عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ در روستای کرد علیا از توابع شهرستان تیران و کرون در استان اصفهان، مجموعهای دستکند در زیر زمین وجود دارد که به شهر زیرزمینی شهرت پیدا کرده است؛ فضایی پیچیده و تودرتو که هنوز بخش زیادی از رازهای آن ناشناخته مانده است.
ورودی یکی از مسیرهای این مجموعه، پشت در سبزرنگ مدرسهای قدیمی پنهان شده است؛ مدرسهای که دیگر کاربری آموزشی چندانی ندارد. اما این تنها یکی از راههای ورود و خروج به پناهگاهی است که در اعماق زمین گسترده شده است.
با ورود به زیرزمین، پس از پایین رفتن از چند پله، به فضایی میدانمانند میرسیم. در اطراف این میدان، چندین مسیر و محراب دیده میشود و سه راه پیش روی بازدیدکننده قرار میگیرد؛ مسیرهایی که هرکدام به بخشهای متفاوتی از این مجموعه راه دارند.
علی صفری، رئیس شورای اسلامی روستای کرد علیا و متولی این پناهگاه زیرزمینی، میگوید این مجموعه حدود ۸۰ ورودی دارد که در کنار هرکدام، یک حلقه چاه آب و محرابی در سمت راست آن دیده میشود. او معتقد است قرار گرفتن محراب در سمت راست ورودیها، با جایگاه مقدسات در معماری باستان ارتباط دارد.
نخستین مسیر، کوتاهترین راه این مجموعه است. بااینحال، در همین مسیر نیز اتاقهای بزرگی وجود دارد که سکوهایی برای نشستن در اطراف آنها ساخته شده است. مسیر در نهایت به تالاری بزرگ ختم میشود؛ فضایی که هنوز کاربری دقیق آن مشخص نیست. روی دیوارها نیز آثار ابزارهای حفاری، از جمله تیشه، چکش و کلنگ، بهوضوح دیده میشود.
مسیر دوم هم به بنبست میرسد، اما فضاهای متفاوتی را در خود جای داده است. در یکی از بخشها، ورودی دیگری دیده میشود که هنوز تخلیه نشده و چاه آب آن نیز در سمت راست قرار دارد. به گفته صفری، معماری این قسمت بهصورت حفرهحفره و نامنظم طراحی شده و از ساختار کلونی یا لانه موش الگو گرفته است.
در ادامه مسیر، تالاری بزرگ با سکوهایی در دو طرف دیده میشود. در انتهای تالار نیز فضایی شبیه جایگاه نشستن فردی خاص وجود دارد. اتاقهای بزرگ و راهروهای متعدد این مجموعه، پرسشهای زیادی درباره کاربری اصلی آن ایجاد میکنند.
صفری معتقد است تعدد ورودیها و ساختار این فضاها با هدف حفظ سکوت و تمرکز افراد طراحی شده است. به باور او، این مجموعه در دورههای باستانی، از جمله دوره هخامنشی، کاربری معبد یا پرستشگاه داشته است.
حدود سال ۱۳۹۵، گروهی از باستانشناسان و محققان از این مجموعه بازدید کردند و به معرفی آن پرداختند. صفری میگوید اطلاعات و برداشتهایش درباره معماری و تاریخ این پناهگاه، حاصل دیدارها و گفتوگوهای او با همان پژوهشگران است.
بر اساس اطلاعات ارائهشده درباره این مجموعه، وسعت آن حدود ۲۰ هزار مترمربع است و بخشهایی از آن در عمق تقریبی ۱۰ تا ۱۲ متری زمین قرار دارند. قدمت آن را حدود ۲ هزار سال و متعلق به دوره اشکانی و ساسانی میدانند؛ هرچند برخی دیدگاهها، آغاز شکلگیری آن را به دوره هخامنشی نسبت میدهند.
حدود ۸۰ ورودی و خروجی مخفی، این مجموعه را به سطح زمین متصل میکند. تونلها، راهروهای پیچدرپیچ، اتاقها و سالنهای متعدد، ساختاری نامنظم و در عین حال بههمپیوسته به وجود آوردهاند. گفته میشود این مجموعه دو یا سه طبقه دارد که با راهپلههایی به یکدیگر متصل میشوند.
مسیر سوم، برخلاف دو مسیر قبلی، بنبست نیست و به بخشهای دیگری از زیرزمین راه پیدا میکند. باستانشناسان احتمال دادهاند که این مجموعه ظرفیت اسکان حدود ۳ هزار نفر را داشته است؛ جمعیتی که شاید بیشتر از جنگجویان یا ساکنان محلی تشکیل میشدهاند. ساختار پیچیده و ورودیهای متعدد نیز میتوانسته ورود دشمن به آن را دشوار کند.
یکی از نکات قابل توجه در معماری این مجموعه، شیوه تهویه هواست. صفری معتقد است برخی حفرههایی که در نگاه نخست ممکن است هواکش به نظر برسند، در واقع ورودیهای مخفی و پارتیزانی متعلق به دوره اشکانی هستند. به گفته او، گردش هوا در این فضاها از طریق اختلاف سطح و پلههای متعدد انجام میشده است.
اما تاریخ این زیرزمین فقط به دورههای باستانی محدود نمیشود. بر اساس روایتهای محلی، از دوره صفویه به بعد، ارامنه به این روستا آمدند و بهتدریج ساکنان اصلی آن شدند. روستا پیش از آن گورد نام داشت؛ واژهای که به معنای مردان شجاع دانسته شده است.
ارامنه ساکن این منطقه عمدتاً دامدار بودند و آیینهای مذهبی خاص خود را داشتند. بهتدریج، این فضاهای زیرزمینی به محلی برای گذراندن زمستانهای سخت و نگهداری گلهها تبدیل شدند. برخی باستانشناسان نیز احتمال دادهاند که این فضاهای تودرتو برای برگزاری مراسم مذهبی مسیحیان مورد استفاده قرار گرفته باشند.
در بخشهای دیگری از مجموعه، صفری به ستونهای هرمیشکل اشاره میکند؛ ستونهایی که برخلاف تصور رایج از ستونهای معماری، ابعاد بزرگی دارند و ساختار آنها به شکل هرم است. او این ویژگی را یکی دیگر از شواهدی میداند که میتواند به شناخت معماری و قدمت مجموعه کمک کند.
صفری همچنین ورودیهایی را نشان میدهد که به اعتقاد او، به دوره هخامنشی تعلق دارند. در یکی از این بخشها، سنگهایی دیده میشود که بدون استفاده از ملات روی یکدیگر قرار گرفتهاند. او با استناد به شیوه چیدمان و شیب سنگها، این معماری را به دوره هخامنشی نسبت میدهد و آن را از نمونههای اشکانی و ساسانی متمایز میکند.
در ادامه، به مسیری میرسیم که به بخش دیگری از مجموعه راه دارد. ارتفاع این تونل حدود یک متر و ۶۰ سانتیمتر است. صفری معتقد است ارتفاع کم فضاهای زیرزمینی، علاوه بر ملاحظات معماری، با کاربری مذهبی آنها ارتباط داشته و افراد هنگام ورود به این مکانها ناگزیر به خم کردن سر خود بودهاند.
یکی از راهپلههای انتهای مسیر پنجم، ما را به نقطه دیگری از روستای کرد علیا میرساند. در تمام این مسیر، یک پرسش ذهنمان را مشغول کرده است: خاکی که از حفر این همه تونل و اتاق زیرزمینی به دست آمده، کجا ریخته شده است؟
پاسخ صفری در تپهای روبهروی خروجی مجموعه است. او میگوید این تپه حاصل خاکهایی است که هنگام حفر فضاهای زیرزمینی از دل زمین خارج شدهاند؛ خاکهایی که به گفته او، از نقطه آغاز ساخت مجموعه به بیرون منتقل شدهاند.
سفر زیرزمینی ما دوباره به همان مدرسه قدیمی میرسد؛ جایی که در حیاط آن چند سنگقبر متعلق به ارامنه باقی مانده است. یکی از این سنگها حدود ۵۰۰ سال قدمت دارد و متعلق به فردی به نام ساهاک سیمونی است. سنگقبر دیگری نیز در گوشهای از حیاط دیده میشود که به یک زوج تعلق دارد؛ زوجی که ظاهراً پیش از مرگ، سنگقبر مشترک خود را ساختهاند تا نشانی از پیوندشان حتی پس از مرگ باقی بماند.
پناهگاه زیرزمینی کرد علیا اکنون در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسیده است؛ مجموعهای شگفتانگیز که با وجود گذشت سالها از معرفی آن، هنوز پرسشهای فراوانی درباره تاریخ ساخت، معماری و کاربریاش وجود دارد. شاید ثبت ملی این اثر، آغاز راهی برای حضور جدیتر باستانشناسان و پژوهشگران باشد؛ راهی که بتواند پرده از رازهای یکی از ناشناختهترین فضاهای دستکند زیرزمینی ایران بردارد.