مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران در خصوص طرح موضوع حراج تراکمسازی به اسم بازسازی مناطق جنگزده از سوی شهرداری تهران به خبرنگار ایلنا گفت: آنچه متأسفانه امروز در تهران شاهد آن هستیم، بارگذاریهای تودهای در برخی مناطق و همچنین در بعضی از پادگانهاست. بنده نمونههایی از این موارد را در صحن شورای اسلامی شهر تهران نیز به نمایش گذاشتهام و آن را بهعنوان یک تهدید و خطر جدی برای آینده شهر مطرح کردهام.
وی افزود: در نتیجه این تودهگذاریها و بارگذاریهای شهری، شاهد افزایش تقاضای سفر در برخی مناطق هستیم؛ در حالی که معابر پیرامونی این مناطق ظرفیت لازم برای پاسخگویی به این حجم از سفر را ندارند. قفلشدگی و تراکم ترافیکی که در برخی ساعات در مناطق مختلف شهر تهران شاهد آن هستیم، تا حد زیادی محصول سیاستگذاریهای نادرست در حوزه بارگذاری شهری طی سنوات گذشته است.
بنابراین، لازم است مسئله بارگذاریهای شهری و آثار آن بر شبکه معابر، حملونقل و تقاضای سفر، با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.
اقراریان بیان کرد: مسئله دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد، شرایطی است که در پی مشکلات و آسیبهای ایجادشده در شهر، بهویژه در جریان جنگ تحمیلی اول و دوم، به وجود آمده است. در برخی موارد، مجوزهایی برای بارگذاری در نقاطی صادر شده که به دلیل آسیبهای وارده، امکان بهرهبرداری و استفاده از ظرفیت ایجادشده در آن محل وجود ندارد.
عضو شورای شهر تهران خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، موضوع جابهجایی مجوزها مطرح میشود. بدیهی است که هرگونه جابهجایی مجوز باید صرفاً در چارچوب قوانین و مقررات انجام شود.
همچنین، نقطهای که قرار است مجوز به آن منتقل شود، باید از نظر ظرفیت بارگذاری، زیرساختهای شهری و سایر الزامات قانونی و ضوابط شهرسازی، شرایط و قابلیت لازم را داشته باشد. بنابراین، جابهجایی مجوز نباید صرفاً بهعنوان انتقال یک حق از یک نقطه به نقطه دیگر تلقی شود، بلکه لازم است ظرفیتپذیری مقصد و انطباق آن با قوانین و مقررات، بهصورت دقیق مورد بررسی قرار گیرد.
اقراریان ادامه داد: چالش دیگری که با آن در شهر تهران مواجه هستیم، عدم توازن در توزیع ارتفاع و بلندمرتبهسازی در مناطق مختلف شهر است. در برخی کشورها مشاهده میکنیم که بلندمرتبهسازی در یک یا چند منطقه مشخص متمرکز شده و در سایر مناطق، ساختمانها از یک سطح ارتفاع و تراکم مشخص و کنترلشده برخوردارند.
او افزود: متأسفانه این عدم توازن را در شهر تهران نیز شاهد هستیم. به دلیل ارزش و کیفیت بالاتر زمین در مناطق شمالی شهر، بلندمرتبهسازی در این مناطق بهصورت گستردهای انجام شده است. این مسئله، در کنار افزایش بارگذاری جمعیتی و فعالیتی، موجب ایجاد گرهها و مشکلات ترافیکی در برخی از این مناطق شده است.
وی تصریح کرد: در مقابل، در مناطق جنوبی شهر تهران، با چنین میزان و گسترهای از بلندمرتبهسازی مواجه نیستیم. بنابراین، لازم است موضوع توزیع ارتفاع و بارگذاری ساختمانی در سطح شهر، با نگاه جامع و متوازن مورد بررسی قرار گیرد تا از تشدید عدم تعادل میان مناطق مختلف و ایجاد فشار مضاعف بر زیرساختهای شهری جلوگیری شود.
به گفته اقراریان، یکی از سیاستهای نادرستی که میتواند بهعنوان یک خطر جدی مورد توجه قرار گیرد، تسری بلندمرتبهسازی به تمامی مناطق شهر تهران است. چنین رویکردی میتواند علاوه بر ایجاد فشار مضاعف بر زیرساختهای شهری، موجب شکلگیری ناهمگونی و بیتوازنی در سیمای بصری و کالبدی شهر تهران شود.
همچنین، این مسئله میتواند تبعات و چالشهایی را در حوزه پدافند غیرعامل به همراه داشته باشد که لازم است پیش از اتخاذ چنین سیاستهایی مورد توجه قرار گیرد.
این عضو شورای شهر تهران اضافه کرد: نگرانی دیگری که وجود دارد، به مباحث مطرحشده در حوزه توسعه مبتنی بر حملونقل عمومی یا TOD بازمیگردد. در برخی موارد، شاهد آن هستیم که الگوهایی از کشورهای غربی اقتباس و در کشور اجرا میشوند، بدون آنکه تناسب و سازگاری این الگوها با سایر مؤلفههای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی ویژگیهای شهرسازی کشور بهطور دقیق مورد بررسی قرار گرفته باشد.
به گفته او طبیعی است که استفاده از تجربیات و الگوهای موفق سایر کشورها میتواند مفید باشد؛ اما این الگوها باید متناسب با شرایط و اقتضائات بومی بازطراحی و بومیسازی شوند. نمیتوان یک الگوی شهرسازی یا حملونقلی را بدون توجه به تفاوتهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی، عیناً در شهرهای کشور اجرا کرد.
وی با بیان اینکه در حوزه شهرسازی در شهر تهران، با نوعی آشفتگی و نابسامانی مواجه هستیم، گفت: به نظر میرسد این وضعیت، ریشه در سیاستهای نادرست و رویکردهای مدیریتی گذشته دارد که متأسفانه آثار آن تا به امروز نیز ادامه یافته است.
او افزود: یکی از مسائل مهم در این زمینه، وجود تعارض منافع میان بخش خصوصی، مدیریت شهری و منافع عمومی و حقوق شهروندان است. تداوم این تعارضها و نبود سازوکارهای مؤثر برای ایجاد توازن میان منافع مختلف، موجب شده است که شرایط زندگی در تهران روزبهروز دشوارتر شود و شهروندان با مشکلات و چالشهای بیشتری در حوزههای مختلف شهری مواجه باشند.
اقراریان در خصوص ظرفیت شهر تهران برای بارگذاری جدید نیز گفت: در خصوص موضوع بارگذاری شهری، معتقدم باید بخش قابلتوجهی از بارگذاریهای جدید به سمت بافتهای فرسوده هدایت شود. با این حال، متأسفانه الگوی فعلی بازسازی و نوسازی بافتهای فرسوده را نمیتوان الگوی موفقی دانست و از نظر من، این الگو در تحقق اهداف مورد انتظار خود با شکست مواجه شده است.
به گفته وی، از سوی دیگر، هرگونه بارگذاری جدید در شهر تهران، چنانچه فراتر از ظرفیتهای پیشبینیشده در طرح جامع شهر باشد، میتواند پیامدهای جدی و مشکلات متعددی برای شهر ایجاد کند.
آنچه در حال حاضر شاهد آن هستیم، در مواردی صدور مجوزهای قانونی از طریق کمیسیون ماده پنج برای ایجاد بارگذاریهایی بیش از میزان پیشبینیشده در طرح جامع تهران است. این افزایش بارگذاری، بهویژه در برخی مناطق شهر، بدون توجه کافی به ظرفیتهای زیرساختی، حملونقل، خدمات عمومی و توان اکولوژیک شهر، میتواند فشار مضاعفی بر ساختار شهری وارد کند و در نهایت به تشدید بحرانهای موجود در تهران منجر شود.
عضو شورای شهر تهران در ادامه توضیح داد: در برخی از مناطق شهر تهران، بر اساس ظرفیتهای تعیینشده در طرح جامع، میزان مشخصی از بارگذاری شهری پیشبینی شده است. طبیعی است که هرگونه بارگذاری فراتر از این ظرفیتها میتواند آسیبها و پیامدهای منفی متعددی برای شهر به همراه داشته باشد.
در حال حاضر، تلاش میشود بخشی از این آسیبها از طریق دریافت عوارض جبران شود. با این حال، باور من این است که میزان خسارت و هزینهای که این بارگذاری مازاد به شهر و شهروندان تحمیل میکند، بهمراتب بیشتر از عوارضی است که در مقابل آن دریافت میشود.
اقراریان اظهار کرد: به بیان دیگر، مسئله صرفاً دریافت عوارض و جبران مالی یک تخلف یا بارگذاری مازاد نیست؛ بلکه باید آثار بلندمدت آن بر ساختار شهری، زیرساختها، محیطزیست و در نهایت کیفیت زندگی شهروندان مورد توجه قرار گیرد.
ممکن است عوارض دریافتشده از نظر مالی بخشی از هزینهها را پوشش دهد، اما آسیبهای واردشده به شهر و کاهش کیفیت زندگی شهروندان، در بسیاری از موارد قابل جبران مالی نیست و هزینه آن میتواند چندین برابر میزان عوارض دریافتشده باشد.
وی در خصوص قیمت تراکمفروشی تصریح کرد: این موضوع دارای یک فرمول و سازوکار مشخص است که در مناطق مختلف شهر تهران، با توجه به شرایط ملک و نوع بارگذاری، متفاوت خواهد بود. میزان عوارض و تبعات آن به عواملی مانند قرار گرفتن در محدوده تراکم مجاز یا تراکم مازاد، تعداد طبقات و همچنین وضعیت ملک در طبقات اول و دوم بستگی دارد.
بنابراین، نمیتوان برای تمامی مناطق و املاک شهر تهران یک عدد یا فرمول واحد در نظر گرفت. چنانچه موضوع در کمیسیون ماده پنج نیز مطرح و بررسی شده باشد، شرایط ملک و میزان بارگذاری میتواند متفاوت باشد.
اقراریان در پایان تأکید کرد: نکته مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که تهران امروز به یکی از ابرچالشهای نظام حکمرانی کشور تبدیل شده است. مسائل و پیچیدگیهای این کلانشهر به اندازهای گسترده شده که الگوها، رویکردها و سیاستهای گذشته دیگر پاسخگوی حل مسائل و چالشهای امروز تهران نیستند.
به همین دلیل، ضرورت دارد در شیوه حکمرانی و مدیریت شهری تهران بازنگری جدی صورت گیرد. امیدوارم با اصلاح حکمرانی شهری و ایجاد سازوکارهای مؤثرتر و پاسخگوتر در مدیریت شهر تهران، بتوانیم در مسیر ارتقای کیفیت زندگی شهروندان و بهبود شرایط زیستپذیری این کلانشهر گام برداریم.