بامداد جنوب - الهام بهروزی ؛ ثبت جهانی سیراف امروز به یکی از مهمترین مباحث توسعهای استان بوشهر تبدیل شده است. اگرچه این اتفاق باید سالها پیش رقم میخورد، اما سوءمدیریتها، کوتاهی در تکمیل مطالعات و کاوشهای باستانشناختی، سهلانگاری در تدوین طرح جامع حفاظت از بافت تاریخی و غفلت از جایگاه آوانگارد این بندر در تاریخ دریانوردی جهان، سیراف را از قرار گرفتن در فهرست میراث جهانی بازداشته است.
اکنون که پس از دو دهه مطالبهگری فعالان میراث فرهنگی و رسانههای بومی، پرونده ثبت جهانی این بندر با نگاه ویژه وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در مرحله ارزیابی یونسکو قرار گرفته، تهدیدها و محدودیتهای اخیر پروازها، این روند را به اتاق انتظار کشانده است. با این حال، امیدها برای جهانیشدن سیراف همچنان زنده است بهویژه در شرایط کنونی که ایران درگیر نبردی نابرابر با آمریکا و متحدان اوست؛ چرا که ثبت جهانی سیراف نهتنها سیمای فرهنگی درخوری از ایران به جهان ارائه میدهد، بلکه حقانیت تاریخی ما را در خلیجفارس بیش از هر زمان دیگری تثبیت میکند.
متاسفانه در همه این سالها، با وجود جایگاه سترگ سیراف، توسعه این کهنبندر همواره با بیتوجهی تعمدی صنایع مستقر در پارس جنوبی و فقدان برنامهریزی شهری برای دستیابی به توسعهای متوازن مواجه بوده است. برآیند این روند از یکسو، تملک بخش وسیعی از اراضی تاریخی این بندر از سوی شرکتهای صنعتی و سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و از سوی دیگر، ساختوسازهای غیراصولی ساکنان بر روی محوطهها یا در حریم آثار باستانی (ناشی از مضیقه شدید زمین مسکونی) بوده است.
با وجود این، صاحبنظران همچنان بر این باورند که تمرکز گسترده صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در اطراف سیراف، در کنار نقش بیبدیلشان در پویایی اقتصاد ملی، به توسعهای نامتوازن در بافت شهری و جامعه محلی دامن زده و فشار مضاعفی را بر مواریث تاریخی، منظر فرهنگی و ظرفیتهای گردشگری این بندر باستانی تحمیل کرده است.
در این میان، مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در خصوص نقشی که شرکتهای نفت، گاز و پتروشیمی میتوانند در حفاظت و احیای میراث فرهنگی سیراف، توسعه گردشگری و بهطور مشخص کمک به رفع موانع و الزامات پیشروی پرونده ثبت جهانی آن ایفا کنند، به بامداد جنوب گفت: صنایع نفت، گاز و پتروشیمی مستقر در این منطقه بخشی مهم از ظرفیت اقتصادی و راهبردی کشورند و سهم بزرگی در تولید و اقتصاد ملی دارند. بنابراین اینجا بحث ما تقابل با صنعت نیست؛ مسئله این است که منطقهای که بخشی از این ثروت ملی را تولید میکند، باید از مواهب توسعه متوازن نیز برخوردار شود.
محمدجواد حقشناس در ادامه با بیان اینکه در دهههای گذشته توسعه صنعتی در این پهنه با شتاب بسیار بیشتری از توسعه زیرساختهای فرهنگی، گردشگری و حتی برخی نیازهای عمومی منطقه پیش رفته است، افزود: اکنون ثبت جهانی سیراف فرصتی فراهم کرده تا بخشی از این عدمتوازن را با یک برنامه هدفمند جبران کنیم.
به گفته وی، مسئولیت اجتماعی صنایع در اینجا نباید به چند کمک موردی، برگزاری یک رویداد یا تامین اعتبار پراکنده محدود شود. پیشنهاد من این است که با محوریت استانداری بوشهر و وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و با مشارکت صنایع منطقه، برنامهای مشخص و چندساله برای سیراف تدوین شود که اولویت نخست آن، حفاظت از میراث فرهنگی، توسعه گردشگری و کمک به رفع موانع ثبت جهانی باشد.
حقشناس تاکید کرد: این مشارکت میتواند حوزههای مشخصی داشته باشد، پشتیبانی از پژوهشها و کاوشهای باستانشناختی و مستندسازی، مرمت و حفاظت آثار، ساماندهی منظر فرهنگی، کمک به حل مسائل محیطزیستی مؤثر بر پرونده، ایجاد یا تکمیل زیرساختهای مورد نیاز گردشگری، آموزش و توانمندسازی جامعه محلی و حمایت از اقداماتی که در برنامه مدیریتی پرونده ثبت جهانی ضروری تشخیص داده میشوند.
مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی با تاکید بر اینکه البته مسئولیت اجتماعی جایگزین تکالیف قانونی صنایع یا وظایف دولت نیست، باید میان این حوزهها تفکیک قائل شد، تصریح کرد: اما شرکتهایی که سالها در این جغرافیا فعالیت کرده و از ظرفیتهای آن بهره بردهاند، میتوانند داوطلبانه و در چارچوبی شفاف و قابل ارزیابی، سهمی ماندگار در حفاظت از تاریخ و آینده همین سرزمین بر عهده بگیرند.
حقشناس با بیان اینکه ثبت جهانی سیراف میتواند نقطه آغاز شکلگیری یک الگوی تازه همکاری میان وزارت میراث فرهنگی، صنعت و جامعه محلی باشد، گفت: اگر صنایع انرژی در کنار وزارت میراثفرهنگی، استانداری، مدیریت شهری و مردم قرار گیرند و بخشی از ظرفیت مسئولیت اجتماعی خود را به رفع موانع ثبت جهانی و توسعه گردشگری پایدار اختصاص دهند، نتیجه آن فقط ثبت یک اثر در فهرست جهانی نخواهد بود؛ بلکه میتواند به ایجاد تعادل بیشتر در توسعه منطقه کمک کند.
به عقیده وی، ارزش و هدف ثبت جهانی سیراف باید احیای جایگاه تمدنی و پیوند آن با نیازهای توسعه پایدار منطقه است. در چنین صورتی است که میتوان گفت ثبت جهانی واقعا به «نقطه جهش» بوشهر تبدیل شده است.
حقشناس در ادامه با تاکید بر اینکه هرچند با این گزاره موافقم که ثبت جهانی سیراف میتواند «نقطه جهش» استان بوشهر باشد؛ اما ثبت جهانی به خودی خود معجزه نمیکند، تصریج کرد: جهانیشدن یک فرصت و اعتبار بینالمللی ایجاد میکند و هنر مدیریت ما این است که آن را به یک زنجیره توسعه پایدار تبدیل کنیم.
مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سپس به تشریح فواید و ظرفیتهای جهانی شدن سیراف اشاره کرد و گفت: نخستین ظرفیت، گردشگری است. سیراف میتواند یکی از کانونهای اصلی گردشگری دریایی ـ تاریخی ایران باشد. گردشگر در اینجا تنها برای دیدن یک بنا نمیآید با تاریخ دریانوردی ایران، مسیرهای تجارت دریایی، معماری بندری، مهندسی آب، فرهنگ ساحلنشینان و ارتباط تاریخی خلیج فارس با اقیانوس هند مواجه میشود. اگر این ظرفیت با دیگر جاذبههای تاریخی، طبیعی و فرهنگی استان پیوند بخورد، میتوان مسیرهای گردشگری تازهای ایجاد کرد، مدت اقامت گردشگر را افزایش داد و منافع گردشگری را در نقاط بیشتری از استان توزیع کرد.
وی دومین ظرفیت جهانی شدن این بندر کهن را تقویت اقتصاد محلی دانست و افزود: گردشگری هنگامی ارزشمند است که بخشی از درآمد آن در همان جامعه باقی بماند. اقامتگاهها، صنایعدستی، خوراک، حملونقل محلی، راهنمایان گردشگری، رویدادهای فرهنگی و اقتصاد خلاق میتوانند حلقههای این زنجیره باشند. بنابراین «نقطه جهش» صرفاً افزایش تعداد گردشگران نیست؛ مهمتر از آن، تبدیل گردشگری به فرصت پایدار اقتصادی برای مردم است.
حقشناس، نسبت این موضوع با سیاست توسعه دریامحور را سومین ظرفیت برشمرد و گفت: نباید توسعه دریامحور را فقط در نفت و گاز، پتروشیمی، بنادر تجاری و حملونقل دریایی خلاصه کنیم؛ چراکه گردشگری دریایی، میراث فرهنگی، صنایعدستی، فرهنگ ساحلی و اقتصاد خلاق نیز اجزای اقتصاد دریا هستند. سیراف میتواند نمونهای ممتاز برای ارائه تعریف جامعتری از توسعه دریامحور باشد؛ توسعهای که هم ارزش اقتصادی ایجاد کند و هم سرمایه تاریخی و فرهنگی را برای نسلهای آینده حفظ کند.
وی در ادامه معرفی بینالمللی سیراف را مهمترین دستاورد ثبت این بندر باستانی در فهرست یونسکو دانست و یادآور شد: تعبیر آقای صالحیامیری که «سیراف شناسنامه خلیج فارس است» به نظرم معنای مهمی دارد. ثبت جهانی میتواند سهم دیرپای ایرانیان در تاریخ دریانوردی، تجارت و تعاملات فرهنگی خلیج فارس و اقیانوس هند را از مسیر پژوهش، اسناد تاریخی و میراث ملموس در معرض شناخت جامعه جهانی قرار دهد. این زبان از هر مجادله سیاسی ماندگارتر است؛ زیرا میراث فرهنگی با سند، تاریخ و حافظه تمدنی سخن میگوید.
مشاور وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، شکلگیری عزم جدی میان اهالی سیراف و همصدایی آنان با فعالان میراث فرهنگی را مهمترین پیششرط جهانی شدن سیراف برشمرد و گفت: پیشنهاد من، استقرار یک سازوکار مدیریت مشارکتی است که در آن نمایندگان جامعه محلی، مدیریت شهری، فعالان گردشگری و صاحبان کسبوکارهای بومی، دوشادوش صاحبنظران و جوانان در کنار تیم فنی پرونده، نقشی تعیینکننده و تاثیرگذار در مسیر جهانیشدن ایفا کنند.
به گفته وی، حقوق مالکانه و کیفیت زندگی مردم سیراف بخشی جداییناپذیر از پرونده ثبت جهانی است. منطق این رویکرد معلوم است؛ وقتی شهروند سیرافی احساس کند که میراث تاریخی شهرش علاوه بر افتخارآفرینی به بهبود معیشت، اشتغال و کیفیت زندگی خانوادهاش نیز کمک میکند، خود به موثرترین و بهترین حافظ آن تبدیل خواهد شد. این دقیقا همان نقطهای است که حفاظت پایدار و توسعه محلی به یکدیگر پیوند میخورند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: