منو

صفحه اصلی

اخبار

امروز با حافظ؛ چرا واعظ را به کار خود فرا می‌خوانیم؟ تأملی در غزل شورانگیز لسان‌الغیب

در این بخش از «امروز با حافظ»، به سراغ غزلی می‌رویم که با طنزی ظریف، واعظان را به سکوت در برابر احوال عاشقانه دعوت می‌کند. حافظ در این ابیات، ضمن گلایه از قضا و قدر، از مخاطب می‌خواهد که در برابر بیداد یار، صبور باشد و به نصیحت‌های بیهوده گوش نسپارد.

برو به کارِ خود ای واعظ این چه فریادست
مرا فِتاد دل از ره، تو را چه اُفتادست؟

میان او که خدا آفریده است از هیچ
دقیقه‌ایست که هیچ آفریده نَگشادست

به کام تا نرساند مرا لبش، چون نای
نصیحتِ همه عالم به گوشِ من بادست

گدایِ کویِ تو از هشت خُلد، مستغنیست
اسیرِ عشقِ تو از هر دو عالم آزادست

اگر چه مستیِ عشقم خراب کرد ولی
اساسِ هستیِ من زان خراب، آبادست

دلا مَنال ز بیداد و جورِ یار که یار
تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

برو فَسانه مخوان و فُسون مدم حافظ
کز این فسانه و افسون مرا بسی یادست

#شعر عرفانی #حافظ شیرازی #دیوان حافظ #ادبیات کلاسیک #غزل فارسی
منبع: عصر ایران