صنعت سینما سالها است که بر پایه الگوهای سنتی سرمایهگذاری اداره میشود، اما حضور زنان در جایگاههای کلیدی ساخت فیلم همواره یکی از مباحث جنجالی و چالشبرانگیز در هالیوود بوده است.
به گزارش ایسنا، صنعت فیلمسازی به عنوان یکی از پردرآمدترین و پرریسکترین بخشهای اقتصادی در جهان شناخته میشود. در این میان، نحوه تقسیم و تخصیص سرمایه به پروژههای مختلف نقشی تعیینکننده در سرنوشت مالی استودیوها دارد. با این حال، سالها است که حضور زنان در بخشهای کلیدی تولید، بهویژه در نقشهای نویسندگی و کارگردانی، با محدودیتهای فراوانی روبهرو بوده است. شناخت این موضوع که چه کسانی ایدههای اولیه فیلمها را مینویسند و چه کسانی هدایت پروژهها را به دست دارند، برای فهم رفتار بازار سینما ضروری است.
ضرورت انجام پژوهش در این حوزه از آنجا ناشی میشود که نادیده گرفتن استعدادها یا محدود کردن منابع به گروهی خاص میتواند فرصتهای بزرگ اقتصادی را از سرمایهگذاران سلب کند. درک اینکه آیا تصمیمگیریهای مالی در استودیوهای فیلمسازی واقعاً بر مبنای منطق اقتصادی و کارایی سرمایه صورت میگیرد یا تحت تأثیر ترس از ریسک و عادتهای گذشته است، اهمیتی حیاتی دارد. از این رو، بررسی دقیق پیوند میان عوامل سازنده فیلمها و میزان موفقیت گیشهای آنها به یک نیاز مهم در تحلیلهای سینمایی تبدیل شده است.
در همین راستا، آنیا هوویلر، پژوهشگر دانشگاه یوهانس گوتنبرگ ماینتس در کشور آلمان، دست به انجام مطالعهای جامع زده است تا کارآمدی سرمایهگذاریها و میزان سودآوری تولیدات سینمایی را بر اساس جنسیت نویسندگان و کارگردانان مورد ارزیابی قرار دهد.
این پژوهش بر روی یک مجموعه داده بزرگ شامل نزدیک به ۲۰۰ هزار عنوان فیلم اکرانشده در بازه زمانی سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۲۳ انجام شده است که آثار سینمایی و غیرسینمایی را در بر میگیرد. همچنین برای تحلیلهای دقیقتر مالی، زیرمجموعهای شامل بیش از ۴۲۰۰ فیلم که اطلاعات بودجه تولید و میزان فروش جهانی آنها به طور کامل ثبت شده بود، استخراج شد و مورد سنجش قرار گرفت.
یافتههای این مطالعه نشان میدهند آثاری که فیلمنامه آنها توسط زنان نوشته شده، ولی کارگردانی آنها بر عهده مردان بوده است، در مقایسه با فیلمهایی که تمامی این نقشها در دست مردان بوده، با وجود داشتن بودجههای مشابه، ۳۴ درصد سود میانه بالاتری کسب کردهاند. همچنین نرخ بازگشت سرمایه در این دسته از فیلمها ۲۵ درصد بیشتر بوده است که نشاندهنده کارایی بالاتر سرمایه و درآمدزایی بیشتر در برابر هزینهها است. علاوه بر این، فیلمهایی که در هر دو بخش نویسندگی و کارگردانی از حضور زنان بهره بردهاند، با وجود داشتن تقریباً نصف بودجه فیلمهای مردانه، به همان میزان بازگشت سرمایه دست یافتهاند.
از سوی دیگر، نتایج که در نشریه بینالمللی Frontiers in Communication منتشر شدهاند، حاکی از آن هستند که تغییرات در طول سه دهه بسیار کند بوده و سهم فیلمهایی که حداقل یک زن را به عنوان کارگردان یا فیلمنامهنویس داشتهاند، از ۲۱.۵ درصد در سال ۱۹۹۴ تنها به ۲۹.۴ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است؛ یعنی بعد از ۳۰ سال هنوز کمتر از یک فیلم از هر سه فیلم شامل حضور زنان در این نقشها است. در میان فیلمهای با بودجههای بسیار کلان نیز تسلط مردان چشمگیر بوده است؛ به طوری که در بالاترین سطح بودجهها (یک درصد بالای جدول)، هیچ اثری با کارگردانی یک زن وجود نداشته است.
پژوهشگران بر این باورند که گرایش مدیران استودیوها به همکاران آشنا و روشهای سنتی به منظور فرار از ریسک و عدمقطعیت بالا در تأمین مالی فیلمها، عامل اصلی پایداری این وضعیت است. این تمایل به محیطهای آشنا باعث میشود که تصمیمگیرندگان حتی در برابر شواهد اقتصادی نیز به روالهای قبلی پایبند بمانند. به عقیده محقق این مطالعه، برای تغییر پایدار، لازم است ورود زنان به فرآیندهای استخدام و بودجهریزی به عنوان یک رویه استاندارد نهادینه شود تا تصمیمات سرمایهگذاری با نتایج مالی واقعی همراستا شوند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: