منو

صفحه اصلی

اخبار

حمایت از هنرمندان معلول باید فراتر از ترحم باشد

کارگردان نمایش «رویای بسته شده به اسبی که از پا نمی‌افتد حتی اگر مرده باشد»، با تاکید بر لزوم فراهم شدن فرصت‌های برابر برای هنرمندان دارای معلولیت، از مشکلات اقتصادی، کمبود امکانات آموزشی و محدودیت فرصت‌های اشتغال سخن گفت.

به گزارش خبرنگار ایلنا، مریم برفروشان، کارگردان نمایش «رویای بسته شده به اسبی که از پا نمی‌افتد حتی اگر مرده باشد» که در تالار محراب روی صحنه رفته و اثری از هنرمندان معلول است، درباره جزییات اجرا و مصائب و مشکلات موجود با ایلنا گفتگو کرد.

او با اشاره به تجربه کارگردانی این نمایش و مسئولیت اجرای آن در روز درگذشت مادرش، خواستار تغییر رویکرد نهادهای فرهنگی از حمایت‌های صرفاً مناسبتی به ایجاد فرصت‌های واقعی برای اشتغال و تولید حرفه‌ای شد.

شما در یادداشت خود، حضور حرفه‌ای و مستقل افراد دارای معلولیت در جهان هنر را یک حق انسانی و اجتماعی دانسته‌اید. در عمل، چه موانعی مانع تحقق این حق در تئاتر ایران می‌شود؟

موانع بسیار زیادی وجود دارد که بخشی از آن‌ها به شرایط اقتصادی، بخشی به مدیریت فرهنگی و بخشی به نگاه جامعه تئاتر بازمی‌گردد. یکی از مسائل مهم، فراهم نبودن شرایط مناسب برای آموزش تخصصی هنرمندان دارای معلولیت است. برای حضور حرفه‌ای روی صحنه، صرف حضور در گروه‌های نمایشی کافی نیست؛ هنرمند باید آموزش ببیند، تکنیک‌های بازیگری را بشناسد و درک درستی از متن، اجرا و الزامات حرفه‌ای تئاتر داشته باشد. گاهی گروه‌هایی سال‌ها در فضای تئاتر فعالیت کرده‌اند، اما همچنان از نظر کیفیت اجرا و آموزش با ضعف‌هایی روبه‌رو هستند. نمی‌توان این کاستی‌ها را صرفاً به معلولیت اعضای گروه نسبت داد یا انتظار داشت که حضور افراد دارای معلولیت به‌تنهایی برای یک اثر نمایشی اعتبار ایجاد کند. ما باید زمینه‌ای فراهم کنیم که این هنرمندان آموزش ببینند، پیشرفت کنند و بتوانند با دیگر هنرمندان رقابت حرفه‌ای داشته باشند. از طرف دیگر، شرکت در دوره‌های آموزشی، تأمین هزینه رفت‌وآمد و برخورداری از محیط آموزشی مناسب، همگی به امکانات و منابع مالی نیاز دارند. در کنار این مسائل، محدود شدن فعالیت هنرمندان دارای معلولیت به جشنواره‌های اختصاصی نیز یکی از مشکلات جدی است. جشنواره‌هایی که گاه بیشتر ماهیت اداری و حمایتی دارند تا اینکه بستری برای پرورش هنرمند حرفه‌ای و ورود او به جریان اصلی تئاتر باشند. هنرمند دارای معلولیت باید بتواند در جشنواره‌های معتبر، از جمله جشنواره تئاتر فجر، در کنار دیگر هنرمندان حضور پیدا کند و بر اساس کیفیت اثرش ارزیابی شود. اگر مسیر فعالیت او به یک فضای محدود ختم شود، فرصت رشد و دیده شدن واقعی را از دست می‌دهد.

خودتان نیز دارای معلولیت هستید؟

من خودم کم‌بینا هستم و سال‌ها در حوزه تئاتر تحصیل و فعالیت کرده‌ام؛ به‌عنوان نویسنده، دراماتورژ، کارگردان و گاهی بازیگر. با این حال، بارها احساس کرده‌ام وقتی بدون تأکید بر کم‌بینایی‌ام فعالیت می‌کنم، مسیر حرفه‌ای برایم هموارتر است. در پروژه اخیر نیز مدیران و دوستان زیادی به من کمک کردند، اما آماده‌سازی امکانات، هماهنگی‌ها و اثبات کیفیت کار زمان زیادی گرفت؛ به‌طوری که فرایند تولید می‌توانست به‌جای ۱۴ ماه، در پنج یا شش ماه به نتیجه برسد. این مسائل در حالی وجود دارد که گروه‌های دارای معلولیت، علاوه بر مشکلات عمومی تئاتر، مانند کمبود بودجه، سالن مناسب، امکانات تبلیغاتی و نیروی انسانی متخصص، با موانع دیگری نیز مواجه‌اند. ما هم مانند سایر گروه‌ها به شرایط حرفه‌ای برای تولید نیاز داریم، اما باید برای رسیدن به همان نقطه، انرژی و زمان بیشتری صرف کنیم.

آیا هنرمندان کم‌بینا و دیگر هنرمندان دارای معلولیت به‌اندازه کافی فرصت دریافت حمایت مالی، جذب سرمایه، اجرای عمومی و معرفی آثارشان را دارند؟ مهم‌ترین خلأ در این زمینه چیست؟

خیر؛ به نظر من، این فرصت‌ها به‌اندازه کافی وجود ندارد. یکی از مشکلات اساسی، دشواری دسترسی به اشتغال متناسب با تخصص افراد دارای معلولیت است. بسیاری از افراد تحصیل‌کرده، به دلیل شرایط جسمی یا بینایی خود، نمی‌توانند در موقعیت‌های شغلی مرتبط با تحصیلاتشان فعالیت کنند. در نتیجه، ناچار می‌شوند به مشاغلی روی بیاورند که ارتباطی با تخصص دانشگاهی و حرفه‌ای آن‌ها ندارد. در جامعه تئاتر نیز هنرمندانی هستند که در کنار فعالیت هنری، در کافه‌ها یا مشاغل خدماتی کار می‌کنند تا هزینه‌های زندگی خود را تأمین کنند. اما برای برخی افراد دارای معلولیت، حتی دسترسی به همین مشاغل نیز دشوار است. وقتی امکان اشتغال پایدار وجود نداشته باشد، طبیعتاً شرکت در دوره‌های آموزشی، تمرین مستمر و ارتقای مهارت‌های هنری نیز با مشکل مواجه می‌شود. استقلال اقتصادی فقط به معنای تأمین هزینه‌های زندگی نیست؛ این استقلال می‌تواند زمینه استقلال فردی، افزایش اعتمادبه‌نفس و شکل‌گیری رابطه‌ای متعادل‌تر با خانواده را نیز فراهم کند. خانواده‌ها گاهی به دلیل نگرانی درباره آینده شغلی و اقتصادی فرزندانشان، با فعالیت حرفه‌ای آن‌ها در تئاتر مخالفت می‌کنند. این نگرانی‌ها برای هنرمندان دارای معلولیت، به دلیل محدودیت فرصت‌های شغلی و نگرانی درباره شرایط جسمی، می‌تواند جدی‌تر باشد. در کنار این مسائل، نگاه جامعه نیز اهمیت دارد. هرچند این نگاه در مقایسه با گذشته تغییر کرده، هنوز برخی افراد تصور روشنی از امکان فعالیت حرفه‌ای هنرمندان دارای معلولیت در سینما و تئاتر ندارند. در حالی که موفقیت در هنر، مانند بسیاری از حرفه‌های دیگر، می‌تواند به استعداد، آموزش، فرصت و حتی انتخاب درست در یک مقطع زمانی وابسته باشد. ما به فرصت‌های واقعی نیاز داریم؛ فرصت‌هایی که به هنرمند اجازه دهد تخصصش را به کار بگیرد، درآمد داشته باشد و مسیر حرفه‌ای خود را بسازد. بدون چنین شرایطی، فشار اقتصادی، نگرانی خانواده و محدودیت‌های جسمی در کنار هم قرار می‌گیرند و ادامه فعالیت هنری را دشوارتر می‌کنند.

تولید یک نمایش حرفه‌ای به امکانات، زمان و منابع مالی نیاز دارد. گروه شما برای تأمین هزینه‌ها و ادامه فعالیت با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بوده است؟

یکی از دشواری‌های اصلی من، پیدا نکردن سرمایه‌گذار یا تهیه‌کننده‌ای بود که حاضر باشد به پروژه اعتماد کند و علاوه بر تأمین سرمایه، بخشی از هماهنگی‌ها و امور اجرایی را نیز بر عهده بگیرد. به نظر می‌رسید نگرانی‌هایی درباره بازگشت سرمایه یک گروه متشکل از هنرمندان کم‌بینا و نابینا وجود دارد و همین موضوع جذب سرمایه را دشوار می‌کرد. در نهایت، تصمیم گرفتم بخش عمده کار را شخصاً پیش ببرم. برای تأمین هزینه‌ها، از پس‌انداز یک سال گذشته‌ام استفاده کردم و حتی از برخی هزینه‌های ضروری زندگی کاستم. از هزینه‌های پلاتو و پذیرایی ساده گروه در تمرین‌ها گرفته تا مخارج لباس، طراحی صحنه، اجرای عمومی و تبلیغات را تا حد امکان خودم تأمین کردم. در کنار این مسئولیت مالی، باید به دنبال تهیه‌کننده، شرکت‌های حامی و سالنی متناسب با نیازهای اجرایی نمایش نیز می‌گشتم. من در ۴۱سالگی و پس از سال‌ها تحصیل و تجربه‌اندوزی، به این نتیجه رسیدم که گاهی برای جلب اعتماد سرمایه‌گذار، ابتدا باید اثری تولید کرد و اعتبار حرفه‌ای به دست آورد؛ اما رسیدن به همین مرحله نیز بدون سرمایه دشوار است. این چرخه، یکی از مشکلات جدی تولید تئاتر است. برای پروژه بعدی‌ام نیز همچنان باید هم‌زمان با نوشتن نمایشنامه، به فکر تأمین سرمایه باشم. در شرایطی که منابع مالی مشخصی وجود ندارد، نمی‌توان با اطمینان از عوامل یک گروه انتظار داشت ماه‌ها وقت و انرژی خود را صرف پروژه‌ای کنند که معلوم نیست به اجرای عمومی برسد. تولید یک اثر هنری، مانند هر محصول دیگری، به سرمایه و برنامه‌ریزی نیاز دارد. نمی‌توان از هنرمندان انتظار داشت صرفاً با علاقه و انگیزه شخصی، همه هزینه‌ها و مخاطرات تولید را بپذیرند. امیدوارم شرایطی فراهم شود که همه گروه‌های تئاتری، به‌ویژه گروه‌های متشکل از هنرمندان دارای معلولیت، بتوانند با امنیت و اطمینان بیشتری کار کنند.

آیا مدیران سالن‌ها و سیاست‌گذاران تئاتر، هنرمندان دارای معلولیت را به‌عنوان نیروهای حرفه‌ای و مستقل می‌بینند یا همچنان نگاه حمایتی و مناسبتی بر تصمیم‌های آن‌ها غلبه دارد؟

تجربه من نشان می‌دهد که پاسخ به این پرسش به نگرش و رویکرد افراد بستگی دارد. من به دلیل تحصیلات و سابقه فعالیت حرفه‌ای، با مدیران و مسئولان مختلفی گفت‌وگو داشته‌ام و بسیاری از آن‌ها با احترام برخورد کرده‌اند و حتی برای اجرای مونولوگ، برگزاری سمینار یا فعالیت‌های دیگر پیشنهادهایی ارائه داده‌اند. در مواردی، همان رفتاری را با من داشته‌اند که با هم‌دانشگاهی‌ها و همکاران بینای من داشته‌اند. البته باید میان حمایت از یک هنرمند حرفه‌ای و حمایت از فردی که تازه می‌خواهد وارد این عرصه شود، تفاوت قائل شد. همه انسان‌ها در مقاطعی از زندگی به حمایت نیاز دارند؛ هنرمند دارای معلولیت نیز ممکن است به دلیل شرایط جسمی، به امکانات بیشتری احتیاج داشته باشد. اما این حمایت نباید به معنای نادیده گرفتن تخصص، استقلال یا توانایی حرفه‌ای او باشد. از سوی دیگر، گاهی صرف اینکه گروهی از هنرمندان دارای معلولیت تشکیل شده‌اند، به‌عنوان دلیلی برای چشم‌پوشی از ضعف‌های اجرایی در نظر گرفته می‌شود. این نگاه هم به خود هنرمندان آسیب می‌زند و هم کیفیت تئاتر را پایین می‌آورد. اگر گروهی در خوانش متن، تمرین، شناخت شخصیت یا اجرای اثر کم‌کاری کرده باشد، نمی‌توان این ضعف‌ها را زیر عنوان معلولیت پنهان کرد. در مقابل، گاهی نیز ضعف‌های یک گروه اجرایی به حساب محدودیت‌های جسمی بازیگران گذاشته می‌شود؛ در حالی که ممکن است خود بازیگران توانمند باشند و ضعف اصلی به مدیریت، انتخاب متن یا شیوه تمرین گروه بازگردد. هر دو نگاه نادرست است. هنرمندان دارای معلولیت باید فرصت آموزش، تمرین، ارزیابی و پیشرفت داشته باشند. مسئولان نیز باید میان حمایت ضروری و نادیده گرفتن استانداردهای حرفه‌ای تفاوت قائل شوند. هدف ما این نیست که هر اثری صرفاً به دلیل حضور افراد دارای معلولیت مورد تأیید قرار بگیرد؛ هدف این است که امکان تولید اثر باکیفیت برای همه فراهم باشد. وقتی اجرای عمومی برای همه هنرمندان در دسترس‌تر شود و حضور روی صحنه دیگر امتیازی استثنایی تلقی نشود، هنرمند دارای معلولیت نیز می‌تواند با تکیه بر آموزش، تجربه و کیفیت کارش شناخته شود. در چنین شرایطی، معلولیت نه به ابزاری برای توجیه ضعف تبدیل می‌شود و نه مانعی برای نادیده گرفتن توانایی‌های واقعی هنرمند خواهد بود.

در روز اجرای نمایش، هم‌زمان با درگذشت مادرتان، مسئولیت اجرای گروه را نیز بر عهده داشتید. این تجربه تا چه اندازه دشواری مسئولیت فردی و حرفه‌ای هنرمندان مستقل را برای شما آشکار کرد؟

مسئولیت بسیار سنگینی بود؛ مسئولیتی که تصمیم‌گیری درباره آن به‌سادگی امکان‌پذیر نبود. شرایط عاطفی به‌گونه‌ای بود که اطرافیان شاید نمی‌توانستند از من بخواهند اجرا را ادامه بدهم یا متوقف کنم. از طرفی، وضعیت بازیگری که در بیمارستان و بخش اورژانس بود نیز برایم اهمیت داشت و باید به او رسیدگی می‌شد. ما یک گروه حرفه‌ای بودیم که اجرای عمومی داشتیم و در برابر تماشاگران، مدیران سالن و همه کسانی که برای اجرای نمایش برنامه‌ریزی کرده بودند، مسئولیت داشتیم. من نیز به‌عنوان کارگردان و کسی که مدیریت گروه را بر عهده داشت، باید درباره ادامه اجرا تصمیم می‌گرفتم. از یک سو، برایم مهم بود که نمایش به اجرا برسد و زحمات گروه نادیده گرفته نشود؛ از سوی دیگر، نمی‌خواستم فضای پشت صحنه به تلخی و حاشیه کشیده شود. در آن شرایط، خودم هم به حمایت نیاز داشتم و دلم می‌خواست کسی باشد که بتوانم به او تکیه کنم. البته اعضای گروه من واقعاً همراه و حمایتگر بودند، اما در نهایت احساس می‌کردم این من هستم که باید به آن‌ها احساس امنیت بدهم و شرایط را مدیریت کنم. این تجربه بسیار دشوار بود. پیش از این نیز در گروه‌های مختلف تئاتری فعالیت کرده و سختی‌های گوناگونی را تجربه کرده بودم، اما شرایط آن روز با هیچ‌کدام از تجربه‌های قبلی‌ام قابل مقایسه نبود. شاید همان تجربه‌ها به من کمک کرد که بتوانم با صبر و تمرکز بیشتری تصمیم بگیرم و روی صحنه بروم. با این حال، لحظاتی با خودم فکر می‌کردم کاش کسی بود که می‌توانستم با اتکا به او این مسئولیت را پیش ببرم. کارگردانی و تهیه‌کنندگی، در کنار همه لذت‌ها و دستاوردهایشان، مسئولیت‌های سنگینی دارند؛ به‌ویژه زمانی که هنرمند باید در شرایطی دشوار، هم با مسائل شخصی و عاطفی خود مواجه شود و هم مسئولیت یک گروه را بر عهده بگیرد.

برای رسیدن به اشتغال پایدار و استقلال اقتصادی هنرمندان دارای معلولیت، چه تغییراتی در سیاست‌گذاری فرهنگی، حمایت از تولید و برنامه‌ریزی سالن‌های تئاتر ضروری است؟

نخست باید شرایطی فراهم شود که گروه‌های نمایشی بتوانند بدون دغدغه‌های فرساینده، تمرین کنند و از امکان اجرای عمومی مطمئن باشند. داشتن زمان‌بندی مشخص، سالن مناسب، امکانات فنی و تبلیغاتی مؤثر و حمایت نهادهایی مانند شهرداری، خانه تئاتر و سایر مجموعه‌های مرتبط می‌تواند به تولید آثار حرفه‌ای کمک کند. ما می‌توانیم نمایش‌های باکیفیت، از جمله آثار کمدی فاخر، تولید کنیم؛ به شرط آنکه امکانات لازم برای طراحی صحنه و لباس، تمرین، تبلیغات و جذب مخاطب فراهم باشد. اگر تماشاگران از اجرای یک نمایش مطلع شوند و امکان فروش بلیت وجود داشته باشد، می‌توان به پرداخت دستمزد عوامل نیز امیدوار بود. پرداخت دستمزد به کارگردان، بازیگران، طراحان و دیگر عوامل، علاوه بر کمک به استقلال اقتصادی آن‌ها، انگیزه‌ای برای آموزش بیشتر، ارتقای مهارت‌ها و رقابت حرفه‌ای ایجاد می‌کند. البته همه می‌دانیم که اقتصاد تئاتر با مشکلات جدی روبه‌روست و بسیاری از هنرمندان حتی بدون دستمزد فعالیت می‌کنند؛ با این حال، نمی‌توان اهمیت درآمد حاصل از کار هنری را نادیده گرفت. نکته مهم دیگر این است که حضور هنرمندان دارای معلولیت نباید به ایجاد گروه‌هایی محدود و جدا از جریان اصلی تئاتر منجر شود. قرار نیست ما در فضایی جداگانه فعالیت کنیم؛ باید در کنار هنرمندان بینا و دیگر همکارانمان، شانه‌به‌شانه کار کنیم. این همکاری‌ها موجب شناخت متقابل، شکل‌گیری ارتباط‌های حرفه‌ای و ایجاد فرصت‌های تازه برای همه خواهد شد. حمایت نیز نباید بر ترحم استوار باشد. ما به توجهی مثبت، حرفه‌ای و اثرگذار نیاز داریم؛ توجهی که استعدادها را شناسایی کند، امکان تولید آثار باکیفیت را فراهم آورد و هنرمندان دارای معلولیت را به‌عنوان نیروهایی مولد در عرصه فرهنگ و اقتصاد به رسمیت بشناسد. اگر سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده، سالن مناسب، تبلیغات مؤثر و امکان فروش بلیت در دسترس باشد، می‌توان به شکل‌گیری چرخه‌ای امیدوار بود که در آن تولید حرفه‌ای، اشتغال و درآمدزایی به یکدیگر پیوند بخورند. چنین رویکردی می‌تواند در حوزه‌های مختلف هنر، از تئاتر و سینما تا آثار موزیکال و تئاترکنسرت، فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کند.

شما تأکید کرده‌اید که احقاق حقوق هنرمندان باید با عشق و هنر صورت بگیرد. در کنار این نگاه انسانی، چه مطالبه مشخصی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیران تئاتر و نهادهای صنفی دارید؟

مطالبه مشخص من این است که مسئولان و مدیران فرهنگی فرصت گفت‌وگوی مستقیم با هنرمندان این حوزه را فراهم کنند. بسیاری از مشکلاتی که با آن‌ها مواجهیم، نیاز به بررسی دقیق، آسیب‌شناسی و ارائه راهکار دارند و نمی‌توان همه ابعاد آن‌ها را در یک گفت‌وگوی کوتاه توضیح داد. گاهی تصور می‌شود افراد دارای معلولیت صرفاً دریافت‌کنندگان خدمات فرهنگی هستند و نمی‌توانند در تولید آثار هنری یا ایجاد ارزش اقتصادی نقش داشته باشند. این تصور اشتباه است. هنرمندان دارای معلولیت می‌توانند در حوزه تئاتر، سینما و دیگر رشته‌های هنری تولیدکننده باشند و در صورت فراهم شدن شرایط، به اشتغال و درآمدزایی نیز کمک کنند. برای رسیدن به این هدف، باید شایسته‌سالاری و استعدادیابی جدی گرفته شود. افرادی مانند من که سال‌ها در تئاتر تحصیل و فعالیت کرده‌ایم و تجربه همکاری با هنرمندان کم‌بینا، نابینا و دیگر افراد دارای معلولیت را داریم، می‌توانیم در تدوین راهکارهای عملی مشارکت کنیم.

آیا برای رفع این معضلات تمهیداتی دارید؟

پیشنهاد من برگزاری جلسات تخصصی با حضور هنرمندان، مدیران فرهنگی و نمایندگان نهادهای صنفی است تا درباره مشکلات موجود، امکانات موردنیاز، شیوه‌های حمایت از تولید و مسیرهای ایجاد اشتغال پایدار گفت‌وگو کنیم. باید برای تئاتری برنامه‌ریزی کنیم که واقعاً متعلق به همه باشد؛ تئاتری که در آن افراد دارای معلولیت و دیگر هنرمندان بتوانند در کنار یکدیگر فعالیت کنند و بر اساس تخصص و کیفیت کارشان فرصت رشد داشته باشند. نباید شرایط به‌گونه‌ای باشد که هنرمندان دارای معلولیت همیشه در جایگاه دریافت‌کننده حمایت باقی بمانند و امکان تبدیل شدن به نیرویی مستقل و مولد را پیدا نکنند. تشویق تماشاگران و توجه انسانی ارزشمند است، اما جایگزین فرصت شغلی، آموزش، سرمایه‌گذاری و امکان اجرای عمومی نمی‌شود.

آیا ناگفته‌ای باقی مانده؟

من معتقدم با گفتگو، برنامه‌ریزی و همکاری نهادهای مسئول می‌توان مسیر تازه‌ای برای فعالیت حرفه‌ای این هنرمندان ایجاد کرد؛ مسیری که هم به ارتقای کیفیت تئاتر کمک کند و هم زمینه اشتغال و استقلال اقتصادی را برای همه فراهم آورد.

#آموزش هنری #هنرمندان معلول #استقلال اقتصادی #فرهنگ #تئاتر
منبع: ایلنا هنری