به گزارش ایلنا، اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت امور خارجه در پیامی در شبکه ایکس، ضمن بازنشر بخشی از مصاحبه یکی از فعالان رسانهای آمریکایی با رئیسجمهور این کشور که نسبت به پیامدهای تجاوز نظامی علیه ایران اظهار بیتفاوتی کرده است، نوشت:
«بالاخره همه میمیریم، پس اهمیتی ندارد.» این جمله، یک اظهار نظر متعارف سیاسی نیست؛ پژواک جهانبینی کالیگولای آلبر کامو است، در همان لحظهای که پوچی وجودی به استبداد بدل میشود - جایی که «گریزناپذیری مرگ» توجیهی برای سلب ارزش از حیات زندگان میشود.
کالیگولا چنین استدلال میکرد که، چون من قرار است بمیرم، پس رنج دیگران اهمیتی ندارد. اما تفاوت جهان امروز با جهان روم باستان، در تفاوت ابزارهای اعمال قدرت است؛ کالیگولا فقط ابزارهای بدوی روم قدیم را داشت، در حالیکه «هیچانگاری مدرن»، زرادخانه عظیمی از سلاحهای کشتار جمعی در اختیار دارد.
بزرگترین خطر ژئوپلیتیک، رهبریای نیست که با واقعیت میرایی خویش مواجه میشود. خطر، در آن نوع حکمرانیای است که «ناگریزی مرگ» را مبنایی برای بیتفاوتی نسبت به درد و رنج انسانها و توجیهی برای سلب حق حیات آدمها میکند.
«همه ما میمیریم» یک واقعیت است؛ اما «پس اهمیتی ندارد» همان جهشی است که هراس وجودی را به سلاح سیاسی مخرب بدل میکند.
آنها که میپندارند میتوانند با کرنش در برابر کالیگولا، او را راضی نگاه دارند، فراموش کردهاند که پوچی و هیچانگاری به هیچ قانون و قاعدهای وقعی نمینهد، و مماشات صرفا زمان قربانی شدن مماشاتکنندگان را جابجا میکند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: