اقتصادآنلاین نوشت: ناقوس جنگ دوباره در آستانه به صدا درآمدن است. از دیدار محرمانه اعضای ارشد کابینه دونالد ترامپ در کمپ دیوید تا راهی شدن سومین ناو هواپیمابر آمریکا به خاورمیانه و بنبست در مذاکرات ایران و آمریکا، همگی نشانههای نزدیکبودن دور جدیدی از رویارویی مستقیم هستند.
ترامپ در هفتههای اخیر بارها گفته که جنگ «خیلی زود» و «احتمالاً بلافاصله پس از انتخابات میاندورهای» پایان خواهد یافت و این جمله احتمالا بدون پشتوانه عملیاتی گفته نشده است. از طرفی، موضعگیریهای ترامپ و بنبست دیپلماتیک یادآور روزهای پیش از آغاز حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به ایران است که فضای سیاسی میان تهدید نظامی و تلاش برای مذاکره در نوسان بود. اکنون نیز مذاکرات تهران و واشنگتن به بنبست رسیده و همزمان آرایش نظامی آمریکا در منطقه در حال تقویت است. با این حال، هنوز نمیتوان از این تحولات نتیجه گرفت که تصمیم نهایی برای حمله گرفته شده است.
مهمترین تحول نظامی روزهای اخیر، اعزام ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» به خاورمیانه و حرکت گروه آبی-خاکی «ماکین آیلند» است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این جابهجایی میتواند حضور آمریکا را در منطقه به سه ناو هواپیمابر و دو گروه آبی-خاکی برساند و هزاران نیروی نظامی دیگر را به منطقه اضافه کند. برخی گزارشها از حدود ۹ تا ۱۰ هزار نیروی اضافی سخن میگویند که توان عملیات زمینی دارند.
البته ناو هواپیمابر میتواند برای بازدارندگی، حفاظت از نیروها، پشتیبانی از عملیات موجود یا ایجاد گزینههای بیشتر برای رئیسجمهوری آمریکا نیز مورد استفاده قرار گیرد. اما این نیروها در شرایطی به منطقه اعزام میشوند که مذاکرات پیشرفتی ندارد موعد ۱۳ آبان، یعنی انتخابات کنگره آمریکا نزدیک است. اکسیوس نیز گزارش داده که مقامهای ارشد امنیت ملی آمریکا روز جمعه در کمپ دیوید، تحت ریاست جیدی ونس، درباره گامهای بعدی در جنگ ایران و تحولات یمن نشست داشتهاند. بنا بر گزارش این رسانه، این نشست مشابه نشست دیگری بود که خرداد ۱۴۰۴، تنها چند روز پیش از حمله اسرائیل به ایران برگزار شده بود.
اصلیترین پرسش درباره حمله دوباره این است که آمریکا این بار به دنبال چیست؟ در جنگ ۱۲ روزه و سپس در جنگ ۴۰ روزه، آمریکا و اسرائیل طیف گستردهای از اهداف نظامی ایران را هدف قرار دادند. بررسی واشنگتنپست از تصاویر ماهوارهای نشان داده بود که در چهار هفته نخست عملیات، دستکم ۲۹ سایت پرتاب موشک و چهار مرکز مهم تولید موشک بالستیک ایران آسیب دیده بودند. در کنار آن، زیرساختهای انرژی نیز از جنگ مصون نماندند. گزارش رویترز در آوریل نشان میداد که بیش از ۴۰ تأسیسات مهم انرژی در ایران و کشورهای منطقه آسیب دیده و حملات به جزیره خارک، تأسیسات جنوبی ایران و مراکز انرژی منطقه، اختلال بزرگی در بازار نفت ایجاد کرده است. در جنگ ۴۰ روزه حتی بسیاری از پاسگاههای مهم نیروهای انتظامی در شهرها نیز هدف حمله قرار گرفت و ویران شد.
بنابراین، اگر هدف حمله قبلی تضعیف توان هستهای، موشکی، پدافندی و نظامی ایران بوده، حمله بعدی برای دستیابی به همان هدف با یک مشکل روبهرو است. اینکه بخش قابل توجهی از اهداف شناختهشده قبلاً مورد اصابت قرار گرفتهاند و نتوانستند در توان حمله موشکی و پهپادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی خلل اساسی وارد کنند. در نتیجه، یک عملیات جدید احتمالا دامنه اهداف را از زیرساخت نظامی به حوزههای اقتصادی و حیاتی گسترش میدهد. چنانچه ترامپ نیز بارها درباره زدن زیرساختهای غیرنظامی و انرژی ایران تهدیدهایی مطرح کرده بود.
حمله به زیرساختهای انرژی، اما برای واشنگتن یک شمشیر دولبه است. چراکه با پاسخ متقابل ایران روبهرو میشود. تا اینجا هم حملات متقابل به تأسیسات نفتی کشورهای خلیج فارس و وضعیت تنگه هرمز، مستقیماً بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است. تنگه هرمز پیش از جنگ حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع را عبور میداد.
این پیامدها حتی از قبل شروع دوباره جنگ باعث شده که گروه هفت برای مقابله با تبعات جنگ، تصمیم به آزادسازی هماهنگ ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از ذخایر اضطراری بگیرد. اقدامی که قرار است طی چهار ماه اجرا شود و بخش مهمی از فرآوردههای نفتی نیز در هفتههای نخست وارد بازار شود.
این اقدام از یک سو نشان میدهد که آمریکا و متحدانش خود را برای ادامه اختلال در بازار انرژی آماده کرده است، اما از سوی دیگر، نشان میدهد هزینه اقتصادی گسترش جنگ برای آمریکا و اروپا نیز قابل توجه است؛ بنابراین حمله گسترده به زیرساختهای انرژی، نه فقط ایران، کشورهای منطقه و حتی اقتصادهای اروپایی و آسیایی را درگیر خواهد کرد.
در طرف مقابل به نظر میرسد که ایران نیز خود را برای تکرار سناریوی قبلی آماده میکند. رویترز به نقل از سه مقام ارشد ایرانی و یک فرد مطلع گزارش داده که فرماندهان نظامی ایران در حال بررسی پاسخی گستردهتر در صورت ازسرگیری حملات وسیع آمریکا هستند. پاسخی که طبق این گزارش، ممکن است دامنه اهداف آن فراتر از تأسیسات مرتبط مستقیم با آمریکا باشد و حتی کشورهای حامی عملیات واشنگتن و اهدافی خارج از خاورمیانه را نیز دربر گیرد. واشنگتنپست نیز پیشتر با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش کرده بود که حملات ایران به تأسیسات آمریکایی در منطقه خسارت قابل توجهی وارد کرده است.
انتخابات میاندورهای آمریکا یک متغیر مهم است که از برخی تحلیلگران پس از تفاهم اسلامآباد نیز به آن اشاره میکردند. ترامپ میگوید جنگ احتمالاً «بلافاصله پس از انتخابات» پایان خواهد یافت. این یعنی یا دولت آمریکا قصد دارد تا آن زمان فشار اقتصادی و نظامی را حفظ کند و سپس به سمت توافق برود، یا میخواهد پس از کاهش ملاحظات انتخاباتی، دست خود را برای یک اقدام نظامی بزرگتر بازتر کند. اگر جمهوریخواهان در این انتخابات بتوانند کنترل مجلس نمایندگان و سنا را حفظ کنند، ترامپ آزادی عمل بیشتری در جنگ خواهد داشت. اما حتی اگر جمهوریخواهان انتخابات را ببازند نیز، دوره تغییر و انتقال قدرت تا دی ماه به طول میانجامد و ترامپ در این فاصله نیز میتواند تصمیم به اقدام دوباره نظامی بگیرد.
البته گزارشهایی نیز منتشر شده که نشان میدهد در داخل دولت ترامپ درباره نحوه ادامه جنگ اختلاف نظرهایی وجود دارد و برخی مقامها نسبت به طولانیشدن درگیری و هزینههای نظامی آن نگرانی دارند. گزارش واشنگتنپست در مرداد ماه نیز از نگرانی درباره کاهش ذخایر برخی موشکهای دوربرد و سامانههای رهگیری آمریکا خبر داده بود. هرچند که ترامپ چنین اخباری را بارها تکذیب کرده است.
با وجود همه این نشانهها که خبر از احتمال جنگ میدهند، هنوز کانال دیپلماسی از بین نرفته است. مقامات جمهوری اسلامی ایران در هفتههای اخیر از طریق میانجیها پیشنهادهایی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده و همچنان از راهحل دیپلماتیک سخن گفته میشود. ترامپ نیز با وجود رد برخی پیشنهادهای تهران، در مقاطعی از ادامه تماسها با میانجیها خبر داده است.
اما نباید فراموش کرد که آمریکا اکنون ظرفیت نظامی بیشتری در اختیار دارد و محاصره دریایی، به تدریج اثرات خود را در اقتصاد ایران نشان میدهد که بارزترین آن افزایش مداوم قیمت ارزهای خارجی از جمله دلار و یورو است. اما جنگ نیز برای آمریکا و متحدانش هزینه دارد و پس از ۴۰ روزه حمله، در اثرگذاری اهداف آن حتی در داخل آمریکا نیز تردید به وجود آمده است. با این همه باید دید که آمریکا پس از انتخابات کنگره حاضر است هزینه بیشتری به لحاظ اقتصادی و نظامی برای مرحله سوم جنگ بپردازد یا ترجیح میدهد وضعیت فرسایشی فعلی تا محاصره کامل اقتصاد ایران ادامه یابد و سپس دست به اقدام بزند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: