شنبه 02 آبان 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

آغاز رسمی فعالیت خانه‌ی شاهنامه با هدف بازگشت به ایران باستان

11:35 - 1405/08/02 فرهنگی
1028کلمه 6 دقیقه
آغاز رسمی فعالیت خانه‌ی شاهنامه با هدف بازگشت به ایران باستان
به گزارش عصر ایران
نخستین جلسه هیأت امنای خانه‌ی شاهنامه با حضور رییس هیأت امنا و اعضای هیأت مدیره برگزار شد و این خانه با تشکیل هیات مدیره و معرفی مدیرعامل، به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

عصر ایران؛ امید جهانشاهی- در میان سخت‌خبرهایی که جان را خسته می‌کنند، و فضای ناامیدی و بی‌حالی حاکم می‌سازند، گاهی هم خبری هست که چون کورسویی از امید به شاید فردایی متفاوت تر، از راهی که رفته‌ایم، آدمی را دل‌گرم می‌کند به چیزی که حس امید و نجات در آن است: بازگشت به ایران. مثل خبر خوب «خانۀ شاهنامه» که «نخستین جلسۀ هیأت امنای آن عصر یکشنبه ۲۶ مهرماه ۱۴۰۵ با حضور سیدحمید پورمحمدی، رییس هیأت امنای خانۀ شاهنامه و اعضای هیأت امنا برگزار شد و این خانه با تشکیل هیات امنا، هیات‌مدیره و معرفی مدیرعامل، به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.»

این خبر از آن رو در این زمانه دل‌گرم کننده است که سایه جنگ سنگین و دل‌ها بیش از همیشه نگران است که این پیچ حساس از همه پیچ‌ها پیچیده‌تر است. تاریخ را که مرور کنی در هر گذرگاهی که بی سامانی و سیاهی سایۀ سردی بر این سرزمین انداخته بود و دل‌ها را ناامید و نگران کرده بود چنان که همه چیز به مویی بند بود در آستانه پاره شدن، شاهنامۀ فردوسی دل‌ها را گرم و ایران را جمع کرد، همچون ریسمانی که همه به آن چنگ آویختند.

نمونۀ درخشان این بازگشت به ایران، سرآغاز صفویه بود که آن را دوران برآمدن و بازسازی ایران نامیده‌اند. پیش از صفویه ایران چندپاره بود، پریشان و پراکنده. اما شاه اسماعیل اول که در تبریز تاج‌گذاری کرد، برای بنیان نهادن یک دولت مقتدر و متمرکز، هوش‌مندانه پیوند اسلام و ایران را مبنای کار قرار داد. از یک سو مذهب تشیع دوازده‌امامی را مذهب رسمی کشور اعلام کرد تا اعلام استقلال حاکمیتی - هویتی در برابر امپراطوری عثمانی باشد.

از سوی دیگر خود را وارث فره ایزدی و تداوم‌بخش دودمان کیانی و فرزند معنوی کیخسرو و فریدون نامید؛ رویکردی که حسن بیگ روملو، مورخ برجسته آن عصر، در احسن‌التواریخ با توصیف شاه اسماعیل به عنوان «فروزندۀ تاج و تخت کیان / فرازندۀ اختر کاویان» به ثبت رسانده است.

همچنین شاهان صفوی فرزندان خود را به نام‌های پهلوانان و شاهان اساطیری (طهماسب، سام، بهرام) می‌نامیدند تا پیوند نمادین حکومت با ایران باستان را نشان دهند.

در صفویه بود که «شاهنامه شاه طهماسبی» همچون شاهکاری کم‌نظیر با ۲۵۸ نگاره بی‌بدیل به دست نوابغی هنر زمان در طول دو دهه خلق شد. اثری بزرگ که نشان‌دهنده توجه صفویه به شاهنامه دارد.

حس نجات‌بخش بازگشت به ایران بود که جهان ایرانی را به شوق آورد و نقالی و پرده‌خوانی را در شربت‌خانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها رونقی دو چندان بخشید. شاه اسماعیل در میدان‌های جنگ، همواره از سردارانش می‌خواست برای افزایش توان جنگاوری سپاهیان، فراز (جمله) «جاوید باد ایران» را فریاد زنند و چامه‌های شاهنامه را بلند بخوانند.

در نبردهای دشوار برای تثبیت حدود و ثغور ایران، ابیات حماسی شاهنامه در صفوف سپاهیان طنین‌انداز می‌شد و سردارانی چون خان‌محمد استاجلو با خواندن اشعار حماسی، شور را شعله‌ور می ساختند: «کنون من اگر جمله هامون کنم/ اگر آب جیحون پر از خون کنم -نبیند دو چشمم بجز گرد رزم/ حرام است بر جان من جام بزم»

قرن‌ها بعد، در پیچی پر تنش و پر آب چشم، در اواخر قاجار که مصادف بود با تبعات جنگ جهانی اول و ناامنی راه و دخالت سفارت خانه‌ها و به ستوه آمدن بازاریان و اصناف و فساد دربار و حراج ایلات و کسادی گسترده، ایران باری دیگر در کام فروپاشی، قحطی، هرج‌ومرج و نغمه‌های شوم اشغال خارجی و تجزیه‌طلبی فرو رفت.

روشنفکران دولت‌مردی نظیر محمدعلی فروغی، حسن پیرنیا (مشیرالدوله)، سیدحسن تقی‌زاده شاهنامه فردوسی را به کانون پروژه بازگشت به ایران بدل کردند. آرامگاه فردوسی را با الهام از پاسارگاد دوباره بنا کردند. محمدعلی فروغی در کنگره جهانی هزارۀ فردوسی، شاهنامه را «قباله و سند نجابت ملت ایران» نامید.

شاهنامه سراپا ستایش یزدان پاک، راستی و درستی، یکتاپرستی و داد و دهش (= بخشندگی) و خرد و ایران‌دوستی و ایران مداری است و نیاکان ما این نکته نیک می‌دانستند و هم از این روی، شاهنامه‌خوانی یکی از سنت‌های پسندیده در مناسبت‌های مختلف از جمله شب یلدا بوده است.

شوربختانه به دلایل مختلف، شاهنامه و نمادها و ارزش‌های ملی در گذشته مورد غفلت و بی‌مهری بوده‌اند. این غفلت و بی‌مهری تبعات فرهنگی سیاسی را در پی داشته است که تاکیدهای مکرر امروز بر «لزوم توجه به همبستگی ملی» در پاسخ به آنهاست.

شاهنامه خوانی آشنایی با ریشه های اصیل فرهنگی برای ایران بزرگ فرهنگی است. امامعلی رحمان، رییس جمهور تاجیکستان دستور داده بود شاهنامه را در همه خانواده‌های کشور توزیع کنند و هدفش را «آگاهی هرچه بیشتر مردم از تاریخ و فرهنگ و تمدن اجدادان خویش» خوانده بود.

اویل دهه 90 میلادی بود که تاجیکستان به خود بازگشت. تندیس لنین، را از خیابان مرکزی شهر دوشنبه، پایتخت، برداشت و به جای آن پیکرۀ فردوسی نهاد که نماد ستایش راستی و داد و خرد است.

شاهنامه‌خوانی را البته باید در مدارس هم بیش از پیش گسترش داد که هم اخلاق و راستی و یزدان پرستی را ترویج می دهد و هم سنگ زیرین همبستگی ملی است که جانِ نوجوان را به ریشه‌های ایرانی پیوند می‌زند.

البته برای این نسل نباید فقط محدود و منحصر به متن مکتوب بود؛ چیزی که به درستی از سوی حمید پورمحمدی، رییس سازمان برنامه و بودجه و رییس هیات امنای خانه شاهنامه، مورد اشاره قرار گرفته است: «در این مسیر نباید از ابزارهای جدید غافل شویم؛ امروز با استفاده از فناوری‌های نوین می‌توانیم تک‌تک داستان‌های شاهنامه را در قالب‌های مختلف رسانه‌ای تهیه و در اختیار خانواده‌ها قرار دهیم.»

در مورد اهداف خانه شاهنامه هم آمده است: «پاسداشت شاهنامه به‌عنوان یکی از ارکان فرهنگ و زبان فارسی، ترویج مطالعه و خوانش شاهنامه در میان عموم مردم، آشنایی کودکان و نوجوانان با داستان‌ها، شخصیت‌ها و مفاهیم آن، تقویت هویت ایرانی ـ اسلامی و انسجام فرهنگی، شناسایی، حمایت و شبکه‌سازی شاهنامه‌پژوهان، شاهنامه‌خوانان، نقالان، مربیان و هنرمندان، توسعه آموزش و پژوهش، حمایت از بازآفرینی خلاق شاهنامه در قالب‌های فرهنگی و هنری معاصر، احیای ظرفیت‌ها و آیین‌های بومی مرتبط با فرهنگ حماسی ایران، توسعه ارتباط شاهنامه با صنایع فرهنگی و خلاق و مشارکت در ایجاد شبکه ملی خانه‌های شاهنامه.»

تأسیس و تکثیر «خانه‌های شاهنامه» را فراتر از یک رویداد ادبی که به عنوان یک امر ملی باید به فال نیک گرفت.


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/AGnLUr



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار