منو

صفحه اصلی

اخبار

جواد صفی‌نژاد: مردی که زندگی‌اش را برای شناخت ایران گذاشت

جواد صفی‌نژاد، محقق تاریخی، با نگاهی عمیق به زندگی و فرهنگ مردم ایران، سرزمین را به موضوع پژوهش خود تبدیل کرد.

مردی که ایران را نه فقط در کتاب‌ها و اسناد تاریخی، بلکه در کوچه‌باغ‌های شاه‌عبدالعظیم، مسیر کوچ عشایر، دل قنات‌ها و مناسبات زندگی روستایی جست‌وجو می‌کرد. ایران برای او صرفاً یک محدوده جغرافیایی نبود، سرزمینی بود که باید وجب‌به‌وجب آن را شناخت، پای حرف مردمانش نشست و دانش نهفته در زندگی آنان را ثبت کرد.

قصه زندگی علمی صفی‌نژاد از جایی آغاز شد که شاید برای بسیاری از دانشگاهیان چندان اهمیتی نداشت: از باغ سبزی‌کاری پدرش درهاشم‌آباد شهرری. کودکی که با خاک و آب و رنج کشاورزی بزرگ شده بود، سال‌ها بعد همان تجربه را به موضوع نخستین کنفرانس دانشگاهی خود تبدیل کرد.

وقتی در کلاس محمدحسن گنجی استاد نامدار جغرافیا درباره شیوه‌های سنتی سبزی‌کاری در شهرری سخن گفت، شاید نمی‌دانست همان روز مسیر زندگی‌اش تغییر خواهد کرد. گنجی پس از پایان کلاس دست او را گرفت، به اتاقش برد و گفت از امروز دستیار من هستی! این اتفاق یادآور دوره‌ای از دانشگاه ایرانی است که استاد می‌توانست پشت روایتی ساده از زندگی کشاورزان، ظرفیت شکل‌گیری دانشی تازه را تشخیص دهد.

صفی‌نژاد هم تا پایان عمر به همان چیزی وفادار ماند که نخستین بار توجه استادش را جلب کرده بود: شناخت ایران از نزدیک. اهمیت صفی‌نژاد در این نبود که درباره روستاها و عشایر ایران کتاب نوشت؛ اهمیت او در این بود که سراغ موضوعاتی رفت که سال‌ها از چشم دانش رسمی دور مانده بودند. در روزگاری که شناخت جوامع عشایری به گزارش‌های پراکنده و روایت‌های سفرنامه‌ای محدود می‌شد، او راهی مناطق عشایری شد و کوشید زندگی مردمانی را که کمتر دیده و شنیده می‌شدند، به زبان علم ثبت کند.

از شاهسون‌ها و ترکمن‌ها تا بختیاری‌ها و عشایر کهگیلویه و بویراحمد، هر سفر برای او فرصتی برای کشف بخشی از ایران بود. صفی‌نژاد به‌جای آنکه از پشت میز دانشگاه درباره زندگی ایلات و روستاییان نظریه‌پردازی کند، میان آنان می‌رفت. حاصل این جست‌وجوها تنها مجموعه‌ای از آمار نبود، تصویری از مردمانی بود که قرن‌ها با طبیعت دشوار این سرزمین کنار آمده و نظام‌های پیچیده‌ای برای تولید، معیشت و بقا پدید آورده بودند. پژوهش‌های او درباره «بُنه»، نظام‌های زراعی سنتی و شیوه‌های بهره‌برداری از آب، از همین منظر اهمیت دارد.

صفی‌نژاد نشان داد آنچه گاهی با نگاهی از بالا عقب‌ماندگی تلقی می‌شود، ممکن است حاصل قرن‌ها تجربه و عقلانیت جمعی باشد.

قنات برای او فقط مجرایی زیرزمینی برای انتقال آب نبود، نشانه‌ای از دانش تاریخی ایرانیان در مواجهه با کم‌آبی و سازمان‌دهی زندگی اجتماعی بود. امروز که بحران آب به یکی از جدی‌ترین مسائل ایران تبدیل شده، اهمیت پژوهش‌های او بیش از گذشته آشکار است. صفی‌نژاد دهه‌ها پیش سراغ دانشی رفت که اکنون در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر توسعه، جای خالی‌اش احساس می‌شود.

دانشی که در حافظه کشاورزان، مقنیان و مردمان محلی وجود داشت و با دگرگونی شتاب‌زده شیوه‌های زندگی و انتخاب شهرنشینی، بخشی از آن در معرض فراموشی قرار گرفته است.

اما در پس این کارنامه پربار، وجه دیگری از شخصیت او نیز تأمل‌برانگیز است؛ گلایه‌های مردی که عمرش را صرف پژوهش کرد اما همچنان از دشواری انتشار آثارش سخن می‌گفت. در مستندی که از زندگی او به یادگار مانده، با حسرت از کتابی درباره کیش یاد می‌کند که سال‌ها در انتظار چاپ مانده بود. جامعه‌ای که به مفاخر علمی خود افتخار می‌کند، باید بپرسد چه اندازه برای حفظ و انتشار میراث آنان سرمایه‌گذاری کرده است؟ بزرگداشت یک پژوهشگر اگر به ثبت خاطرات و برگزاری مراسم محدود بماند، چیزی از نگرانی‌های او کم نمی‌کند. میراث صفی‌نژاد زمانی زنده خواهد ماند که آثارش خوانده شود و نسل تازه پژوهشگران راه او را ادامه دهد.

جواد صفی‌نژاد دوم دی‌ماه ۱۴۰۴ در ۹۶سالگی درگذشت. از او کتاب‌ها و پژوهش‌های بسیاری باقی مانده، اما مهم‌تر از همه شیوه نگاهش به ایران است. نگاهی که مردم را نه موضوعی حاشیه‌ای در تاریخ، بلکه سازندگان اصلی فرهنگ و تمدن می‌دانست. او از سبزی‌کاری‌های شهرری آغاز کرد و به شناخت لایه‌های پنهان زندگی در ایران رسید. مردی که برای فهمیدن سفر می‌کرد، برای نوشتن می‌دید و برای شناختن گوش می‌داد.

صفی‌نژاد از میان ما رفته است، اما پرسشی که زندگی او پیش روی ما می‌گذارد همچنان باقی است: ما از سرزمینی که هر روز نامش را بر زبان می‌آوریم، واقعاً چقدر می‌دانیم؟

#شناخت ایران #جواد صفی نژاد #پژوهش های تاریخی
منبع: اطلاعات آنلاین