به گزارش ایلنا، اولین نشانههای ظهور حاجصفی در فوتبال ایران به یکی از عجیبترین فصلهای تاریخ لیگ برتر بازمیگردد؛ فصلی که سپاهان تا آخرین ثانیهها قهرمان بود اما در دقیقه ۹۶ جام را در ورزشگاه آزادی به پرسپولیس واگذار کرد.
حاجصفی پیش از آن با نمایشهایش مقابل استقلالِ فیروز کریمی نام خود را بر سر زبانها انداخته بود و در همان مسابقه تاریخی ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ نیز نقش مهمی داشت. چند دقیقه پس از گل محسن خلیلی، توپ در محوطه جریمه به او رسید و با ضربهای زمینی از زیر دستان مهدی واعظی، بازی را به تساوی کشاند. هرچند سپاهان در آخرین لحظات شکست خورد، همان مسابقه یکی از نخستین قابهای ماندگار دوران طولانی حاجصفی در سطح اول فوتبال ایران شد.
تقریباً یک ماه بعد، نخستین بازی ملی او مقابل زامبیا رقم خورد؛ مسابقهای که حاجصفی در همان آغاز مسیر ملی خود دو پاس گل داد. بعید بود آن روز کسی تصور کند بازیکن جوان سپاهان نزدیک به دو دهه بعد همچنان برای تیم ملی بازی کند.
۱۸ سال حضور در تیم ملی یعنی همبازی شدن با چند نسل کاملاً متفاوت؛ از وحید هاشمیان، مهدی مهدویکیا و جواد نکونام تا بازیکنان جوانی مثل آریا یوسفی، محمدمهدی زارع و کسری طاهری. نسلها تغییر کردند، سرمربیان آمدند و رفتند و فلسفههای مختلف فوتبالی بر تیم ملی حاکم شد، اما حاجصفی در بخش بزرگی از این مسیر یکی از نامهای ثابت فوتبال ایران بود.
او پس از تجربه حضور در جام باشگاههای جهان با سپاهان، دو بار با این تیم قهرمان لیگ برتر شد و سپس دوران بازی خارج از ایران را تجربه کرد. تراکتور نیز یکی دیگر از ایستگاههای مهم دوران حرفهای او بود، اما بخش قابل توجهی از سالهای پختگی حاجصفی در فوتبال اروپا سپری شد.
حاجصفی در چهار دوره متوالی جام جهانی به میدان رفته و چهار دوره جام ملتهای آسیا را نیز تجربه کرده است؛ آماری که او را در زمره رکوردداران تاریخ فوتبال ملی ایران قرار میدهد. همکاری با تعداد زیادی از مربیان داخلی و خارجی نیز یک نکته مهم در کارنامه اوست؛ اینکه بازیکنی با تغییر این همه سرمربی و تفکر متفاوت همچنان جایگاه خود را حفظ کند، اتفاقی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن عبور کرد.
حتی پس از نزدیک به دو سال دوری از تیم ملی و بازگشت دوباره به فوتبال ایران، باز هم نام حاجصفی به فهرست ملی بازگشت و سرانجام او توانست به رکورد تاریخی ۱۵۰ بازی ملی برسد؛ عددی که تنها تعداد محدودی از بازیکنان فوتبال جهان تجربهاش کردهاند.
نکته جالب اینجاست که حاجصفی هیچگاه پیراهن استقلال یا پرسپولیس را نپوشید؛ اگرچه چند بار تا آستانه حضور در یکی از دو قطب فوتبال ایران پیش رفت. در تابستان ۱۳۹۵، علیرضا منصوریان علاقه زیادی به جذب او برای استقلال داشت، اما این انتقال در نهایت انجام نشد.
بخش دیگری از اهمیت دوران حرفهای حاجصفی به شخصیتی مربوط میشود که در تمام این سالها از او دیده شده است؛ بازیکنی کمحاشیه که کمتر نمونهای از درگیری، مصاحبه تند یا جنجال علیه مربیان و همتیمیهایش از او به یاد مانده است. حتی در مقاطعی که از تیم ملی دور بود، وارد فضای تقابل و اعتراض رسانهای نشد و مسیر حرفهای خود را ادامه داد.
دو مسابقه اخیر او در تیم ملی با حاشیه و انتقاد همراه شد و یک اشتباه مقابل ازبکستان نیز دوباره بحث سن و آینده حضورش در تیم ملی را به میان آورد. اما قضاوت درباره نزدیک به دو دهه فوتبال ملی را نمیتوان به یک صحنه یا یک مسابقه محدود کرد.
حاجصفی برای رسیدن به چنین جایگاهی از بسیاری از نامهای بزرگ تاریخ فوتبال ایران عبور کرده و حالا در کنار چهرههایی مانند علی دایی و جواد نکونام در جمع رکوردداران بازی ملی قرار گرفته است.
فوتبال ایران در سمت چپ زمین بازیکنان بزرگی به خود دیده؛ از آندرانیک اسکندریان و مجتبی محرمی تا مهرداد میناوند، رضا شاهرودی و دیگر چهرههای شاخص نسلهای مختلف. تعیین بهترین بازیکن تاریخ این پست همیشه محل بحث خواهد بود، اما حاجصفی با تعداد بازیهای ملی، حضور در چهار جام جهانی، استمرار طولانی در بالاترین سطح و تجربه فوتبال اروپا، قطعاً یکی از جدیترین نامها در چنین بحثی است.
یک پاس اشتباه، یک مسابقه ضعیف یا حتی چند ماه افت نمیتواند تعریفکننده تمام دوران حرفهای بازیکنی باشد که نزدیک به دو دهه پیراهن تیم ملی را پوشیده است.
حاجصفی در این سالها شاید همیشه بهترین بازیکن زمین نبوده باشد، اما تقریباً همیشه در دسترس تیم ملی بوده؛ بدون جنجال، بدون ادعا و بدون آنکه حتی در دوران دوری از تیم ملی علیه کسی موضع بگیرد.
۱۵۰ بازی ملی فقط یک عدد نیست؛ روایت ماندگاری بازیکنی است که از یک نوجوان سپاهانی در عصر مهدویکیا و هاشمیان، به یکی از باتجربهترین چهرههای تاریخ فوتبال ایران در کنار نسل جدید رسیده است.