احسان حاجصفی با حضور مقابل روسیه به رکورد ۱۵۰ بازی ملی رسید؛ عددی تاریخی که جایگاه او در تاریخ فوتبال ایران را تثبیت میکند، اما این رکورد نباید باعث شود یک سؤال مهم فراموش شود: حاجصفی امروز واقعا چه چیزی به تیم ملی اضافه میکند؟
کاپیتان تیم ملی نخستین بازی ملیاش را پنجم خرداد ۱۳۸۷ مقابل زامبیا انجام داد؛ روزهایی که قیمت دلار حدود ۹۳۰ تومان بود. حالا ۱۸ سال بعد، در هفتم مهر ۱۴۰۵، او در صد و پنجاهمین بازی ملیاش مقابل روسیه قرار گرفت؛ زمانی که دلار به حدود ۲۵۳ هزار تومان رسیده است. فاصله این دو مسابقه، فقط یک عدد روی تقویم نیست؛ بخشی از تاریخ فوتبال ایران در دوران حضور حاجصفی است.
اما مشکل از جایی شروع میشود که رکوردها جای عملکرد را میگیرند. حاجصفی مدتهاست از روزهای خوبش فاصله گرفته و در مقطع فعلی یکی از بازیکنانی است که عملکردش در تیم ملی انتقادهای جدی به همراه داشته است. با این حال، همچنان دعوت میشود و همچنان فرصت حضور در تیم ملی را پیدا میکند؛ اتفاقی که برای بسیاری از هواداران دیگر قابل درک نیست.
قرار بود تغییر نسل در تیم ملی سرعت بگیرد، اما وقتی بازیکنی با این شرایط سنی و با این سطح از افت همچنان یکی از گزینههای تیم ملی است، طبیعی است که این سؤال مطرح شود که پس جوانگرایی دقیقا قرار است از کجا آغاز شود؟
۱۵۰ بازی ملی قطعا افتخار بزرگی است و هیچکس نمیتواند آن را از حاجصفی بگیرد. اما تیم ملی جایزه یک عمر فوتبال بازی کردن نیست؛ تیم ملی باید بر اساس آمادگی امروز بازیکنان انتخاب شود.
حالا که به چیزی که میخواستی رسیدی و رکورد ۱۵۰ بازی ملی را زدی، شاید بد نباشد خودت هم خسته شوی و یک قدم کنار بروی. بگذار این پیراهن و این فرصت به چند بازیکن جوانتر، آمادهتر و باانگیزهتر برسد. قرار نیست یک رکورد، تبدیل به مجوزی برای ادامه حضور همیشگی در تیم ملی شود.
رکورد ۱۵۰ بازی را باید محترم شمرد، اما نباید اجازه داد این عدد، عملکرد امروز را پشت خودش پنهان کند. حاجصفی هرچه برای فوتبال ایران داشته، بخشی از تاریخ این تیم است؛ اما تیم ملی قرار نیست موزه رکوردها باشد. امروز بیشتر از هر چیز به بازیکنی نیاز دارد که در زمین چیزی به تیم اضافه کند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: