منو

صفحه اصلی

اخبار

بازیگر «بر موج دلدار»: کلمه جانباز مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کند

بازیگر نمایش «بر موج دلدار» با اشاره به دشواری ایفای نقش یک جانباز، گفت برای نزدیک شدن به این شخصیت از فیلم‌های مستند و خاطرات بهره برده است. او بازیگری را یک مسئولیت اجتماعی می‌داند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نمایش «بر موج دلدار» یکی از نمایش‌های فصل پاییز است که در تالار محراب روی صحنه رفته است.

این اثر به نویسندگی و کارگردانی میثم شمسیان، روایتی با محوریت زندگی یک جانباز اعصاب و روان است؛ شخصیتی که رفتارهای ظاهری او ممکن است در نگاه نخست برای جامعه قابل درک نباشد، اما نمایش تلاش می‌کند مخاطب را به جهان درونی، خاطرات و دغدغه‌های او نزدیک کند. موسی‌الرضا مازندرانی، بازیگر این اثر، در این گفت‌وگو از مسیر ورود خود به تئاتر، نگاهش به بازیگری و تجربه مواجهه با شخصیتی می‌گوید که برای رسیدن به آن، علاوه بر تمرین، از فیلم‌های مستند و خاطرات فرد واقعی نیز بهره گرفته است.

او همچنین درباره تجربه ایفای نقش در نمایشی با محوریت زندگی یک جانباز اعصاب و روان و دشواری‌های نزدیک شدن به چنین شخصیتی، سخن گفت.

لطفاً خودتان را معرفی کنید و از آغاز فعالیت هنری، مسیر حرفه‌ای و مهم‌ترین تجربه‌هایی که در تئاتر داشته‌اید بگویید. چگونه به گروه نمایش «بر موج دلدار» پیوستید؟

متولد سال ۱۳۶۲ در شهرستان کردکوی استان گلستان هستم. بازیگری را از سال ۱۳۸۶ در شهر خودم و گرگان، زیر نظر استاد سهراب سلیمی، آغاز کردم. چند سالی در شهر خودم فعالیت داشتم و سال ۱۳۹۵ به ساری رفتم و در دانشگاه علمی‌کاربردی فرهنگ و هنر ساری ثبت‌نام کردم. حدود یک سال و نیم در ساری زندگی کردم و پس از دریافت مدرک کاردانی بازیگری، سال ۱۳۹۷ به تهران آمدم.

در تهران نیز در پردیس آزاد دانشگاه تهران، زیر نظر استاد خواجهان، حدود یک سال دوره دیدم و پس از آن در تهران به فعالیت هنری ادامه دادم. سال ۱۴۰۱ توسط خانم الهام قضایی‌منش، از دوستان هنرمند و بازیگرم، برای پروژه «دو تا سی» و «تک» به آقای شمسیان معرفی شدم و در خدمت ایشان بودم. پس از آن نیز آقای دکتر شمسیان به من لطف داشتند و این فرصت را دادند که در پروژه «بر موج دلدار» نیز با ایشان همکاری کنم.

در سال‌هایی که در تئاتر فعالیت کرده‌اید، چه چیزی بیش از همه شما را به ادامه این مسیر ترغیب کرده است و امروز مهم‌ترین دغدغه شما به‌عنوان یک بازیگر چیست؟

یکی از عواملی که باعث شده در این مسیر باقی بمانم، خلق شخصیت‌ها و کاراکترهای متفاوت است. این مسئله برای من بسیار جذاب است. شما می‌توانید با خلق هر شخصیت، هر بار به شکلی متفاوت با مردم روبه‌رو شوید، با آن‌ها حرف بزنید و چیزهایی را که لازم است، به آن‌ها منتقل کنید. ممکن است مردم نسبت به یک شخصیت از لحاظ ظاهری دیدگاهی داشته باشند، اما بازیگر می‌تواند به باطن آن شخصیت نزدیک شود و آن را برای مخاطب آشکار کند. وقتی این اتفاق می‌افتد، می‌توانیم مردم را به فکر وادار کنیم. این بخش از بازیگری برای من بسیار جذاب است. هدفم این است که برای کاراکترهایی که خلق می‌کنم، بیشترین وقت و انرژی را بگذارم تا بتوانم آن‌طور که باید درباره آن‌ها با مردم حرف بزنم و شخصیت را به شکلی ارائه کنم که مخاطب بتواند آن را درک کند.

بازیگری برای شما بیشتر یک حرفه است، یک علاقه شخصی یا نوعی مسئولیت اجتماعی؟ این نگاه چه تأثیری بر انتخاب نقش‌هایتان داشته است؟

بازیگری برای من در ابتدا یک علاقه بسیار شدید بود و همچنان هم این علاقه وجود دارد، اما در طول مسیر، به مرور احساس مسئولیت نیز به آن اضافه شد؛ مسئولیت نسبت به کاراکترهایی که خلق می‌کنیم، فضاهایی که طراحی می‌کنیم و چیزی که قرار است به مردم ارائه دهیم. ما برای مدتی از مردم وقت می‌گیریم و باید در مقابل آن چیزی برای ارائه داشته باشیم. برای من مهم است که وقتی مردم از سالن خارج می‌شوند، ذهنشان درگیر شده باشد و به آنچه دیده‌اند فکر کنند و برای مدتی از قالب مشکلات اجتماعی که در ذهنشان وجود دارد، فاصله بگیرند. برای اینکه این علاقه و احساس مسئولیت بتواند به نتیجه برسد، باید به حرفه‌ای بودن هم توجه کنیم. اگر از نگاه حرفه‌ای به کار نگاه نکنیم، دغدغه‌های دیگر اجازه نمی‌دهند رسالت خود را به‌درستی انجام دهیم. هدف من نیز این است که به حرفه‌ای بودن برسم و کارم را با دقت و عمق بیشتری ارائه کنم.

مهم‌ترین تفاوتی که میان بازیگری در ابتدای مسیر حرفه‌ای‌تان و شرایط امروز احساس می‌کنید چیست و چه چیزهایی در این سال‌ها برای یک بازیگر دشوارتر شده است؟

بازیگری در ابتدای مسیر برای من فقط یک علاقه بود، اما با گذشت زمان این علاقه شدیدتر شد و تلاش کردم از نگاه سطحی فاصله بگیرم. اوایل خیلی ساده به بازیگری نگاه می‌کردم، اما امروز سعی می‌کنم عمیق‌تر نگاه کنم، وقت بیشتری بگذارم، انرژی بیشتری صرف کنم و مفهومی‌تر به این حرفه توجه داشته باشم. متأسفانه شرایط اجتماعی باعث شده این مسیر، به‌خصوص برای بازیگران و هنرمندان، دشوارتر شود. اگر بخواهید مشکلات اقتصادی خودتان را برطرف کنید، باید جای دیگری هم کار کنید و درآمد داشته باشید و بعد با خستگی و مشغله‌های ذهنی وارد عرصه بازیگری شوید و زمانی را برای آن بگذارید. به نظر من این وضعیت کافی نیست و به بازیگر آسیب می‌زند؛ چون بازیگری به تمرکز، زمان و انرژی نیاز دارد.

نخستین مواجهه شما با نمایش «بر موج دلدار» چگونه بود و چه چیزی در موضوع و فضای این اثر باعث شد بازی در آن را بپذیرید؟

وقتی نمایش «بر موج دلدار» به من معرفی شد، ابتدا دچار ترس و اضطراب شدم که آیا از پس این کار برمی‌آیم یا نه؛ چون شخصیت بسیار سنگین و سختی داشت و نمونه چنین شخصیت‌هایی در جامعه ما وجود دارند. اگر نمی‌توانستم آن رسالت را درست منتقل کنم، ممکن بود معنا و مفهوم شخصیت زیر سؤال برود و شاید خودم خودم را نمی‌بخشیدم. اما همیشه دنبال چالش بوده‌ام و از چالش استقبال کرده‌ام. دوست داشتم خودم را در این کاراکتر به چالش بکشم و به همین دلیل آن را پذیرفتم. امیدوارم توانسته باشم آن چیزی را که باید، ارائه کنم. شخصیت من در «بر موج دلدار» کاملاً خاص و متفاوت است و از لحاظ اجتماعی نیز جایگاه خاصی دارد. یک داستان عاشقانه نیز برای او شکل گرفته که در نمایشنامه وجود دارد. مجموعه این ویژگی‌ها باعث شد کاراکتر سنگین‌تر شود و احساس مسئولیت بیشتری برای من ایجاد کند. برای نزدیک شدن به شخصیت، با کمک و همراهی آقای دکتر شمسیان تلاش کردیم گفت‌وگوهای زیادی داشته باشیم. فیلم و فیلم‌های مستندی را که درباره این افراد ساخته شده بود، دیدیم. خاطرات آن فرد را نیز با استفاده از دفترچه‌ای که داشت مرور کردیم و فیلمی از خودش دیدیم. تلاش کردیم نگاه عمیقی به شخصیت داشته باشیم تا بتوانم به آن فرد نزدیک شوم و کاراکتر را طراحی کنم.

نمایش بر اساس زندگی تقریباً مستند یک جانباز اعصاب و روان شکل گرفته است. مواجهه با چنین سوژه‌ای چه مسئولیتی برای شما به‌عنوان بازیگر ایجاد می‌کرد؟

وقتی درباره جانباز صحبت می‌کنیم، چه جانباز اعصاب و روان باشد، چه جانباز جسمی – حرکتی یا ایثارگر، خود کلمه «جانباز» و ارتباط آن با دوران دفاع مقدس، مسئولیت ما را سنگین‌تر می‌کند. بار بیشتری روی دوش بازیگر قرار می‌گیرد تا بتواند این افراد را آن‌طور که باید معرفی کند و حرفشان را بزند. اگر تحلیل یا برداشت اشتباهی داشته باشیم یا حرفی را به اشتباه منتقل کنیم، ممکن است شخصیت و رشادت آن عزیزان زیر سؤال برود و عذاب وجدان آن برای ما باقی بماند. بنابراین تلاش کردم با دقت بیشتری به این شخصیت نگاه کنم تا در انتقال آن دچار اشتباه نشوم.

به نظر شما «بر موج دلدار» درباره جانبازان اعصاب و روان چه چیزی را مطرح می‌کند که ممکن است در روایت‌های معمول کمتر دیده شده باشد؟

مردم جامعه ممکن است در کوچه و بازار و خیابان با این افراد برخورد کرده باشند، اما بسیاری از این نگاه‌ها بر اساس ظاهر آن‌ها شکل می‌گیرد. مردم ممکن است با دیدن رفتار یک فرد، درباره او قضاوت کنند، در حالی که این قضاوت می‌تواند نسبت به آن فرد نادرست باشد. ما در نمایش تلاش می‌کنیم وقتی این شخصیت را روی صحنه طراحی می‌کنیم، فقط ظاهر او را نشان ندهیم و از درون و باطنش حرف بزنیم تا مخاطب بداند در فکر، ذهن و قلب این آدم چه می‌گذرد. در «بر موج دلدار»، مردم در ظاهر او را دیوانه می‌خوانند، اما در باطن، همچنان در حال دفاع از آب و خاک است، میهن‌پرست است و از ناموس دفاع می‌کند و رسالتش تا زمان مرگ برای او ادامه دارد. نمایش تلاش می‌کند این فاصله میان ظاهر شخصیت و حقیقت درونی او را به مخاطب نشان دهد.

#موسی الرضا مازندرانی #نمایش بر موج دلدار #جانباز #بازیگری #تئاتر
منبع: ایلنا هنری