عصرایران- متین ستوده به تجربه تلخی از جنگ ۴۰ روزه اشاره کرده است:
به کامران می گفتم تو را به خدا برای من سیانور بگیر من داشته باشم توی مشتم که اگر زیر آوار ماندم خودم را خلاص کنم. راستش را بخواهی زیاد امیدی نداشتم و هر شب با کامران از هم خداحافظی می کردیم.
مجری: نزدیک تون جایی را نقطه زنی کردند؟
بله در طول ۴۰ روز یک بار کامران رفت بیرون و من در خانه برای یک ساعت تنها ماندم و جایی را در حدود ۲۰۰ متری ما زدند. صدای بسیار مهیبی بود و بوی باروت و گوگرد همه جا را گرفت. من هنوز گوش راستم درد می کند. انگاری خانه از جا کنده شد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: