دوشنبه 30 شهریور 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

افشاگری‌های هاشمی‌طبا: از فغانی تا برکناری ایویچ و توهین خادم

07:37 - 1405/06/30 سیاسی
4142کلمه 21 دقیقه
افشاگری‌های هاشمی‌طبا: از فغانی تا برکناری ایویچ و توهین خادم
هاشمی‌طبا: مصطفوی گفت می‌خواهند من را داخل گونی بکنند/ یعنی چه که وزیر می‌گفت به جام جهانی نرویم؟
مصطفی هاشمی‌طبا، رئیس اسبق سازمان تربیت بدنی، در مورد مسائل مختلفی از جمله عدم شناخت خود از علیرضا فغانی، برکناری ایویچ و رفتارهای رسول خادم صحبت کرد.

مصطفی هاشمی‌طبا یکی از مدیران باسابقه ورزش ایران طی نیم‌قرن گذشته تلقی می‌شود. رئیس اسبق کمیته ملی المپیک کشورمان که ۸ سال هم بر صندلی ریاست سازمان تربیت بدنی نشست و طی این دوران اتفاقات عجیبی در ورزش ما رخ داد.


هاشمی‌طبا پیرامون اغلب آن اتفاقات یا صحبت نکرده یا ترجیح داده بود خیلی وارد جزئیات آن‌ها نشود اما پس از سالیان متمادی، در گفت‌وگویی اختصاصی با خبرورزشی بسیاری از ناگفته‌ها را بر زبان آورد و پیرامون وضعیت کنونی و برخی از چهره‌های سرشناس ورزش ایران هم مواضعی خاص گرفت که بهتر است خودتان این مصاحبه را به طور کامل دنبال کنید:


رفسنجانی گفت هر کاری می‌خواستی بکنی تا حالا کرده‌ای


سال ۱۳۷۲ من در مرکز توسعه صادرات بودم که مرحوم هاشمی رفسنجانی صدایم زد و گفت تو را برای ریاست سازمان تربیت بدنی در نظر گرفته‌ام. در آن مقطع به ایشان گفتم با وجودی که با ورزش کاملا آشنا هستم اما ترجیح می‌دهم در مرکز توسعه صادرات باشم اما ایشان گفت هر کاری می‌خواستی در آن‌جا انجام بدهی، تا حالا انجام داده‌ای. این‌طوری شد که در سال ۷۲ رئیس سازمان تربیت بدنی شدم.


درخواست عابدینی قبل از برکناری


بازی‌های آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما در حالی آغاز شد که مهندس امیر عابدینی رئیس فدراسیون فوتبال بود و استانکو پابلوکوویچ هم هدایت تیم ملی فوتبال ما را بر عهده داشت. من در ژاپن وقتی تمرینات تیم ملی را دیدم به آقای عابدینی گفتم جدیت لازم در این تیم دیده نمی‌شود و ما موفق نمی‌شویم! اما ایشان اعتقاد داشت که تیم موفق می‌شود و قهرمان خواهد شد. همان‌جا به او گفتم نمی‌خواهد اول بشوید اما اگر این تیم نتیجه نگیرد و از گروهش صعود نکند، برکنارت می‌کنم و متاسفانه تیم ملی ایران در همان مرحله گروهی حذف شد به همین دلیل بعد از بازگشت به ایران آقای عابدینی را کنار گذاشتم و مرحوم داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون شد. البته عابدینی به من گفت برکنارم نکن اما گفتم نه، حرف مرد یکی است.



در آرای بازی جنجالی استقلال - پرسپولیس دخالت نکردیم


نگاه ما در سازمان تربیت بدنی بسیار کلان‌تر از این بود که به یک رشته ورزشی یا اتفاقات حاشیه‌ای آن بپردازیم بلکه کل ورزش ایران را مدنظر قرار می‌دادیم به همین خاطر فدراسیون‌ها پیرامون مسائل مرتبط با خود دارای استقلال بودند. اصلا من در همان مقطع به این نکته فکر می‌کردم که فدراسیون‌ها از حالت انتصابی خارج شده و شکل انتخابی به خود بگیرند. در زمستان سال ۱۳۷۳ همان دربی معروف برگزار شد و اتفاقات حاشیه‌ای فراوانی در آن رخ داد اما سازمان تربیت بدنی در آرای صادرشده بعد از آن مسابقه دخالتی نکرد چون معنایی ندارد بلافاصله پس از وقوع هر اتفاقی در ورزش، سازمان وارد شود. وظایف کاملا جدا از هم و تفکیک‌شده بود.


در رابطه با آرای انضباطی دخالتی نداشتیم اما به فدراسیون فوتبال تاکید کردیم حتما باید در احکام مجازات‌هایی متناسب با اتفاقات صورت‌گرفته صادر شود. احکامی بدون تساهل و تسامح. من نمی‌گویم در آرای صادرشده برای دربی جنجالی سال ۷۳ هیچ اعمال نظری از طرف مدیران وقت فدراسیون صورت نگرفت چون به هر حال انسان‌ها امکان دارد که گاهی اوقات تصمیمات شخصی هم بگیرند اما سازمان تربیت بدنی هیچ مسئله‌ای را پیرامون آن مسابقه به فدراسیون فوتبال تاکید و ابلاغ نکرد چون همه تیم‌ها را به یک چشم نگاه می‌کردیم.


امیر عابدینی، مدیرعامل وقت باشگاه پرسپولیس ۳ ماه قبل از این ماجرا توسط من برکنار شده بود اما این ماجرا اصلا ارتباطی به آرای صادرشده در مورد دربی دی ماه ۷۳ نداشت (بازی استقلال و پرسپولیس در دی ماه ۱۳۷۳ هنگامی که ۲-۲ مساوی بود، به دلیل درگیری مجتبی محرمی با امیر قلعه‌نویی نیمه‌کاره ماند و فدراسیون فوتبال ۴۸ ساعت بعد حکم به برتری سه بر صفر استقلال داد. گروهی از بازیکنان هر دو تیم هم محروم شدند که البته محرومیت پرسپولیسی‌ها به مراتب سنگین‌تر بود ولی بعدتر مورد عفو قرار گرفتند)


ماجرای سفر تیم ملی کشتی به آمریکا


معتقدم مراودات میان ملت‌ها نباید از بین برود بنابراین با تمام مشکلاتی که احیانا وجود داشت، خیلی ساده توانستم مجوز اعزام تیم ملی کشتی آزاد ایران به جام جهانی ۱۹۹۵ در چاتاناگو را بگیرم. تیمی که اولین کاروان اعزامی از ایران به آمریکا پس از انقلاب بود.


چون من خیلی عادی و طبیعی برخورد کردم، دیگران هم قبول کردند. من تزلزلی در خودم بابت آن اعزام نشان ندادم. مثلا از روز اول در اعزام تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۲۶ تزلزل وجود داشت اما من از همان ابتدای کار گفته بودم این تیم باید برود ولی رئیس فعلی فدراسیون فوتبال می‌گفت داریم ماجرا را بررسی می‌کنیم تا ببینیم چطور می‌شود! این حرف‌ها پشت بازیکنان را خالی می‌کرد. وزیر ورزش هم علنی می‌گفت این تیم نباید برود اما واقعا نمی‌فهمم چنین حرفی یعنی چه! ما می‌خواهیم در جام جهانی شرکت کنیم و این حق ماست. ما که نباید از حقوق خودمان بگذریم.


زمستان سال ۷۳ خیلی بدیهی در مورد اعزام تیم ملی کشتی به آمریکا برخورد کردم و دیگران هم پذیرفتند. من از شورای عالی امنیت ملی یا آقای ولایتی که آن زمان وزیر امور خارجه بودند، مجوزی نگرفتم بلکه به آقای هاشمی، رئیس‌جمهور وقت گفتم و ایشان هم موافقت کرد. اتفاقا هیچ مشکلی پیش نیامد و کسی هم به من تلفن نزد که چرا به آمریکا می‌روید؟ در تمام دوران مدیریت ورزشی و غیرورزشی خودم با هیچ‌کدام از این ماجراها که می‌گویند افرادی زنگ می‌زنند و می‌گویند برو یا نرو، مواجه نشدم.


ناصر حجازی اصلا کاندیدای سرمربیگری تیم ملی نبود


الان حدود ۲۸ سال از ماجرای انتخاب آقای محمد مایلی‌کهن به عنوان سرمربی تیم ملی ایران در اسفند سال ۱۳۷۴ می‌گذرد ولی واقعا تعجب می‌کنم که چرا یک عده هنوز می‌گویند مرحوم ناصر حجازی در آن مقطع کاندیدای هدایت این تیم بود ولی در آخرین لحظات آقای مایلی‌کهن جای ایشان را گرفت! در آن مقطع آقای داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون بود و خیلی اصرار داشت سرمربی خارجی بیاورد به همین خاطر با چهره‌های مختلفی هم تماس گرفته شد. مربیان بزرگی مثل کارلوس بیلاردو که پول خیلی زیادی می‌خواست و ما نمی‌توانستیم آن را بپردازیم. حدودا دو ماه قبل از انتصاب آقای مایلی‌کهن به داریوش مصطفوی گفتم زمان در حال سپری شدن است و اگر تا فلان تاریخ سرمربی خارجی انتخاب نکردید، باید سرمربی ایرانی انتخاب کنید و ایشان هم قبول کرد.


سرانجام به همان تاریخ مورد نظر رسیدیم و با وجود تلاش فدراسیون، سرمربی خارجی انتخاب نشد به همین خاطر با آقای فائقی که معاون خودم بود مشورت کردم و از بین گزینه‌های داخلی، آقای مایلی‌کهن را انتخاب کردیم. داریوش مصطفوی را صدا کردیم و قضیه را به او گفتیم. گفتیم با توجه به عملکرد خوب مایلی‌کهن در تیم ملی فوتسال و این‌که از نظر اخلاقی هم به ایشان اطمینان داریم، به نظرمان خوب است، آیا شما این گزینه را قبول داری؟ ایشان هم گفت باشد اشکالی ندارد. حکم مایلی‌کهن هم صادر شد و تمام شد و رفت. اصل قضیه این بود و ناصر حجازی هیچ‌وقت گزینه ما برای هدایت تیم ملی نبود.


انتخاب مایلی‌کهن با نظر ساختار امنیتی؟


بگذارید یک چیز را به شما بگویم. در تاریخ مدیریتم هرگز کسی در جمهوری اسلامی به من نگفت چنین کاری را انجام بده یا انجام نده. اگر کسی هم گفت قبول نکردم. اوج این ماجرا هم این بود که به محضر رهبر شهید رفته بودیم و ایشان یکی دو نظریه دادند که بنده مخالفت کردم و ایشان هم با بزرگواری گفتند کار خودتان را بکنید.


با اطمینان می‌گویم هیچ‌کس در قضیه انتخاب مایلی‌کهن و هیچ‌کدام از کارهایی که ما انجام دادیم، دخالتی نداشته است. از نیروهای امنیتی گرفته تا پلیس و... اگر هم چنین چیزی بوده، من بعضی موارد را صرفا با رئیس‌جمهور هماهنگ کردم.


ماجرای حضور مجتبی محرمی در جام ملت‌های آسیا


در مورد این‌که آقای فائقی گفته من مخالف حضور مجتبی محرمی در جام ملت‌های ۱۹۹۶ بودم اما مایلی‌کهن اصرار به حضور ایشان داشت، اگر بخواهم حقیقتش را بگویم خیلی ماجرا یادم نیست اما مجتبی محرمی با این‌که بازیکن خیلی خوبی بود حاشیه‌های زیادی هم داشت. اگر محرمی حاشیه نداشت، قطعا می‌توانست در اروپا بازی کند. در مجموع به هیچ‌وجه راجع به انتخاب بازیکنان توسط آقای مایلی‌کهن دخالتی نمی‌کردم. البته توصیه‌هایی می‌کردم؛ برای مثال وقتی مهدوی‌کیا ۱۹ ساله بود و آقای مایلی‌کهن می‌خواست از وجودش به عنوان بازیکن فیکس استفاده کند، به من مراجعه کرد و گفت این بازیکن ۱۹ ساله است و جوان، می‌خواهم از وجودش در ترکیب ثابت استفاده کنم. این کار را بکنم یا نه؟ من گفتم با قدرت این کار را بکن چون وقتی یک بازیکن شایستگی دارد، دیگر سن و سال مطرح نیست.


داستان علی دایی و مایلی‌کهن


در مورد ماجراهای علی دایی و محمد مایلی‌کهن باید به یک نکته مهم اشاره کنم. در مقطعی علی دایی آمادگی لازم را نداشت و من به آقای مایلی‌کهن گفتم حیف است از وجود دایی در چنین شرایطی استفاده کنید اما ایشان گفت دایی رکن تیم من است و از وجودش تحت هر شرایطی استفاده می‌کنم. البته حالا یک عده می‌گویند مایلی‌کهن با علی دایی خوب نبود اما اصلا چنین ادعایی صحت نداشت.



در برکناری سرمربی تیم ملی دخالت نکردیم


در ماجرای برکناری محمد مایلی‌کهن از هدایت تیم ملی دخالتی نکردیم و خود آقای مصطفوی به عنوان رئیس فدراسیون تصمیم گرفت. البته اگر ایشان قبل از انجام این کار با من تماس می‌گرفت، حتما به مصطفوی می‌گفتم مایلی‌کهن را کنار نگذار. یادم می‌آید در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد وزیر امور خارجه وقت ما در حین ماموریت برکنار شد و به نظرم خیلی کار بدی بود به همین خاطر شب بعد از باخت به قطر در آبان ۷۶ اگر آقای مصطفوی با من صحبت می‌کرد، می‌گفتم مایلی‌کهن را برکنار نکن اما استقلال فدراسیون را زیر سوال نبردم چون دیدید که سرمربی وقت تیم ملی برکنار شد و آقای مصطفوی هم رئیس فدراسیون باقی ماند.


مصطفوی هیچ‌وقت ماجرای تاجزاده را نگفت


مرحوم داریوش مصطفوی هیچ‌وقت در مورد جلسه‌ای که با مصطفی تاجزاده در وزارت کشور داشت با من صحبت نکرد. اگر می‌گفت مطمئن باشید به او می‌گفتم قضیه هیچ ارتباطی به تاجزاده ندارد و شما کار خودت را بکن. آقای تاجزاده چه‌کاره بود که بخواهد به آقای مصطفوی امر و نهی کند؟ مصطفوی رئیس داشت و رئیسش هم من بودم.


خدا نکند که آن مرحوم تمارض کرده باشد اما ایشان در آن مقطع مریض بود. حتی موقعی که تیم ملی می‌خواست به استرالیا پرواز کند، به فرودگاه نرفت و بیمارستان بود. خودش گفت نمی‌توانم بیایم. دائم به من می‌گفت من را تحت فشار می‌گذارند، مریض هستم، قلبم اذیتم می‌کند و... حتی یادم می‌آید یک بار به خودم گفت من را تهدید کرده‌اند که تو را می‌کنیم داخل گونی. بهش گفتم خب بگو این کار را بکنند! به هر حال وقتی رئیس فدراسیون این‌قدر اظهار عجز می‌کند، به این نتیجه رسیدیم که ادامه کار برای آقای مصطفوی ممکن نیست به همین خاطر وقتی شرایط را این‌گونه دیدیم، پیشنهاد استعفا به او دادیم.



خاتمی گفت در مورد رئیس فدراسیون فوتبال با من مشورت کن


بعد از رفتن داریوش مصطفوی، آقای خاتمی (رئیس‌جمهور وقت) به من گفت در مورد انتخاب رئیس فدراسیون فوتبال با من مشورت کن. با آقای فائقی نشستیم و ۶ نفر را لیست کردیم. نفر آخر هم آقای صفایی فراهانی بود. من رفتم و این فهرست را به آقای خاتمی نشان دادم و گفتم شما بگویید کدامیک از این نفرات بهتر هستند. ایشان اول نگاه نکرد و گفت به من ربطی ندارد ولی گفتم خود شما گفته بودید با من مشورت کنید. بعدش یک نگاهی کرد و گفت هر کدام را که می‌خواهید. وقتی داشتم خداحافظی می‌کردم، گفت آقای صفایی فراهانی هم نیروی خوبی است. البته نظر خود ما هم آقای صفایی فراهانی بود و به هیچ‌وجه هم به خاطر حرف ایشان آقای صفایی را انتخاب نکردیم بلکه می‌دانستیم مدیر خوبی است.


می‌دانستیم صفایی از ما تمکین نمی‌کند


من و آقای فائقی جفتمان می‌دانستیم اگر صفای فراهانی بیاید از ما تمکین نمی‌کند اما به این نتیجه رسیدیم که آدم توانایی که حرف گوش نکند بهتر از یک مدیر ناتوان است. اصلا از ما حساب نبرد، مگر ما کی هستیم؟ ایشان به هیچ عنوان با دولت و رئیس‌جمهور هماهنگ نمی‌کرد بلکه یک شخصیت بسیار مستقلی دارند. معمولا کارهایش را با ما هماهنگ نمی‌کرد. البته یکی دو مورد هم اتفاق افتاد که خودش آمد و هماهنگی‌هایی را انجام داد. برای مثال، یک روز بلاژویچ را پیش من آورد. این‌که بگوییم با دفتر رئیس‌جمهور هماهنگ می‌کرد نیز اصلا صحت نداشت چون آقای صفایی فراهانی خودش را بیشتر از رئیس‌جمهور قبول داشت و کاملا مستقل بود.


کودتا برای برکناری ایویچ


اصلا در جریان آمدن تومیسلاو ایویچ نبودم و با ایشان صحبتی هم نکردم. در مورد برکناری او به فاصله یک ماه مانده تا آغاز جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه هم باید بگویم ایویچ با کودتا برکنار شد! اطلاعی در این مورد به لحاظ در اختیار داشتن فکت ندارم اما عقیده دارم چنین اتفاقی افتاد و بوی آن را استشمام می‌کنم. البته در مورد دولت و حکومت باید بگویم اصلا چنین طرحی مدنظرشان نبود و با قاطعیت می‌گویم حاکمیت نقشی در رفتن ایویچ نداشت. استنباطم این است که در فوتبال ما و در کاروان اعزامی به جام جهانی علیه مرحوم ایویچ کودتا شد. بخشی از بازیکنان و مدیران به نظر من دوست داشتند ایویچ در جام جهانی نباشد. اتفاقا وقتی در این مورد سوال کردم، پاسخ درستی از هیچ‌کس نشنیدم ولی استنباطم این است که او با کودتا برکنار شد.


طالقانی خودش خواست برود


ما هیچ‌کس را به آن شکل برکنار نکردیم و محمدرضا طالقانی، نایب رئیس وقت فدراسیون کشتی هم در زمستان ۷۷ خودش خواست از کار کنار بکشد. اصلا چنین چیزی در ذهنم نیست که طالقانی را برکنار کرده و سیروس‌پور را آورده باشیم. الان اگر بحث بر ترجیح باشد، آقای طالقانی را به سیروس‌پور ترجیح می‌دهم ولی به نظرم خودش استعفا داد. الان آن ماجرا را به دقت یادم نیست ولی در مجموع آقای طالقانی خیلی احساساتی عمل می‌کند.


به خاطر کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری برکنار نشدم


این اتهام که می‌گویند آقای خاتمی من را به خاطر کاندیداتوری در انتخابات ۱۳۸۰ برکنار کرد صحت ندارد و نباید چنین تهمتی به رئیس‌جمهور وقت زده شود. بهار سال ۱۳۸۰ در اواخر عمر دولت، قبل از انتخابات همان سال به آقای خاتمی گفتم که می‌خواهم در انتخابات کاندیدا شوم آیا شما اجازه می‌دهید؟ ایشان هم گفت بفرمایید. در همان روز شهید شمخانی هم من را دید و گفت تصمیمت چه شد؟ گفتم اجازه گرفتم تا کاندیدا شوم. گفت من هم کاندیدا بشوم؟ گفتم بشو. بیا برویم.


من در دولت اول آقای خاتمی معاون ایشان و رئیس سازمان تربیت بدنی بودم. آقای شمخانی بعد از انتخابات سال ۸۰ توسط آقای خاتمی به مجلس معرفی شد و مجلس هم او را همچنان تحت عنوان وزیر دفاع نگه داشت اما من باید به عنوان معاون رئیس‌جمهور یک حکم جدید می‌گرفتم چون حکمم متعلق به دوره اول بود. به ایشان گفتم نیاز دارم تا حکم جدیدی برایم صادر کنید. آقای خاتمی در جواب گفت خانم معصومه ابتکار و آقای غلامرضا آقازاده (روسای وقت سازمان محیط زیست و سازمان انرژی اتمی که معاونان رئیس‌جمهور محسوب می‌شدند) بدون دریافت حکم به کار خود ادامه می‌دهند. من گفتم آن‌ها تکلیف خود را می‌دانند و قضیه به من ارتباطی ندارد اما به عنوان معاون جدید شما باید حکم داشته باشم. ایشان استنکاف کرد و گفت حالا ادامه بده ببینیم چه می‌شود و...


بعدتر مسائلی پیش آمد که از طرف برادرشان به من اعلام شد استعفا بدهم ولی گفتم استعفا نمی‌دهم. الان کاره‌ای نیستم که استعفا بدهم. بیخودی روی این صندلی نشسته‌ام. در نهایت به من گفتند همین حرف‌هایی که می‌زنی را بنویس و آن را در قالب یک نامه برای رئیس‌جمهور ارسال کردم و نوشتم الان کار کردن بدون دریافت حکم جدید برایم ممکن نیست بنابراین برای هر کسی که صلاح می‌دانید، حکم صادر کنید. این قضیه منجر به آن شد که آقای مهرعلیزاده به سمت ریاست سازمان تربیت بدنی در دولت دوم آقای خاتمی برسد.


برزگر و طالقانی با هم خوب نبودند


بعد از رقابت‌های کشتی آزاد ۲۰۰۳ نیویورک و برای آماده‌سازی این تیم جهت حضور در المپیک ۲۰۰۴ آتن، به عنوان رئیس کمیته المپیک روی حضور استاد منصور برزگر نظر مثبت داشتم و معتقد بودم یکی از ۵ مربی برتر دنیاست اما ایشان و آقای محمدرضا طالقانی، رئیس وقت فدراسیون کشتی رابطه خوبی باهم نداشتند و با یکدیگر دچار مشکلاتی هم شدند. در نهایت خودشان آقای برزگر را انتخاب کردند و انتخاب اصلح هم بود اما من فشار نیاوردم.


دوپینگی‌ها سرطان گرفتند و فوت کردند


روی بحث دوپینگ فوق‌العاده حساسیت داشتم و جدا از تشکیل کمیته کنترل و مبارزه با دوپینگ، به فدراسیون‌ها هم در این مورد خیلی تاکید می‌کردم و تذکر می‌دادم. حتی به خاطر دارم یک بار تحقیقاتی روی برخی ورزشکاران انجام دادم و متوجه شدم همه آن‌هایی که در سالیان گذشته دوپینگ می‌کردند خیلی زود در اثر ابتلا به سرطان جان خود را از دست دادند در حالی که می‌توانستند خیلی بیشتر زندگی کنند.


تایید صلاحیت نشدن ناصر حجازی


بهار سال ۱۳۹۰ در مراسم تشییع ناصر حجازی شرکت کردم اما دوباره تاکید می‌کنم ایشان سال ۷۴ اصلا در دایره گزینش ما برای حضور روی نیمکت تیم ملی نبود. این بحث که ‌گویند شاید آن مرحوم توسط نهادهای فراورزشی برای سرمربیگری تیم ملی تایید نمی‌شد، نکته دیگری است و ممکن است چنین اتفاقی هم می‌افتاد ولی ایشان مد نظر ما نبود که وضعیتش را استعلام کنیم.



من مشکلات علی پروین را حل نکردم


هیچ وقت دنبال رفتن علی پروین از فوتبال یا برگشتن او به فوتبال نبودم و در سال ۷۷ نیز مشکل او برای بازگشت را من حل نکردم. پروین طی آن مدت ۵ سال که در فوتبال فعالیتی نداشت، هرگز به من مراجعه نکرد که دلیل برکناری خود را بپرسد و خواهان بازگشت شود. ظاهرا موانعش در دوران مدیرعاملی آقای عابدینی حل شد و ایشان بازگشت. حل کردن مشکل آقای پروین یا به طور کلی، مشکل یک شخص به من ربطی نداشت. البته اگر مراجعه می‌شد ممکن بود قضیه را پیگیری کنم اما معمولا از انجام کارهای شخصی خودداری می‌کنم.


قدرت درک و پیشرفت ورزش


هنوز قدرت درک این نکته که ورزش ما چگونه می‌تواند پیشرفت کند را نداریم و ریشه این معضل در آموزش و پرورش است. در این ساختار، بیشتر به آموزش بها داده می‌شود و در مورد پرورش هم مناسک دینی در اولویت مد نظر قرار می‌گیرد. رهبر شهیدمان فرمودند همه مردم ورزش کنند و ما به قله خواهیم رسید. خب وقتی بچه‌های ما ورزش نمی‌کنند یا ابزار ورزش ندارند، معلوم می‌شود که ورزش در آموزش و پرورش مهجور است.



نکته بعدی این است که ورزش را به دید یک پروژه ملی نگاه نمی‌کنیم. یادمان باشد رهبر شهیدمان گفتند امر به ورزش، امر به معروف است ولی متاسفانه برخی آقایان ورزش را به عنوان امر به معروف قبول ندارند و خیلی‌ها حاضرند پول بدهند مسجد ساخته بشود ولی حاضر نیستند برای ساخته شدن ورزشگاه پول بدهند. ما ورزش را یک امر ملی نمی‌بینیم بلکه آن را به عنوان دفتر خودمان می‌دانیم و به جای این‌که استعدادهای ورزشی را رشد و پرورش بدهیم، احساس می‌کنیم باید فقط سراغ افرادی برویم که خودشان توانستند بالا بیایند و خودی نشان بدهند.


بازسازی غلط ورزشگاه آزادی


وزیر ورزش گفته بود کاش بازسازی ورزشگاه آزادی را اصلا شروع نمی‌کردیم و به نظر من این کار را غلط شروع کردند. این استادیوم در دنیا بی‌نظیر است. در زمان آقای مهرعلیزاده یک مشاور به ایشان گفته بود این استادیوم را مرمت می‌کند. او خواست تمام سکوها را برداشته و یک سطح شیب دار روی آن‌ها بگذارد و دوباره سکو بزند اما آن‌قدر فشار آوردم که از این کار صرف‌نظر کرد چون اصلا نمی‌دانستند این سکو چقدر وزن دارد، چقدر این پروژه کار می‌برد، چقدر ضایعات دارد و... خوشبختانه این پروژه در آن زمان منتفی شد اما بعدها معلوم نشد چطوری شد که دوباره آمدند سکوها را برداشتند و متاسفانه به این وضعیت افتاده که الان داریم می‌بینیم.


فدراسیون فوتبال پشت ملی‌پوشان را خالی کرد


وقتی یک ورزشکار بداند که به مسابقات اعزام می‌شود، قطعا خوب کار خواهد کرد اما فدراسیون فوتبال در بحث اعزام به جام جهانی از خود تزلزل نشان داد و پشت ملی‌پوشان را خالی کرد. اول گفتند نمی‌رویم، بعد گفتند می‌رویم، دوباره گفتند به جمع‌بندی نرسیدیم، مدعی شدند اگر فیفا ۱۰ ماده مورد نظر ما را قبول نکند، نمی‌رویم و در نهایت هم فیفا هیچ کدام از آن مواد را قبول نکرد اما رفتیم!


به جای این‌که اردوی خودمان را در آمریکا بگذاریم، در مکزیک برپا کردیم و آقایان اصلا متوجه نبودند که وقتی یک بازیکن ۶ دفعه از گمرک و پلیس مهاجرت آمریکا رد شود، چقدر به مشکل می‌خورد. به نظرم در غیاب کادر سرپرستی و مدیریتی فدراسیون فوتبال که نتوانستند برای مسابقات با آمریکا بروند، اتفاقا حضور بازیکنان باتجربه مثل جهانبخش، روزبه چشمی و شجاع خلیل‌زاده به تیم ما کمک کرد چون توانستند تیم را جمع و جور کنند. ما صعود نکردیم ولی آبروی فوتبال ایران حفظ شد و نتایج قابل قبولی گرفتیم...



فدراسیون فوتبال عملا با رفتار خود به صورت خواسته یا ناخواسته موجبات تضعیف تیم را فراهم کرد اما بدون باخت از این تورنمنت خارج شدیم. اتفاقا حالا به طنز می‌گویند فقط دو تیم در جام جهانی ۲۰۲۶ باخت نداشتند یکی ایران و یکی هم اسپانیا.


ادبیات قلعه‌نویی کاملا به ضررش بود


ادبیات امیر قلعه‌نویی بعد از بازگشت کاروان تیم ملی به ایران را به هیچ وجه قبول ندارم و معتقدم کاملا به ضررش بود. آن‌جایی که می‌گوید خدا با ما خوب نبود در واقع باید برعکس می‌گفت و تصریح می‌کرد که خدا به ما خیلی محبت کرد که با وجود تمام این شرایط، آبرومندانه نتیجه گرفتیم. متاسفانه ایشان طوری حرف می‌زد که می‌خواست هوای فدراسیون رو هم داشته باشد.


علی دایی کجا، بیرانوند کجا؟


وقتی علی دایی در بازی‌های آسیایی ۱۹۹۴ هیروشیما مصدوم شد و ۵ ساعت داخل اتاق عمل بود، من آن‌جا بودم. ایشان با هر عقیده‌ای که دارد، برای ورزش ایران زحمات بسیاری کشیده است. واقعا علی دایی کجا و علیرضا بیرانوند کجا؟! خیلی زشت است که یک بازیکن تیم ملی به چنین شخصیتی تعرض کند.


اگر دست من باشد، سردار آزمون را به جام ملت‌ها نمی‌فرستم


اگر اختیار داشتم، قطعا سردار آزمون را به جام جهانی نمی‌فرستادم. در اوج جنگ که از امارات به ما حمله می‌کنند و بچه‌های ما را می‌کشند، آقای سردار آزمون از مدیر اماراتی تعریف می‌کند و اصلا به این فکر نیست که در ایران چه اتفاقاتی می‌افتد! این آدم نباید لباس تیم ملی ایران را بر تن کند. کسی که برای ۱۶۸ کودک شهید شده در میناب یک استوری نگذاشت، می‌آید و از شیخ محمد اماراتی حمایت می‌کند. سردار آزمون یک بار عذرخواهی نکرده و حتی جنگ را محکوم هم نکرد. به نظرم ایشان باید عذرخواهی کند در غیر این صورت حتی در جام ملت‌های ۲۰۲۷ هم نباید به تیم ملی دعوت شود. ایشان باید از آن استوری که در مورد مدیر اماراتی گذاشت عذرخواهی کرده و شدیدا از مردم ایران و جمهوری اسلامی دفاع کند.


علیرضا فغانی را اصلا ایرانی نمی‌دانم!


علیرضا فغانی استوری‌های خیلی بدی گذاشت و با مملکت ما بیگانه است. من می‌گویم شما جمهوری اسلامی را قبول ندارید، خب ایران را که باید قبول داشته باشید. مردم ایران را که باید قبول داشته باشید. اصلا فغانی را ایرانی نمی‌دانم. او تغییر تابعیت داده و پاسپورت استرالیایی گرفته است. اتفاقا وقتی فغانی این‌جا بود و فدراسیون فوتبال نامش را در لیست الیت نگذاشت، خیلی هم در حمایت از او اعتراض کردم اما الان متاسفانه شرایطش کاملا متفاوت شده است.



رسول خادم به من اهانت می‌کرد


روحیات رسول خادم را بر خلاف امیر خادم، خیلی نمی‌پسندم. رسول خادم حتی به من اهانت می‌کرد و می‌گفت مهندس نساجی آمده در ورزش. بله من مهندس نساجی هستم ولی از ۱۰ سالگی در ورزش بودم. آدم‌ها را می‌شناسم و هر سوال ورزشی که از ۶۰ سال پیش بپرسید را بلدم جواب بدم. رسول خادم گاهی اوقات رفتار اهانت‌آمیز داشت و حالا هم که خود را کنار کشیده است. ایشان عضو فیلا بودند اما از آن‌جا هم استعفا دادند در حالی که چرا ما باید به عنوان یک ایرانی چنین سنگری را از دست بدهیم. علیرضا دبیر در نقطه مقابل واقعا زحمت کشیده و به شدت در حال کار کردن است. الان می‌بینم که رسول خادم در کمک به افراد بی‌بضاعت فعال شده که حرکت خوبی است، در مجموع امیدوارم خادم و دبیر با یکدیگر خوب شوند.


از دست‌رفتن جایگاهم در کمیته بین‌المللی المپیک


این توضیح را بدهم که در مورد سمتم در کمیته بین‌المللی المپیک اشتباه نشود. من عضو کمیته اجرایی این کمیته نبودم بلکه عضو دپارتمان محیط زیست آن بودم. ایران این سمت را بعد از رفتن من از کمیته ملی المپیک از دست داد اما قضیه به دولت احمدی‌نژاد مربوط نمی‌شد بلکه در ماه‌های پایانی دولت آقای خاتمی و در دوران ریاست مهندس مهرعلیزاده بر سازمان تربیت بدنی آن را از دست دادیم. این اتفاقات هم می‌گذرد. به هر حال حسادت هم در وجود برخی آدم‌ها هست.


مشروح گفت‌وگوی خبرورزشی با مصطفی هاشمی‌طبا را در ویدیوی زیر ببینید:


📡منبـع خبـر: www.khabarvarzeshi.com

خبر ورزشی

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/AVewb9



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار