دوشنبه 06 مهر 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

آینده بانک پاسارگاد؛ تبیین رابطه با اکوسیستم و مجید قاسمی

20:22 - 1405/07/06 اقتصادی
827کلمه 5 دقیقه
آینده بانک پاسارگاد؛ تبیین رابطه با اکوسیستم و مجید قاسمی
به گزارش عصر ایران
بانک پاسارگاد، یکی از بانک‌های خصوصی شناخته‌شده ایران، در شرایطی قرار دارد که آینده آن به رابطه این بانک با اکوسیستم اقتصادی و نقش مجید قاسمی بستگی دارد.

عصر ایران؛ رسول بابایی -بانک پاسارگاد یکی از شناخته‌شده‌ترین بانک‌های خصوصی کشور است که نام آن با ثبات، بانکداری حرفه‌ای، فناوری و سرمایه‌گذاری پیوند خورده است. در پیرامون این بانک، مجموعه‌ای گسترده از فعالیت‌های مالی، فناوری، صنعتی، معدنی، دانشگاهی و اجتماعی شکل گرفته است. در مرکز این مجموعه مجید قاسمی حضور دارد؛ مدیری با سابقه ریاست بانک مرکزی که از آغاز فعالیت پاسارگاد نزدیک به دو دهه سکان‌دار هدایت آن بوده است. همین سابقه طولانی، قاسمی را از بسیاری از مدیران بانکی متمایز می‌کند و او را به بخشی از تاریخ و هویت توسعه این بانک تبدیل می‌سازد. با این حال، تصویر عمومی مجید قاسمی به اندازه وسعت مجموعه‌ای که ساخته روشن نیست. بسیاری از مردم پاسارگاد را می‌شناسند اما نمی‌دانند تفکر توسعه‌ای قاسمی چیست و بر چه منطقی این امپراتوری اقتصادی شکل گرفته است.


برندی قدرتمند اما نیازمند روایت روشن


پاسارگاد از نظر قدرت اقتصادی و حضور در بازار سرمایه جایگاه محکمی دارد اما قدرت یک برند تنها با اندازه دارایی‌ها سنجیده نمی‌شود. ارزش واقعی یک برند در معنایی است که در ذهن مخاطب دارد. اگر از مشتریان بپرسیم پاسارگاد چه تفاوتی با دیگر بانک‌ها دارد پاسخ واحدی دریافت نمی‌کنیم. مشخص نیست آیا این مجموعه یک بانک کارآفرین است، یک قطب فناوری محسوب می‌شود یا بانکی توسعه‌گراست.


پاسارگاد خود را به سپرده و شعب محدود نکرده و اکوسیستمی شامل فناپ در فناوری، ویپاد در بانکداری دیجیتال، میدکو در صنعت و معدن و دانشگاه خاتم در حوزه علمی پدید آورده است. این گستردگی می‌تواند روایتی مثبت از پیوند منابع مالی با تولید و دانش بسازد یا به تعبیری مبهم از بنگاه‌داری بدل شود. اگر مدیران بانک توضیح ندهند که این اکوسیستم چه ارزشی آفریده است منتقدان آن را با تعابیری چون شبکه منافع توصیف خواهند کرد. مسئله پاسارگاد کمبود خبر نیست بلکه کمبود معناست. روابط عمومی بانک بسیار فعال است اما انبوه اخبار پروژه‌ها و گزارش‌های مالی یک روایت منسجم نمی‌سازد. مخاطب در پایان باید بداند چه تفکری این اجزا را به یکدیگر پیوند داده است.


تجربه مشتری و آزمون خدمات دیجیتال


برای ارزیابی واقعی یک برند نباید تنها به گزارش‌های رسمی اکتفا کرد بلکه باید صدای مشتریان، سهام‌داران و حتی منتقدان را شنید. این موضوع در خدمات دیجیتال اهمیتی دوچندان دارد. برای بسیاری از مردم بانک همان برنامه‌ای است که روی تلفن همراهشان باز می‌شود و اختلال در آن صرفاً یک مشکل فنی نیست بلکه یک بحران برندی است. هنگامی که پاسارگاد با اختلال در خدمات دیجیتال روبه‌رو شد بازگشت سامانه تنها پاسخ کار نبود. بانک باید مسئولیت‌پذیری خود را نشان می‌داد و توضیح می‌داد چه آموخته و چه راهکاری برای جلوگیری از تکرار آن اندیشیده است. در این میان ویپاد فرصتی طلایی برای جوان‌سازی برند پاسارگاد و پیوند آن با نسل تازه فراهم کرده است اما ارتباط میان این زیربرند و برند مادر باید شفاف باشد تا ابهامی ایجاد نکند.


پرسش‌های بی‌پاسخ درباره شرکت‌های مرتبط


پرداخت تسهیلات به اشخاص و شرکت‌های مرتبط همواره یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در نظام بانکی بوده است. وجود این تسهیلات لزوماً به معنای تخلف نیست اما از منظر برند، اعداد بزرگ در رسانه‌ها نیازمند توضیحی ساده و شفاف هستند. سکوت در برابر پرسش‌های افکار عمومی میدان را برای روایت‌های مخالف باز می‌کند و شفاف‌سازی در این حوزه اعتراف به خطا نیست بلکه راهی برای صیانت از اعتبار بانک است.


مجید قاسمی؛ بانکدار یا نهادساز؟


سابقه مجید قاسمی او را به چهره‌ای فراتر از یک مدیرعامل و در قامت یک نهادساز تبدیل کرده است. با این حال جامعه هنوز شناخت درستی از فلسفه مدیریتی او ندارد. کم‌حرفی مدیران نباید به معنای ابهام تلقی شود. روابط عمومی نمی‌تواند پاسخگوی پرسش‌های بنیادین درباره فلسفه وجودی پاسارگاد یا مرز میان بانکداری و بنگاه‌داری باشد. این پرسش‌ها به حضور مستقیم مدیرعامل نیاز دارند تا اعتبار و پاسخگویی را دوچندان کنند.


ثبات یا وابستگی؛ مسئله جانشینی


ماندگاری طولانی‌مدت قاسمی در رأس پاسارگاد نشان‌دهنده ثبات است اما پرسشی جدی درباره میزان استقلال بانک از شخص او ایجاد می‌کند. آیا سازوکار جانشینی طراحی شده است؟ آیا مدیران نسل بعدی اختیار و شناخت کافی دارند؟ بهترین زمان برای طراحی جانشینی هنگامی است که مدیر باسابقه در قدرت حضور دارد. اگر پاسارگاد بدون قاسمی با ابهام روبه‌رو شود این شائبه شکل می‌گیرد که مجموعه به شدت به او وابسته بوده است. موفقیت واقعی یک نهادساز این است که سازمان پس از او نیز با همان اقتدار به مسیر خود ادامه دهد.


تبدیل کارنامه به میراث ماندگار


پاسارگاد پیش از تولید محتوای بیشتر به ارزیابی دقیق تصویر خود در جامعه نیاز دارد. برند شخصی مجید قاسمی پروژه شهرت نیست بلکه مسئولیت پاسخگویی است. او باید منطق تصمیم‌های خود را تبیین کند تا به جای قضاوت‌های شتاب‌زده، کارنامه‌اش به میراثی روشن و ماندگار بدل شود. پرسش اصلی از او ساده و روشن است؛ برای اینکه جامعه بداند چه ساخته‌اید و این مجموعه پس از شما چگونه راه خود را ادامه خواهد داد چه برنامه‌ای دارید؟ اکنون زمان آن رسیده است که مشخص شود آیا پاسارگاد از مدیر دیرپای خود مستقل شده یا آینده‌اش همچنان به حضور او گره خورده است.


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/2BXqRe



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار