منو

صفحه اصلی

اخبار

سلیمان میناسیان؛ چشم‌آفرین سینمای مدرن ایران

سلیمان میناسیان، با آثارش در سینمای مدرن ایران حضور مؤثری داشته است. او در فیلم‌هایی مانند 'خانه سیاه است' و 'خشت و آینه' نقش کلیدی در شکل‌گیری زبان تصویری این سینما ایفا کرده است.

عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - در تاریخ سینمای ایران، نام بعضی فیلم‌برداران در سایه‌ی نام کارگردانانی قرار گرفته که با آثارشان به حافظه ٔ جمعی راه یافته‌اند. سلیمان میناسیان یکی از همین چهره‌هاست. فیلم‌برداری که اهمیت کارش را نمی‌توان تنها با فهرست فیلم‌هایی که تصویربرداری کرده است سنجید. نام او، به‌ویژه در پیوند با «خانه سیاه است»، به یکی از تجربه‌های یگانه سینمای مستند ایران گره خورده، فیلمی که در آن، تصویر نه وسیله‌ای برای ثبت واقعیت، بلکه راهی برای مواجهه با آن است.

« خانه سیاه است» ساخته‌ فروغ فرخزاد در سال ۱۳۴۱، فیلمی کوتاه درباره‌ زندگی ساکنان جذام‌خانه‌ی باباباغی در تبریز است، اثری که از محدوده‌ یک مستند اجتماعی فراتر می‌رود و به تأملی شاعرانه درباره‌ رنج، تنهایی، بدن، ایمان و زندگی بدل می‌شود.

اهمیت فیلم تنها در موضوع تکان‌دهنده‌اش یا در صدای شاعرانه‌ فروغ نیست؛ بخش مهمی از نیروی آن در کیفیت نگاه دوربین نهفته است. دوربینی که به آدم‌ها نزدیک می‌شود، چهره‌ها و بدن‌هایشان را می‌بیند و از تبدیل کردن آنان به منظره‌ای صرفاً ترحم‌برانگیز پرهیز می‌کند.

در چنین فیلمی، کار فیلم‌بردار فقط نورسنجی، انتخاب قاب یا ثبت حرکت نیست. مسا ٔ له این ین است که دوربین از چه فاصله‌ای به سوژه نگاه می‌کند، چه چیزی را در قاب قرار می‌دهد و چه نسبتی میان تماشاگر و انسانی که دیده می‌شود برقرار می‌سازد.

در «خانه سیاه است»، چهره‌ها و دست‌ها، نگاه‌ها و حرکت‌ها، دیوارها و فضاهای زیست روزمره، همگی به اجزای یک بیان تصویری بدل می‌شوند. تصویرها نه صرفاً اطلاعاتی درباره‌ زندگی در جذام‌خانه، بلکه تجربه‌ای حسی و اخلاقی از مواجهه با انسان‌هایی هستند که جامعه اغلب ترجیح می‌دهد نبیندشان.

قدرت فیلم در همین نقطه آشکار می‌شود: دوربین، رنج را به نمایشگاهی از مصیبت تبدیل نمی‌کند. در کنار زخم و محرومیت، حضور، عادت، بازی، حرکت و زندگی نیز دیده می‌شود. این نگاه، هرچند با شعر، تدوین و ساختار صوتی فیلم درهم‌تنیده است، بدون انتخاب‌های دقیق تصویری نمی‌توانست چنین تأثیری پیدا کند. از این منظر، سهم میناسیان را باید در ساختن جهانی تصویری جست‌وجو کرد که در آن، واقعیت عریان است، اما به تصویری بی‌روح و گزارشی تقلیل نمی‌یابد.

البته اهمیت «خانه سیاه است» را نباید به کار یک نفر فروکاست. این فیلم حاصل پیوندی کم‌نظیر میان نگاه فروغ فرخزاد، تصویر، تدوین و صداست. اما همین پیوند است که ضرورت بازشناسی سهم فیلمبردار را روشن می‌کند. در سینمایی که گاه همه‌ اعتبار یک اثر به نام کارگردان اختصاص می‌یابد، بازگشت به نام سلیمان میناسیان یادآوری می‌کند که سینما هنری جمعی است و جهان هر فیلم، از خلال تصمیم‌ها و حساسیت‌های کسانی شکل می‌گیرد که ممکن است کمتر دیده شوند.

مینا‌سیان با «خانه سیاه است» و نیز با فیلم‌هایی چون «خشت و آینه» ابراهیم گلستان، در بخشی مهم از شکل‌گیری زبان تصویری سینمای مدرن ایران حضور داشت؛ سینمایی که می‌کوشید از بازنمایی سطحی واقعیت عبور کند و به لایه‌های پنهان تجربه‌ انسانی برسد. در این مسیر، تصویر دیگر صرفاً همراه روایت نیست؛ خود به اندیشه تبدیل می‌شود.

از این منظر، بازخوانی کار میناسیان فرصتی برای توجه به وجهی کمتر دیده‌شده از تاریخ سینمای ایران نیز هست: نقش فیلم‌بردار در شکل‌گیری معنا.

در «خانه سیاه است»، تصویرها صرفاً تابع کلمات فروغ نیستند؛ گاه مستقل از شعر و گفتار، با قدرتی خاموش سخن می‌گویند. نگاه دوربین به چهره‌ها، مکث بر جزئیات و ثبت فضای زیست ساکنان جذام‌خانه، به فیلم کیفیتی می‌بخشد که نه در گزارش خبری می‌توان یافت و نه در تصویرسازی صرفاً زیباشناسانه. اینجا زیبایی از دل مواجهه با واقعیت برمی‌آید، نه از پوشاندن تلخی آن و این یکی از ماندگارترین دستاوردهای فیلمبرداری میناسیان است.

درگذشت سلیمان میناسیان، بهانه‌ای است برای بازدیدن «خانه سیاه است»، نه فقط با گوش سپردن دوباره به صدای فروغ، بلکه با دقت در قاب‌ها، فاصله‌ها، چهره‌ها و سکوت‌هایش.

شاید یکی از راه‌های ادای احترام به این فیلم‌بردار همین باشد: دیدنِ دوباره‌ آنچه دوربین او پیش چشم ما گذاشت و پرسیدن این پرسش که چگونه می‌توان به دیگری نگاه کرد، بی‌آنکه او را به موضوعی برای تماشا تقلیل داد. در «خانه سیاه است»، تصویر به چنین پرسشی بدل می‌شود؛ پرسشی که با گذشت دهه‌ها همچنان زنده است.

#خانه سیاه است #سلیمان میناسیان #ابراهیم گلستان #سینمای مدرن #فیلم برداری
منبع: عصر ایران