شعار این دوره نیز از همین دغدغه حکایت دارد: «بازسازی اعتماد، مدیریت تحول؛ سازمان ملل متحدی که برای همه نتیجهبخش باشد.»انتخاب چنین شعاری بیدلیل نیست. سازمان ملل در آغاز نهمین دههٔ فعالیت خود با پرسشهایی جدی دربارهٔ کارآمدی و توان اثرگذاری بر بحرانهای جهانی روبهروست. رئیس مجمع عمومی در آغاز مناظرهٔ عمومی جملهای گفت که شاید خلاصهٔ همین نگرانی باشد: مردم دیگر نمیپرسند آیا سازمان ملل هنوز وجود دارد، بلکه میپرسند آیا کار میکند.
جهان امروز با جهانی که سازمان ملل پس از جنگ جهانی دوم در آن شکل گرفت، تفاوت زیادی دارد. رقابت قدرتهای بزرگ شدت گرفته است، جنگ در چند منطقه ادامه دارد، و فناوریهایی چون هوش مصنوعی با سرعتی بیش از سازوکارهای حکمرانی بینالمللی پیش میروند. آنتونیو گوترش نیز از عمیقتر شدن شکافهای ژئوپلیتیک، افزایش نابرابری و فرسایش اعتماد سخن گفت. از این زاویه، مشکل سازمان ملل را نمیتوان تنها به ضعف یک نهاد نسبت داد؛ این سازمان تا حد زیادی بازتاب مناسبات قدرت در جهان است.
با وجود این محدودیتها، مجمع عمومی هنوز یکی از معدود صحنههایی است که کشورها میتوانند مواضع خود را مستقیماً در برابر جامعهٔ جهانی مطرح کنند. اهمیت نیویورک نیز تنها به سخنرانیهای رسمی محدود نمیشود؛ بخش مهمی از دیپلماسی در دیدارهای دوجانبه، تماسهای غیررسمی و گفتوگوهایی شکل میگیرد که گاه در شرایط عادی امکانپذیر نیست. این ویژگی امسال در پروندهٔ ایران و آمریکا آشکار بود. دونالد ترامپ در سخنرانی ۲۲ سپتامبر خود مواضع تندی علیه جمهوری اسلامی مطرح کرد و بار دیگر گفت اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست یابد. در عین حال، موضوع توافق با تهران را نیز کنار نگذاشت. همزمان، تماسهای دیپلماتیک در حاشیهٔ اجلاس ادامه داشت و دو طرف از طریق میانجیها گفتوگو کردند؛ در حقیقت، فشار و مذاکره بار دیگر در دو مسیر موازی پیشرفتند.
سخنرانی مسعود پزشکیان در ۲۳ سپتامبر نیز در همین فضای سیاسی انجام شد. رئیسجمهور ایران تأکید کرد تهران در برابر فشار و تهدید تسلیم نخواهد شد، اما آمادگی برای گفتوگو و دیپلماسی را نیز کنار نگذاشته است. او در پروندهٔ هستهای میان سلاح هستهای و فناوری صلحآمیز، مرز روشنی کشید و گفت ایران به دنبال سلاح هستهای نیست، اما از حق خود برای برخورداری از فناوری صلحآمیز صرفنظر نخواهد کرد.پزشکیان در بخش دیگری از سخنانش بهتنگهٔ هرمز و امنیت منطقه پرداخت.
پیام او این بود که امنیت نمیتواند یکطرفه تعریف شود؛ نمیتوان از کشوری انتظار داشت محدودیت بر دسترسی و امنیت خود را بپذیرد، در حالی که دیگران آزادانه از همان مسیر بهره میبرند. او همچنین تأکید کرد هیچ کشوری در منطقه نمیتواند بهتنهایی از امنیت برخوردار باشد، و امنیت پایدار ناگزیر باید ماهیتی مشترک داشتهباشد.
یکی از محورهای اصلی پیام ایران در نیویورک، قراردادن بازدارندگی و دیپلماسی در کنار یکدیگر بود. تهران میخواهد نشان دهد آمادگی برای مذاکره به معنای پذیرش زبان زور نیست، و دفاع از توان بازدارندگی نیز الزاماً به بسته شدن راه گفتوگو نمیانجامد. در مقابل، واشنگتن نیز هم از فشار سخن گفته است و هم از امکان توافق. نتیجهٔ این دو رویکرد را بیش از سخنرانیهای نیویورک، تصمیمهایی روشن خواهد کرد که پس از پایان اجلاس گرفته میشود.همین مسئله، پروندهٔ ایران و آمریکا را به مضمون اصلی اجلاس امسال یعنی اعتماد، پیوند میزند. اعتماد در سیاست بینالملل لزوماً به معنای دوستی میان دولتها نیست؛ حتی کشورهایی با اختلافهای عمیق برای رسیدن به توافق، به حداقلی از اطمینان نیاز دارند؛ اطمینان از اینکه تعهدها اجرا میشود و راهی برای مدیریت اختلاف باقی میماند. بدون چنین حداقلی، هر توافقی در برابر تحولات سیاسی آسیبپذیر خواهد بود.
حضور ایران در نیویورک به سخنرانی رئیسجمهور محدود نماند. پزشکیان در گفتوگو با رسانههای خارجی نیز کوشید مواضع ایران را برای مخاطبانی فراتر از فضای رسمی سازمان ملل توضیح دهد و در مصاحبه با چند شبکهٔ آمریکایی بار دیگر بر آمادگی برای رسیدن به توافق تأکید کرد و در عین حال گفت ایران در برابر حمله از خود دفاع خواهد کرد. رسانههای بینالمللی در کنار تریبون مجمع و رایزنیهای سیاسی، مسیر دیگری برای انتقال دیدگاه تهران به افکار عمومی جهانبودند.
از این منظر، سفر نیویورک را نمیتوان تنها حضوری تشریفاتی در نشست سالانهٔ سازمان ملل دانست. برای ایران، این اجلاس فرصتی بود تا از چند مسیر همزمان سخن بگوید: از تریبون مجمع عمومی تا دیدارهای سیاسی، تماسهای دیپلماتیک و گفتوگو با رسانههای خارجی. مضمون مشترک در این مسیرها، دفاع از استقلال و امنیت کشور همراه با تأکید بر بازماندن راه دیپلماسی بود.هشتادویکمین مجمع عمومی در نگاهی گستردهتر، تصویری از تناقضهای جهان امروز پیش چشم میگذارد.
قدرت نظامی و رقابت ژئوپلیتیک همچنان در رفتار دولتها تعیینکنندهاند، اما کمتر بحران مهمی را میتوان یافت که یک کشور بهتنهایی قادر به حل آن باشد. دولتها بیش از گذشته بر استقلال عمل خود تأکید دارند، در حالی که مسائل پیشرویشان بیش از هر زمان دیگری به همکاری نیازدارد.
دربارهٔ ایران نیز پیام سخنان پزشکیان بر ضرورت برخورداری از کشوری قدرتمند و توانمند متمرکز بود؛ قدرتی که در روایت تهران نه برای آغاز جنگ، بلکه برای حفظ استقلال، دفاع از امنیت و یکپارچگی ایران اسلامی و کمک به حفظ صلح و ثبات منطقه ضروری دانسته میشود. همزمان، باز نگهداشتن مسیر مذاکره نشان میدهد در سیاست اعلامی تهران، اقتدار و دیپلماسی قرار نیست در برابر یکدیگر تعریف شوند.در نهایت، ارزش مجمع عمومی را باید در فاصلهٔ میان سخن و عمل سنجید. نیویورک فرصتی است تا کشورها صدای خود را به جهانیان برسانند و حتی در اوج اختلاف، راهی برای گفتوگو باقی بگذارند.
اما اهمیت واقعی این سخنان زمانی روشن خواهد شد که رهبران به پایتختهای خود بازگردند و معلوم شود چه بخشی از آنچه در سازمان ملل گفته شد، به تصمیم سیاسی و اقدام عملی بدل میشود.