یک کارگر قالیباف در تماس با ایلنا، از بلاتکلیفی برای بازنشستگی و مطالبۀ مبلغ ۱۵۰ میلیون تومانی سازمان تأمین اجتماعی میگوید؛ این زن قالیبافبا حدود دو دهه سابقه، به دلیل فرسودگی جسمی و مشکلات ناشی از سالها کار سنگین، دیگر توان ادامه فعالیت ندارد.
او روایت میکند: من یک زن قالیباف هستم. از سال ۸۳ به مدت ۲۳ سال کار کردم. حالا قاعدتاً باید بازنشسته بشوم چون قالیبافی طبق قانون جزو مشاغل سخت و زیان آور است و میتوانم ۲۰ ساله بازنشسته شوم، ولی متأسفانه این اتفاق هنوز نیفتاده است.
این کارگر به مانعی جدی بر سر راه بازنشستگی خود اشاره میکند: بعد از بیست سال متوجه شدم تمام این مدت ۱۴ درصد پرداخت میکردیم، نه ۲۷ درصد. برای همین به من گفتند اگر میخواهم بازنشسته شوم باید ۱۵۰ میلیون مابهالتفاوتش را به تامین اجتماعی بپردازم!
ماجرا دردناک است؛ یک کارگر زحمتکشبا دو دهه رنج پای دار قالی و فقدان توان جسمانی، چگونه باید یکباره چنین مبلغی را فراهم آورد؟
این زن قالیباف با اشاره به شرایط سخت اقتصادی و هزینههای سنگین درمانی ادامه میدهد: از کجا بیاورم؟ در این تورم و گرانی؟ این همه سال گذشته، چرا الان دارید این را به ما میگویید؟ با این وضع تورم و گرانی من از کجا بیاورم این پول را بدهم؟
روایت این کارگر، تصویری شفاف از مشکلات کارگران و بیمهشدگانارائه میدهد؛ افرادی با هدف دستیابی به امنیت دوران سالمندی، حق بیمه میپردازند، اما هنگام رسیدن به سن و شرایط بازنشستگی، موانع مالی سنگین مسیر بازنشستگی آنان را مسدود میسازد.
او درباره وضعیت جسمانی خود نیز میگوید: هزارتا بیماری دارم، نه دست دارم، نه کمر دارم، نه چشم درست و درمان. من دیگر توان کار کردن ندارم ولی گویا مجبورم چند سال دیگر همچنان کار کنم.
قالیبافی و مسألۀ مشاغل سخت: ابهامی ساختاری
وضعیت قالیبافی از نظر مقررات مشاغل سخت و زیانآور، ابهامات بسیاری دارد. براساس مقررات تأمین اجتماعی، برخورداری از مزایای بازنشستگی مشاغل سخت و زیانآور به احراز شرایط قانونی و شغلی بستگی دارد و صرف عنوان شغلی، لزوماً برخورداری خودکار از این مزایا را تضمین نمیکند.
در خصوص قالیبافان، بیمه قالیبافی بهخودیخود شغل را در زمره مشاغل سخت و زیانآور قرار نمیدهد؛ با این حال، کارفرمایی بودن کارگاه قالیبافی امکان بررسی شرایط واقعی محیط کار را توسط کمیتههای استانی مشاغل سخت و زیانآور فراهم میسازد. عواملی نظیر وضعیت تهویه، گردوغبار و سایر عوامل زیانآور محیط کار در تصمیمگیری این کمیتهها نقشی تعیینکننده دارند.
در صورت احراز سخت و زیانآور بودن شغل، مسئولان سوابق اشتغال را مطابق مقررات با ضریب ارفاقی محاسبه میکنند. پرداخت حق بیمه مطابق سازوکار اعلامی نهاد بیمهگر در طول سالهای اشتغال، حق انتفاع و استناد به سوابق پرداختی را در زمان بازنشستگی ایجاد میکند.
حال با مطرح شدن لزوم پرداخت مابهالتفاوت برای برخورداری از مزایا، موضوع پیچیده تر شده است؛ موضوعی که برای کارگران فرسوده و کمتوان در آستانه بازنشستگی بهویژه برای کارگران کمدرآمد اهمیت حیاتی دارد؛ طبقه فرودستی با درآمد صرفشده برای هزینههای جاری زندگی، چگونهامکان پرداخت یکباره دهها یا صدها میلیون تومان را داشته باشد؟!
برای این زن قالیباف پرسش اساسی اینجاست: مسئولیت تفاوت ایجادشده در نرخ حق بیمه بر عهده چه کسی است و چرا مسئولان پس از گذشت نزدیک به دو دهه، بار پرداخت یک مبلغ سنگین را روی دوش او گذاشتهاند؟
این زن قالیباف در پایان با تاکید بر وضعیت بغرنجخود میگوید: لطفاً صدای ما باشید.
مسئلۀ اصلی برای او و کارگرانی با شرایط مشابه، تعیین تکلیف سوابق بیمهای و روشن شدن مبنای مطالبه مابهالتفاوتی است که پس از سالها پرداخت حق بیمه مطرح می شود.
برای کارگری که به دلیل فرسودگی جسمی، دیگر توان ادامه کار ندارد، تأمین یکجای چنین مبالغی اساساً ممکن نیست و به مانعی جدی برایرسیدن به بازنشستگی تبدیل می شود؛ موضوعی که پاسخ روشن مسئولان تأمین اجتماعی را طلب می کند....
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: