اکنون ۴۶ سال از آغاز آن جنگ گذشته است؛ اما دفاع مقدس صرفاً یک خاطره تاریخی نیست. آثار انسانی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی آن همچنان در زندگی ایرانیان دیده میشود. مهمتر از همه، این جنگ تجربهای تاریخی در اختیار ما گذاشته است که میتوان از آن برای فهم ایران امروز و ساختن آینده استفاده کرد.
از میان انبوه درسهای آن دوران، چند درس اهمیت بیشتری برای امروز ایران دارد:
۱. امنیت و استقلال، بدون قدرت ملی پایدار نمیماند
نخستین درس جنگ این بود کشوری که میخواهد مستقل بماند، باید توان دفاع از خود را داشته باشد. در سالهای نخست پس از انقلاب، ایران با دگرگونیهای عمیق سیاسی، اقتصادی و نظامی روبهرو بود و در چنین شرایطی، جنگی بزرگ به کشور تحمیل شد.
تجربه آن سالها نشان داد که امنیت یک کشور تنها با خرید سلاح یا اتکا به حمایت قدرتهای خارجی تأمین نمیشود. ایران از آن جنگ درسهای بزرگی گرفت و به نتایج ارزشمندی رسید؛ توان موشکی و قدرت پهپادی امروز ایران نمونهای از آن درسها است. با این همه، باید دانست امنیت پایدار، محصول مجموعهای از مؤلفههاست: توان نظامی و دفاعی، اقتصاد قدرتمند، انسجام اجتماعی، دانش و فناوری، دیپلماسی فعال و اعتماد عمومی.
این درس برای امروز اهمیت دوچندان دارد. ایران برای آنکه بتواند در محیط پیچیده و پرتنش منطقهای از منافع و امنیت خود دفاع کند، نیازمند قدرتی همهجانبه است؛ قدرتی که فراتر از موشکها، پهپادها و تجهیزات نظامی، دانشگاه، صنعت، اقتصاد، زیرساخت، رسانه، سرمایه اجتماعی و توان دیپلماتیک ما را نیز دربرگیرد.
۲. خودباوری؛ سرمایهای که در سختترین شرایط ساخته شد
یکی از مهمترین دستاوردهای دفاع مقدس، تقویت احساس توانستن بود. کشوری که در آغاز جنگ با محدودیتهای فراوان نظامی و اقتصادی روبهرو بود، ناگزیر شد بسیاری از نیازهای خود را با تکیه بر ظرفیت داخلی پاسخ دهد.
از تعمیر و بازسازی تجهیزات گرفته تا توسعه صنایع دفاعی، مهندسی جنگ و بعدها گسترش توانمندیهای فناورانه، بخشهایی از تجربه جنگ به شکلگیری نسلی از متخصصان و نهادهای علمی و فنی کمک کرد که امروز موجب افتخار و سربلندی ایران است.
۳. اتحاد ملی، فراتر از اختلافات سیاسی
جنگ ۸ ساله و رخدادهای پس از آن نشان داد هنگامی که تمامیت ارضی و امنیت کشور در معرض تهدید قرار میگیرد، مرزهای قومی، زبانی، مذهبی و جغرافیایی و دیدگاههای متفاوت سیاسی رنگ میبازد و مفهوم ایران میتواند به نقطه اتصال گروههای مختلف جامعه تبدیل شود.
این تجربه یک پیام روشن برای امروز دارد: هیچ کشوری بدون سرمایه اجتماعی و اعتماد میان مردم نمیتواند در برابر بحرانهای بزرگ پایدار بماند.
بنابراین، یکی از مهمترین وظایف امروز، حفظ و تقویت وحدت ملی است. وحدت ملی البته به معنای یکساناندیشی نیست. جامعه سالم میتواند در مسائل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اختلافنظر داشته باشد، اما بر سر اصولی مانند تمامیت ارضی، امنیت ملی، استقلال کشور و حق برخورداری همه ایرانیان از آیندهای بهتر، توافق و همکاری داشته باشد.
۴. جوانان را باید بهعنوان سرمایه ملی دید
جوانان در دفاع مقدس تنها نیروی انسانی جبههها نبودند؛ بخش مهمی از بار مدیریتی، مهندسی، پزشکی، پشتیبانی و فرهنگی کشور نیز بر دوش آنان قرار داشت. نسلی که در آن سالها در میدان جنگ حضور یافت، نشان داد جوان ایرانی در صورت اعتماد، مسئولیتپذیری و فراهم بودن فرصت، میتواند کارهای بزرگی انجام دهد.
نمیتوان جوانان را صرفاً مخاطب سیاستها دانست؛ آنان باید در طراحی و اجرای سیاستها نیز نقش موثری داشته باشند. این رو، اعتماد به جوانان، فقط یک شعار نسلی نیست؛ بلکه یک ضرورت راهبردی برای آینده کشور است.
۵. ایمان و معنویت، بخشی از سرمایه اجتماعی ایران
برای بسیاری از رزمندگان و خانوادههای آنان، دفاع مقدس تنها یک مأموریت نظامی نبود؛ بلکه با باورهای دینی، معنویت، ایثار و احساس مسئولیت آنها در برابر میهن و جامعه پیوند خورده بود. نامهایی مانند «یا زهرا»، «یا حسین» و «یا علی»(ع) در فرهنگ جبهه، فقط رمز عملیات نبود؛ بیانگر جهانبینی نسلی بود که در سختترین شرایط، امید و معنا را حفظ میکرد. این رو، نمیتوان نقش ایمان، معنویت و فرهنگ ایثار را در بسیج اجتماعی دوران جنگ نادیده گرفت.
دوران دفاع مقدس نشان داد جامعهای که از سرمایه اخلاقی و معنوی برخوردار باشد، در برابر بحرانها مقاومتر خواهد بود.
۶. نقش تعیین کننده رهبری
جنگهای طولانی فقط با سلاح اداره نمیشوند و تصمیمگیری، فرماندهی، سازماندهی، شناخت زمان و توانایی حفظ روحیه عمومی در آنها اهمیت حیاتی دارد.در دوران دفاع مقدس، رهبری امام خمینی(ره) و هدایت ساختارهای مختلف سیاسی، نظامی و اجرایی کشور، نقش مهمی در بسیج امکانات و هدایت و خاتمه جنگ داشت. پس از آن نیز رهبریهای حکیمانه حضرت آیتالله العظمی خامنهای رهبر شهید انقلاب اسلامی در هدایت جامعه، درهای پیشرفت و قدرت را به روی ایران و انقلاب گشود. اکنون نیز باید تحت رهبری و هدایت حکیمانه آیت الله سید مجتبی خامنه ای، این برهه سرنوشت ساز را به فرجامی نیکو رساند.
۷. قدرت دفاعی و دیپلماسی، دو روی یک سکهاند
یکی از خطاهای رایج در نگاه به جنگ، قرار دادن قدرت نظامی و دیپلماسی در برابر یکدیگر است. تجربه هشت سال جنگ نشان داد کشور برای دفاع از منافع خود هم به «میدان» و هم به «مذاکره» نیاز دارد و «خیابان» باید پشتیبان و حامی هر دو باشد.
قدرت دفاعی میتواند هزینه تجاوز را افزایش دهد و دیپلماسی میتواند راه خروج از جنگ را فراهم کند؛ همچنانکه پس از ۸ سال جنگ، قطعنامه ۵۹۸ در نهایت از مسیر مذاکره و اجرای سازوکارهای بینالمللی به آتشبس منتهی شد.
کشور قدرتمند، کشوری است که هم بتواند از خود دفاع کند و هم بتواند در زمان مناسب، با حفظ عزت و منافع ملی، از مسیر دیپلماسی به منازعه پایان دهد.
۸ . مهمترین درس جنگ، ساختن ایران است
دفاع از ایران فقط در میدان جنگ معنا ندارد؛ هر چند زمان جنگ باید مردانه در میدان ایستاد و از سرزمین خویش دفاع کرد؛ همچنانکه تاکنون اینگونه بوده ایم. علاوه بر آن، این روزها دفاع از ایران میتواند در آزمایشگاه یک دانشگاه، در خط تولید یک کارخانه، در کلاس یک مدرسه، در بیمارستان، در مزرعه، در ساخت نیروگاه و زیرساخت، در حفظ محیط زیست، در مبارزه با فساد و ناکارآمدی و در تلاش برای افزایش رفاه و امید مردم، و از همه مهم تر، در حفظ همبستگی ملی و بالابردن تاب آوری اقتصادی و فرهنگی معنا پیدا کند.
اگر نسل جنگ برای حفظ خاک ایران جنگید، نسل امروز باید هم برای حفظ ایران و هم برای ساختن ایران تلاش کند.
ایرانِ قدرتمند فقط ایرانی نیست که از مرزهایش دفاع میکند؛ ایران قدرتمند کشوری است که شهروندانش در آن احساس امنیت، کرامت و امید به آینده دارند؛ اقتصادی توانمند دارد، علم و فناوری را جدی میگیرد، جوانانش فرصت پیشرفت دارند، اختلافات داخلیاش از مسیر گفتوگو مدیریت میشود و در جهان نیز با اتکا به قدرت، منافع ملی و عقلانیت رفتار میکند.
جنگ هشتساله به ما آموخت که امنیت رایگان نیست، استقلال بدون قدرت ملی دشوار است، اختلافات داخلی میتواند سرمایه یک کشور را فرسوده کند، جوانان بزرگترین ذخیره آیندهاند و هیچ ملتی نباید از تقویت توان علمی، اقتصادی و دفاعی خود غافل شود.اما شاید در کنار همه این درسها، یک پیام از همه مهمتر باشد: جنگ نباید مقصد باشد؛ جنگ، اگر تحمیل شد، باید به نبرد با متجاوز پرداخت، او را از کرده خویش، پشیمان ساخت و در عین حال، با عقلانیت و کمترین هزینه انسانی و مادی، جنگ را پشت سر گذاشت، چرا که مقصد نهایی، صلح، امنیت، آبادانی و پیشرفت ایران است.امروز، ۴۶ سال پس از آغاز جنگ هشت ساله، بهترین ادای احترام به نسل دفاع مقدس آن است که ایرانی امنتر، آبادتر، متحدتر و قدرتمندتر بسازیم؛ ایرانی که قدرتش را علاوه بر توان دفاع از خود، در ساختن آیندهای شایسته برای همه فرزندانش نشان دهد و الگویی برای همه جهانیان باشد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: