به گزارش ایلنا، تیم امید ایران قرار بود یکی از مهمترین حلقههای اتصال فوتبال پایه به تیم ملی بزرگسالان باشد؛ جایی برای ساخته شدن نسل بعد، آزمون استعدادها و آمادهسازی بازیکنانی که چند سال بعد باید ستونهای فوتبال ملی شوند. با این حال، تکرار حذفها و ناکامیها نشان میدهد این مسیر مدتهاست آن خروجی مورد انتظار را ندارد.
ایران از زمان کسب مدال برنز بازیهای آسیایی ۲۰۰۶ دوحه دیگر در این رقابتها به سکو نرسیده است. نزدیک به دو دهه از آن مدال گذشته و در این فاصله، نهتنها موفقیت مشابهی تکرار نشده، بلکه رسیدن به مراحل پایانی نیز دشوارتر شده است.
در جام ملتهای زیر ۲۳ سال آسیا نیز ایران هنوز موفق نشده به جمع چهار تیم پایانی برسد؛ آماری که وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که این رقابتها در دورههای مختلف مسیر اصلی کسب سهمیه المپیک نیز بوده است.
المپیک؛ حسرتی که نیم قرن طول کشیده
در مورد المپیک باید یک نکته تاریخی را دقیق کرد. فوتبال ایران در گذشته سابقه حضور در بازیهای المپیک را دارد و آخرین بار در المپیک ۱۹۷۶ مونترال شرکت کرد. بنابراین مسئله، «هرگز نرسیدن» ایران به المپیک نیست؛ بلکه این است که فوتبال ایران حالا حدود نیم قرن است نتوانسته دوباره سهمیه المپیک را به دست بیاورد.
همین فاصله طولانی، یکی از روشنترین نشانههای مشکل ساختاری در رده امید محسوب میشود؛ نسلی پس از نسل دیگر آمده، مربیان و مدیران تغییر کردهاند، اما پایان داستان تقریباً ثابت مانده است.
بحران فقط متعلق به تیم امید نیست
نگرانی زمانی جدیتر میشود که وضعیت سایر ردههای پایه را هم کنار تیم امید قرار دهیم.
تیم جوانان ایران از سال ۲۰۱۷ دیگر به جام جهانی زیر ۲۰ سال صعود نکرده است؛ یعنی نزدیک به یک دهه است یکی از مهمترین ویترینهای جهانی برای معرفی استعدادهای جوان، بدون حضور فوتبال ایران برگزار میشود.
در رده نوجوانان نیز روند اخیر امیدوارکننده نبوده است. ایران در جام ملتهای زیر ۱۷ سال آسیا ۲۰۲۵ در مرحله گروهی حذف شد و در نتیجه، سهمیه جام جهانی زیر ۱۷ سال ۲۰۲۵ را نیز به دست نیاورد. گزارش رسمی AFC نیز حذف ایران از گروه این مسابقات را تأیید میکند.
البته درباره جام ملتهای زیر ۱۷ سال ۲۰۲۶ باید متن اولیه اصلاح شود؛ ایران در مرحله انتخابی این رقابتها حضور داشته و مسابقات مقدماتی خود را برگزار کرده است، بنابراین عبارت «حتی در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ نیز حضور نداشت» دقیق نیست.
فوتبال پایه فقط اردو و مسابقه نیست
فوتبال پایه قرار نیست صرفاً مجموعهای از اردوها، انتخاب فهرست، بازی دوستانه و حضور در تورنمنتهای رسمی باشد. خروجی واقعی این سیستم باید در دو نقطه دیده شود: موفقیت رقابتی در ردههای سنی و تحویل بازیکنان آماده به تیم ملی بزرگسالان.
وقتی در چند رده، طی چند سال و در تورنمنتهای مختلف، یک الگوی مشابه از حذف و ناکامی تکرار میشود، دیگر نمیتوان همه چیز را به یک مسابقه بد، یک نسل ضعیف یا یک مربی خاص نسبت داد.
این تکرار، سؤالهای جدیتری ایجاد میکند: استعدادیابی فوتبال ایران چگونه انجام میشود؟ کیفیت لیگهای پایه در چه سطحی است؟ مربیان این ردهها بر چه مبنایی انتخاب میشوند؟ ارتباط باشگاهها با تیمهای ملی پایه چقدر منسجم است؟ و مهمتر از همه، برنامه بلندمدت فدراسیون برای تبدیل یک نوجوان مستعد به یک بازیکن ملیپوش چیست؟
مسئولیت فقط متوجه یک نفر نیست، اما پاسخگویی با فدراسیون است
طبیعتاً نمیتوان تمام مشکلات فوتبال پایه را به یک فدراسیون، یک مدیر یا یک سرمربی نسبت داد. وضعیت اقتصادی باشگاهها، کمبود امکانات، کیفیت پایین برخی مسابقات پایه، آموزش مربیان، ضعف آکادمیها و حتی نگاه نتیجهمحور کوتاهمدت در باشگاهها، همگی در این چرخه نقش دارند.
اما در نهایت، فدراسیون فوتبال متولی تیمهای ملی است و نمیتواند نسبت به خروجی این زنجیره بیتفاوت باشد.
شکست ۴ بر یک مقابل کرهشمالی شاید از نظر نتیجه فقط یک حذف دیگر باشد، اما وقتی کنار نزدیک به دو دهه دوری از سکوی بازیهای آسیایی، حدود نیم قرن ناکامی در بازگشت به المپیک و غیبتهای مکرر در تورنمنتهای جهانی ردههای پایه قرار میگیرد، تصویر بزرگتری شکل میگیرد.
این تصویر دیگر مربوط به یک مسابقه نیست؛ درباره یک سیستم است.
فوتبال ایران برای اصلاح ردههای پایه پیش از هر چیز نیازمند پذیرش واقعیت است: کارنامه سالهای اخیر قابل دفاع نیست. پس از آن، فدراسیون باید به جای تغییر مقطعی مربیان و واکنشهای بعد از حذف، برنامهای شفاف، قابل اندازهگیری و بلندمدت ارائه کند؛ برنامهای که بتوان چند سال بعد، نتیجهاش را نه در شعارها، بلکه در زمین فوتبال دید.