عصر ایران؛ روفیا عابدی (نکته سنج)- خبرگزاری کتاب ایران در نوشتۀ نه چندان بلندی با عنوان اصلی " در جستوجوی سراب کلمات" پرسشی درانداخته که " چرا شهرهای رمانها در واقعیت پیدا نمیشوند" و کوشیده به آن پاسخ دهد حال آن که خود پرسش درست نیست!
نویسنده در توضیح آورده است: "تصور کنید چمدان تان را بستهاید تا پا جای پای شرلوک هولمز بگذارید یا در مه مهآلود خلنگزارهای برونته قدم بزنید، اما وقتی میرسید، میبینید رؤیایی که در سر داشتید با واقعیت روی نقشه همخوانی ندارد. حقیقت این است که مکانهای محبوب ما در کتابها، بیش از آنکه قطعهای از خاک زمین باشند، در کارگاه تخیل خود ما ساخته شدهاند."
خانم الهه شمس در آغاز نوشته است:" شهر باث، منطقه دورست یا هاوورث همگی مقاصد واقعی جهان ما هستند؛ مکانهایی که میتوان روی نقشه انگشت رویشان گذاشت و با قطار به دیدنشان رفت. اما خلنگزارهای وحشی خواهران برونته، باثِ پرزرقوبرق جین آستین یا وسکسِ وهمآلود توماس هاردی، پیش از آنکه خاک و سنگ باشند، استعارههای ادبیاند؛ سرزمینهایی خیالی که هرگز در جهان واقعی به همان شکل که در ذهن تجسم کردهایم وجود نداشتهاند."
به این اشارات هم بسنده نشده و در جای دیگر می خوانیم: " هاردی با دستکاری هوشمندانه نامهای جغرافیایی جنوب انگلستان، قلمرویی تازه بنا کرد. جالب اینجا بود که خوانندگان چنان محو این سرزمین شدند که آن را عین واقعیت پنداشتند؛ تا جایی که در زمان حیات خود نویسنده، راهنماهای گردشگری وسکس به بازار آمد و هاردی را به هراس انداخت که مبادا تمثیلهایش بیش از حد عینی فهمیده شوند. وسکس به تعبیر دقیق خود هاردی، سرزمینی «تا حدی واقعی و تا حدی خوابگونه» بود. جادوی این خواب کاغذی چنان قدرتمند است که در سال ۲۰۲۵، گزارشگر روزنامه گاردین هنوز برای کشف چشماندازهای تخیلی هاردی راهی پیادهروی در دورست میشود."
اما آیا واقعا هیچ یک از شهرهایی که در رُمانها آمده در عالم واقع وجود ندارد؟ با چند مثال نقض میکوشم نشان دهم چنین نیست!
بله. ادبیات و جغرافیا دو مقوله متفاوت از هماند و نویسنده با قلمی قدرتمند فضایی میسازد که برای خواننده واقعی و پذیرفتنی باشد اما به لطف صنعت سینما و فیلم، رمانها و داستانهای خواندنی به تصویر کشیده شدند چندان که یکی از مکانهای دیدنی لندن در حال حاضر خیابان بیکر شماره ۲۲۱۸ است: خانه شرلوک هولمز.
اتفاقا مکان های واقعی در ادبیات کم نیستند. یک نمونه " دُن آرام" نوشته شولوخوف که جایزه ادبی سال 1965 را برد و یک بار با ترجمۀ محمود اعتماد زاده ( بهآذین) به پارسی برگردانده شده و نوبت بعد احمد شاملو ترجمه متفاوتی با بهره از زبان و نوواژگان خاص خود ارایه داد و وقتی منتشر شد دیگر در این جهان نبود. ماجراهای آن در اطراف رود " دن" اتفاق افتاده. رود دن، تخیلی است یا واقعی؟
در"رنجهای ورتر"نوشته " گوته" اکثر مکانهای کتاب- حتی نیمکتی که زیر درخت دهکده است- وجود داشت.
کازانتزاکیس در کتاب گزارش به خاک یونان می گوید که جنگ های بین ترک ها و مسیحیان در جزیره کرت یونان را دستمایه اصلی کتاب یا مرگ یا آزادی کرده است.حوادث و مکان ها وجود داشتند.
جک لندن در اکثر آثارش تجربههایش از مکان های واقعی را به رشته تحریر در آورده است.
هانری تروایا در کتاب داستایوفسکی اشاره می کند که همه مکان ها و وقایع با دقت و جزییات آورده شده است .
بهروز بوچانی در کتاب " هیچ دوستی به جز کوهستان" که برنده چند جایزه شد صفحه به صفحه به توصیف مکانی پرداخته که در آن زندگی متفاوتی را تجربه کرده است.
داستایوفسکی در " خاطرات خانه اموات" با تسلط کامل بر قلم به شرح جزییات دوران تبعیدش می پردازد نه تلخ نه بیتفاوت!
حتی دانته در کتاب برزخ با اینکه فضایی کاملا تخیلی را به تصویر میکشد اما برخی از شخصیتها را با همان منصبی که داشتند در کتاب معرفی می کند.
اثر معروف جیکیرولینگ ( هری پاتر) که ذیل رئالیسم جادویی قابل توصیف است در مکان های واقعی اتفاق می افتد:خیابان چرینگ کراس، یا پرایوت درایو پلاک ۴ در یورک شایر که آن هم جزء مکانهای دیدنی انگلستان شده است.
هر چند که نویسندگان با قدرت قلم به فضاسازی مکانی میپردازند که بستری باشد برای قهرمانان کتاب اما لازمه پذیرش یک اثر بیشتر از جغرافیای واقعی عقاید و نگارش نویسنده است که مخاطب را تا انتهای کتاب همراه خود می کند و در نهایت آن قدر خواندنی می شود که حتی فیلمسازان آن مکان را ساخته و طرفداران را برای دیدن آن دعوت میکنند مانند دیزنی یا ارباب حلقه های تالکین.
این را هم خارج از متن اصلی بیفزایم که دیدم کانال "عرصههای ارتباطی" که به عنوان کانال رسمی دکتر یونس شُکرخواه - استاد ارتباطات و از پیش قراولان آموزش و معرفی روزنامهنگاری اینترنتی در ایران- شناخته می شود گزارش خبرگزاری کتاب ایران ( ایبنا) دربارۀ واقعی نبودن مکانها در رُمانها را بازنشر کرده حال آن که روزنامهنگاران با واقعیت سر و کار دارند و اگر بدانند که شهرها و مکانهای جغرافیایی در رُمانها هم برگرفته از واقعیت است تا تخیل یا بیشتر چنین است به روایت واقعیت علاقه مندتر میشوند و گمان میکنم جناب استاد با توجه به مصادیق ذکر شده در بالا بر این نظر صحه بگذارند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: