عصر ایران ؛ حمید خدری ـ دکترای مدیریت صنعتی
مکث: نویسنده در این سلسله یادداشتها که هر کدام مستقل از دیگری است، میکوشد با نگاهی تازه به پیوند توسعه و انرژی در ایران و جهان، زمینهای برای آگاهیبخشی عمومی فراهم آورد. یادداشت پیشرو،سیزدهمین شماره از این مجموعه است.

گاهی برای کاهش مصرف انرژی در ایران و هرکشوری دیگر؛ پیش از آنکه به تجهیزات گرانقیمت یا سیاستهای محدودکننده فکرکنیم، باید به یک پرسش ساده پاسخ دهیم: چرا دانستن ضرورت صرفهجویی و آگاهی، همیشه به صرفهجویی مطلوب منجر نمیشود و چرا صرفه جویی کمتر در انرژی الزاما بیانگر شکست نیست؟
ابتدا توجه مخاطبان یادداشت را به دو پژوهش مهم از چند پژوهشگر حوزه سیاست گذاری انرژی و اقتصاد رفتاری جلب می کنم.
پژوهش آلکات و راجرز (۲۰۱۴) درباره برنامه «اپاور» در آمریکا نشان میدهد که ارسال گزارشهایی شامل بازخورد مصرف، مقایسه با خانوارهای مشابه و توصیههای عملی، مصرف برق را بهطور میانگین حدود دو درصد کاهش داده است.اما این تجربه تمام ماجرا نیست.
در پژوهشی دیگر نیزکولموس و آگیمن (۲۰۰۲) در مرور فعالیت های علمی خود خود نشان میدهند که آگاهی زیستمحیطی الزاماً به رفتار مناسب منجر نمیشود. عادت، ارزشها، انگیزه، زیرساخت و شرایط اقتصادی و نهادی نیز نقش دارند. فرد ممکن است مسئله را بداند، اما اقدام را به تأخیر بیندازد، اختیار تغییر نداشته باشد یا هزینه آن برایش توجیهپذیر و اقتصادی نباشد.
در این میان "معماری انتخاب" بخشی از این فاصله را هدف میگیرد و میکوشد فاصله میان "دانستن و عملکردن" را کمتر کند. به این معنا که بهجای تکیه صرف بر توصیه های اخلاقی، شرایطی فراهم کنیم که رفتارها درست تر، سادهتر و در دسترستر باشند.
در این رویکرد، محیط تصمیم طوری طراحی میشود که انتخاب بهتر، بدون سلب اختیار، سادهتر شود. قبض قابلفهم، بازخورد بهموقع، پیشنهاد مشخص و تنظیم پیشفرض مناسب از نمونههای این رویکردند. با این حال، سادهکردن تصمیم جای رفع موانع اقتصادی، فنی و نهادی را نمیگیرد.
در حقیقت"معماری انتخاب" به توسعه فردی مصرف کننده نیزکمک می کند. خود اگاهی را تقویت کرده و فرد از پیامدهای انتخاب های خود آگاه تر می شود تا به رفتار مطلوب نزدیک تر شود.
در ایران، پرسش اساسی این است که آیا انتخاب گزینه کممصرف برای مصرفکننده، اقتصادی و عملی است. با قیمت پایین انرژی، خودداری از سرمایهگذاری در بهینهسازی الزاماً نشانه ناآگاهی نیست.
کاهش قبض ممکن است هزینه عایقکاری یا اصلاح تأسیسات را در مدت قابل قبول جبران نکند، در حالی که همان پروژه برای کشور، از راه کاهش هزینه تأمین، آزاد شدن ظرفیت شبکه یا کاهش محدودیت تولید، ارزشمند باشد. فاصله منفعت خصوصی و عمومی را با توصیه اخلاقی نمیتوان پر کرد.
به همین دلیل، معماری انتخاب باید به معماری تجهیزات و منفعت وصل شود. قیمت پیام اقتصادی مهمی دارد، اما عایق ساختمان را اصلاح نمیکند، به مستأجر اختیار تغییر تأسیسات نمیدهد و برای خانوار فاقد نقدینگی سرمایه فراهم نمیکند. اصلاح ساختار قیمت، فناوری در دسترس، تأمین مالی و حمایت هدفمند مکمل یکدیگرند.
ابزارهای رفتاری هم یکسان نیستند. آموزش اقدام مفید را معرفی میکند، بازخورد نتیجه را نشان میدهد، مقایسه اجتماعی عملکرد را نسبت به دیگران میسنجد، پاداش، منفعت مالی را تغییر میدهد و تنظیم پیشفرض نقطه شروع تصمیم را عوض میکند. مقایسه باید منصفانه باشد و نادیدهگرفتن اقلیم، مساحت، تعداد ساکنان و کیفیت ساختمان اعتماد را از بین میبرد.
تجربه سایر کشورها الگوی آمادهای برای کپیکردن نیست. چین در چهار دهه گذشته مجموعهای گسترده از سیاستها و برنامههای بهرهوری انرژی را آزموده است. گزارش بانک جهانی با عنوان «چین: ۴۰ سال تجربه در بهرهوری انرژی» دستاوردها و درسهایش را مرور میکند.
ژاپن نیز با برنامه «تاپرانر» (Top Runner) بهترین عملکرد موجود را مبنای اهداف بهرهوری هر گروه از محصولات قرار داده و مسئولیت را بر عهده تولیدکنندگان و واردکنندگان گذاشته است.
فناوری هم تضمین موفقیت نیست. فاولی، گرینستون و ولفرام (۲۰۱۸) در بررسی برنامه کمک به بهسازی مصرف انرژی ساختمانهای خانوارهای کمدرآمد در میشیگان دریافتند که هزینه سرمایهگذاری تقریباً دو برابر ارزش صرفهجویی واقعی انرژی بوده است.
این نتیجه رد همه بهسازیها نیست و نشان میدهد صرفهجویی روی کاغذ را نباید محققشده دانست. انتقال چنین تجربهای به ایران باید تعرفه، درآمد خانوار، کیفیت ساختمان، هزینه سرمایه و قابلیت اجرای قرارداد را در نظر بگیرد.

مسیر عملی با جلوگیری از اتلاف جدید آغاز میشود. در ادامه اصلاح کمهزینه عملکرد تجهیزات موجود و سپس نوسازی هدفمند در برنامههای اجرایی قرار میگیرند. سرویس و تنظیم درست تجهیزات، حمایت از خانوارهای فاقد توان سرمایهگذاری و قراردادهای عملکردی باید کنار ابزارهای رفتاری مورد توجه قرار گیرند.
در این مسیر باید از شمارش فعالیتهایی مانند ساختمانهای ممیزیشده که شاخص فعالیت میباشند به سنجش نتایج واقعی رسید. پرداخت بر پایه صرفهجویی تأییدشده نیازمند خط مبنای معتبر، تعدیل اثر آبوهوا و تفکیک اثر واقعی برنامه است. هزینه اندازهگیری هم نباید منفعت پروژههای کوچک را از بین ببرد.
کاهش عدد کنتور بهتنهایی معیار موفقیت نیست. خانه سردتر، مدرسه نامناسبتر یا تولید متوقفشده دستاورد بهرهوری نیست. خانوار کمدرآمد ممکن است پس از بهسازی بخشی از بهبود کارایی را به آسایش بیشتر تبدیل کند. در این حالت صرفهجویی کمتر الزاماً بیانگر شکست نیست و باید مصرف انرژی، رفاه، ایمنی و هزینه را همزمان سنجید.
پرسش نهایی این نیست که کدام برنامه درصد بزرگتری اعلام کرده است. معیار اعتبار برنامهها این است که کدام مداخله با هزینه کمتر، صرفهجویی بیشتر و پایدارتری را بدون آسیب به رفاه و ایمنی ایجاد میکند. آموزش باید راه را روشن کند، بازخورد نتیجه را نشان دهد، بازار تجهیزات مناسب عرضه کند و تأمین مالی و قرارداد معتبر، اقدام را شدنی سازند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: