم، مهاجرت یهودیان و تشدید مناقشه با اعرابِ فلسطینی، تقسیم سرزمین را پیشنهاد داد و بن گوریون در 1948 تأسیس اسرائیل را اعلام کرد. این طرح با مخالفت رهبران عربِ فلسطینی و کشورهای عربی روبهرو شد و درگیری گسترده به جنگ 1948 انجامید. اسرائیل در جریان جنگ قلمرو خود را گسترش داد و بیش از 700 هزار فلسطینی آواره شدند؛ رویدادی که فلسطینیان آن را «نکبت» مینامند.]
این اقدام از نگاه جناح راست چیزی جز تحریک و جنجالآفرینی نیست. حزب رعم که نامش سرواژۀ عبریِ «فهرست متحد عربی» است، به رهبری «منصور عباس» اداره میشود؛ سیاستمداری که متحدان نتانیاهو پیوسته او را به حمایت از تروریسم متهم میکنند. سگالوویتس میگوید: "میخواستم دیوارهای سیاسیِ حائل بین اعراب و یهودیان را فرو بریزم. مرا محمد سگالوویتس و حامی حماس خطاب میکنند. از هر طرف به من توهین شده و اینها هیچ اهمیتی ندارند."
[م. حزب رعم در سال 1996 به رهبری منصور عباس تأسیس شد. این حزب بر حقوق شهروندان عرب، مبارزه با تبعیض، بهبودِ مسکن، آموزش و توسعۀ اقتصادیِ جوامع عرب تمرکز دارد و از تشکیل کشور مستقل فلسطین حمایت میکند.]
بالا: جستوجو برای یافتن بقایای انسانی در بین آوارهای کیبوتص بنری پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳
پایین: چادرهای آوارگان غزه
سگالوویتس تأکید میکند که با منصور عباس اختلافات زیادی دارد و میگوید: "رهبر رعم مذهبی است ولی من سکولارم؛ عباس عرب است و من یهودیام؛ او محافظهکار است و من لیبرالم، ولی نباید مغایرتها را به چشم تهدید بنگریم. باید فرصتها را ببینیم." چنین سخنانی در اسرائیل، سرزمینی که سیاستش آکنده از عقاید افراطی است و این روزها بیش از هر زمان رگههای نفرت، خصومت و تبعیض دارد، بهندرت شنیده میشود، بهویژه وقتی پای آمادگی برای سازش بر سر اختلافات در میان باشد.
منصور عباس سال 2021 گفته بود: "اسرائیل از سال 1948، میهن یهودیان بود و چنین هم باقی خواهد ماند." سگالوویتس باورهای صهیونیستی دارد و به این اظهارات برای پذیرش موجودیت اسرائیل از سوی عباس بسنده میکند. میگوید: "اسرائیل باید قطبنمایش را تغییر دهد." و با اشاره به شهروندان عرب یا فلسطینیِ اسرائیل میگوید: "خلاف امنیت ملی ماست که 21 درصد جمعیت کشور را از مشارکت سیاسی کنار بگذاریم، درحالیکه این افراد در همۀ عرصههای جامعۀ اسرائیل حضور دارند و فعالیت میکنند."
تصمیم یوآو سگالوویتس برای پیوستن به حزب رعم مهم است. حضور احزاب عربی سرنوشت انتخابات را دگرگون میکند. نظرسنجیها نشان میدهند نه بنیامین نتانیاهو و متحدانش و نه مخالفان او، احتمالاً به حد نصابِ61 کرسی از مجموع 120 کرسیِ کنست دست نخواهند یافت. بااینحال، همکاری گادی آِزنکوت و ائتلاف موسوم به «بلوک تغییر» با حزب رعم که انتظار میرود 5 یا 6 کرسی کسب کنند، میتواند راه را برای کنارزدنِ نتانیاهو هموار کند.
[م. «بلوک تغییر اسرائیل»، ائتلافی متشکل از مخالفان بنیامین نتانیاهو است با هدف اصلاح ساختار حکومت، تقویت دموکراسی، ایجاد تغییرات در سیاستهای داخلی و خارجی و تشکیل دولت جایگزین. احزاب اصلیاش شامل «یاشار» به رهبری گادی آیزنکوت، حزب «باهم» به رهبری بنت و لاپید، حزب »دموکراتها» به رهبر یائیر گولان و حزب «اسرائیل خانۀ ما» به رهبری اویگدور لیبرمن هستند. اختلافات سیاسی و کسب اکثریت پارلمانی از چالشهای مهم این ائتلاف هستند.]
«ایتامار رابینوویچ» (سفیر پیشین اسرائیل در آمریکا) معتقد است: "جریان چپ میانه برای حفظ آیندۀ سیاسی باید با اکثریتِ شهروندان عرب که موجودیت اسرائیل را پذیرفتهاند، همکاری کند" درمقابل، برخی سیاستمداران راستگرا از جمله «سیمخا روتمن»، حزب رعم را به ارتباط با اخوانالمسلمین متهم میکنند."
[م. اخوانالمسلمین بزرگترین جنبشِ اسلامگرای سنی در جهان است که با الهام از اندیشههای سیدقطب، محمد جوزان الغزالی و محمد عبده در سال 1928 به رهبری حسن البنا در مصر تأسیس شد و بهتدریج به سایر کشورهای اسلامی اشاعه یافت. این جنبش بر اسلام سیاسی، اصلاح اجتماعی، بیگانهستیزی، حمایت از مقاومت فلسطین، ضدیت با اسرائیل و تشکیل حکومت اسلامی تأکید دارد. اخوانالمسلمین در مصر با سرکوب شدید و فعالیت مخفیانه مواجه است، وضعیت حقوقیاش در کشورهای مختلف متفاوت است و در خیلی از کشورها سازمان تروریستی محسوب میشود.]
سگالوویتس پیوستن به رعم را وظیفۀ اخلاقی، انسانی و یهودی میداند. از نظر او، همکاری یهودیان و عربها برای آیندۀ اسرائیل ضروری است؛ کشوری که سیاستش متأثر از جنگ، ناامنی و گرایشهای راستگرایانه است.
سگالوویتس پیشتر عضو حزب میانهروی «یِش عَتید» بود و در دولت ائتلافیِ سال 2021، سمت معاون وزیر امنیت ملی را بر عهده داشت. حضورش حالا در جایگاه دومِ فهرست انتخاباتی رعم میتواند همکاری با این حزب عربی را برای مخالفان نتانیاهو پذیرفتنیتر کند.
جنگهای بیپایان در غزه، لبنان، سوریه و اینک ایران، فشار سنگینی بر جامعۀ اسرائیل وارد کردهاند. سربازان ذخیره مدتهای مدید در خدمتاند و اختلاف بر سر معافیتِ یهودیان اولترا ارتدوکس از سربازی شدت گرفته است. سگالوویتس میگوید: "اسرائیل در این شرایط، بهدنبال تغییر رهبری و چشمانداز بهتر است."
[م. معافیت سربازیِ یهودیان اولترا ارتدوکس (حریدیها) در اسرائیل، ریشه در توافقهای تاریخیِ تأسیس این کشور دارد. این معافیت ابتدا برای شمار محدودی از طلاب مدارس دینی برقرار بود، ولی با افزایش جمعیت حریدیها، به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شد. مخالفان، آن را تبعیضآمیز میدانند و حامیان بر اهمیت مطالعۀ دینی تأکید میکنند. دیوان عالی اسرائیل، ژوئن 2024 اعلام کرد مبنای قانونی معافیت فراگیر پایان یافته است ولی کنست در سال 2026، قوانینی تصویب کرد که عملاً وضعیت معافیت بسیاری از حریدیها را حفظ میکند. این مسئله کماکان بین احزاب، جامعۀ مذهبی و حامیان برابریِ تقسیمکار دفاعی، محل اختلاف است.]
سگالوویتس و روتمن، نمادی از دو هویت و دو چشمانداز متفاوتاند و انتخابات کنونی، بزنگاهی حساس برای آیندۀ اسرائیل. آیا این کشور به سمت ملیگرایی افراطی و سلطۀ دین بر سیاست پیش میرود یا مسیری برخواهد گزید که بر دموکراسی، برابری شهروندان و بهرسمیتشناختن حقوق فلسطینیان استوار باشد؟
بالا: رهبران احزاب انتخاباتیپایین: راجر کوهن. نیویورکتایمز
******************************************************************
یادداشت مترجم:
مقالۀ راجر کوهن در نیویورکتایمز، انتخابات اسرائیل را جدال بر سر تعریف هویت ملی و آیندۀ سیاسی این کشور قلمداد کرده است. نقطۀ قوت گزارش، پیوند مناقشاتِ انتخاباتی با این پرسش بنیادین است که «آیا اسرائیل میتواند هویت یهودی داشته باشد و در عین حال به اصول دموکراتیک و حقوق برابر فلسطینیان پایبند بماند؟» نویسنده با قرار دادن سیمخا روتمن (از چهرههای راست افراطی) در برابر یوآو سگالوویتس (سیاستمدار بهودی که به فهرست عربی پیوسته) این پرسش انتزاعی را به تقابلی ملموس و انسانی تبدیل میکند.
مقاله نشان میدهد مناقشه بر سر کرانۀ باختری و جایگاه فلسیطنیان، حاشیهای در سیاست اسرائیل نیست و به یکی از محورهای تعیینکننده دربارۀ ماهیت دولت تبدیل شده است. اظهارات روتمن دربارۀ تعلق سرزمین و مخالفت با اعطای حق رأی به فلسطینیانِ ساکن کرانۀ باختری، در کنار تأیید سگالوویتس بر همکاری یهودیان و اعراب، دو برداشت متفاوت از حاکمیت و شهروندی را آشکار میکند. دیگر جدال صرفاً بر سر اختلاف مرز نیست؛ نویسنده میپرسد چهکسانی در تعریف آیندۀ کشور حق مشارکت دارند و برابری سیاسی تاکجا امتداد مییابد؟
مقاله بین تحولات داخلی و محیط منطقهای ارتباط برقرار میکند و میگوید حملۀ 7 اکتبر، جنگ غزه و درگیریهای لبنان و سوریه، فضای امنیتی اسرائیل را دگرگون کردهاند و به نتانیاهو امکان دادهاند با تکیه بر عملیات نظامی و گفتمان مقابله با تهدید، موقعیت سیاسیاش را بازسازی کند. درعینحال، عواملی مثل فرسودگی نیروهای ذخیره، مناقشه بر سر معافیت یهودیان اولترا ارتدوکس و گسترش خشونت شهرکنشینان نشان میدهند امنیت نظامی لزوماً به احساس امنیت یا ثبات سیاسی منجر نمیشود.
یکی از مهمترین نکات گزارش، برجستهکردن تناقضِ بین قدرت نظامی و بحران مشروعیت سیاسی است. اسرائیل ممکن است در منطقه دست بالا را داشته باشد، اما این برتری پاسخگوی پرسشهای مربوط به آیندۀ فلسطین، روابط خارجی و انسجام جامعهٔ اسرائیل نیست. کوهن نشان میدهد نگرانی دربارۀ قربانیان غزه در جامعهای که تجربۀ حمله و جنگ را پشتسر گذاشته، با ملاحظات عاطفی و امنیتیِ پیچیدهای روبهروست. این نکته به فهم فضای عمومی کمک میکند، هرچند نباید به توجیه نادیدهگرفتن رنج غیرنظامیان فلسطینی بینجامد.
بااینحال، دوگانۀ روتمن و سگالوویتس، بهرغم قدرت روایی، پیچیدگی جامعۀ اسرائیل را تاحدی به تقابل دو چهره تقلیل داده است؛ درنتیجه تصویر جامعی از گرایشهای سیاسی متنوع، اختلافات داخلیِ اردوگاه راست و چپ و نگرشهای متفاوتِ شهروندان عرب و یهودی به دست نمیدهد. دیگر این که تمرکز بر انتخابات و احتمالِ کناررفتن نتانیاهو میتواند این تصور را ایجاد کند که تغییر دولت بهخودیخود راه را برای اصلاح سیاستهای اسرائیل هموار میکند؛ حال آنکه ساختار ائتلافی، نهادهای سیاسی و نگرشهای تثبیتشدۀ اجتماعی میتوانند دامنۀ تغییرات را محدود کنند.
گزارش به کشتهشدگان غزه و خشونت شهرکنشینان پرداخته، ولی بررسی عمیقتر پیامدهای انسانیِ جنگ و دیدگاههای متنوعِ فلسطینیان میتوانست تصویر جامعتری از واقعیت ارائه دهد. مقاله انتخابات را از رقابت حزبی فراتر میبرد و به پرسش دربارۀ نسبت ملیگرایی، دموکراسی و برابری حقوق شهروندان پیوند میزند. نتیجۀ رقابت هرچه باشد، تعارض بین حاکمیت انحصاری و ضرورتِ بهرسمیتشناختن حقوق فلسطینیان با جابهجایی دولتها بهراحتی از بین نمیرود.