هادی مقدمدوست کارگردان و فیلمنامهنویسدر گفتوگو با خبرنگار ایلنا،با اشاره به دو کارکرد فیلم کوتاه گفت: فیلم کوتاه از یک سو میتواند «مشق فیلمسازی» باشد؛ یعنی فیلمساز آموختههای خود از سینما و فیلمسازی را در قالب ساخت یک فیلم تمرین کند و از سوی دیگر، میتواند بهعنوان یک اثر هنری مستقل ساخته شود.
او افزود: فیلم کوتاه عرصه تجربه کردن و یادگیری است و فیلمساز در این قالب میتواند هم در حوزه زبان سینما و مسائل فنی و هم در زمینههای اجرایی و مدیریتی فیلمسازی تجربه کسب کند. کارگردان در عین حال که یک هنرمند است، مسئول اداره یک گروه و تولید یک فیلم نیز محسوب میشود و فیلم کوتاه فرصت تجربه همه این عرصهها را فراهم میکند.
این کارگردان با بیان اینکه تجربه فیلم کوتاه تنها به تبدیل فیلمنامه به فیلم محدود نمیشود، توضیح داد: فیلمساز در این مسیر با دشواریهای فیلمسازی، مسائل صحنه، پیشتولید و پستولید و حتی رابطه با تهیهکننده و عوامل مواجه میشود و این تجربهها در نهایت به مهارت تبدیل میشوند.
مقدمدوست ادامه داد: فیلم کوتاه، عرصه ماهر شدن فیلمساز است و اگر فیلمسازی قصد داشته باشد به سمت ساخت آثار بلندتر و سینمای حرفهای برود، تجربه ساخت فیلم کوتاه میتواند او را برای ورود به این مسیر آماده کند.
او درباره تجربه شخصی خود از فیلم کوتاه نیز گفت: هنوز تجربههایی که در نخستین فیلم کوتاه و کلاس فیلمسازی داشتهام در خاطرم مانده است. در همان تجربههای ابتدایی، نکاتی درباره نما، تدوین، دکوپاژ، ایجاد ضربآهنگ و حالوهوای فیلم آموختم که همچنان در ذهنم تثبیت شده و تلاش میکنم این تجربهها را ارتقا دهم.
مقدمدوست درباره ویژگیهای لازم برای ساخت یک فیلم ۱۰۰ ثانیهای موفق نیز بیان کرد: اصلیترین نکته، خلاقیت برای روایت کردن در زمان محدود است. فیلمساز ۱۰۰ ثانیه زمان دارد که روایت خود را انجام دهد و باید در همین محدوده عملکردی خلاقانه داشته باشد.
او با تأکید بر اینکه ۱۰۰ ثانیه الزاماً زمان کمی نیست، گفت: باید ابتدا باور کنیم که ۱۰۰ ثانیه زمان کمی نیست. عملکرد خلاقانه در این زمان محدود میتواند باعث شود مخاطب احساس نکند با روایتی عجولانه و شتابزده مواجه است.
این کارگردان افزود: عمل کردن در زمان محدود به معنای با عجله عمل کردن نیست، بلکه به معنای درک محدودیت زمان است. فیلمسازی که در فیلم ۱۰۰ ثانیهای تجربه کرده باشد چگونه در یک محدوده زمانی مشخص خلاقانه عمل کند، در زمانهای طولانیتر نیز میتواند مفهوم محدودیت زمان و ضرورت عملکرد خلاقانه را بهتر درک کند.
او در توصیهای به جوانانی که میخواهند مسیر خود را از فیلم کوتاه آغاز و وارد سینمای حرفهای شوند، گفت: باید کلیشهها را بشناسند و از آنها پرهیز کنند و اگر به کلیشه روی میآورند، دلیل آن را بشناسند تا بتوانند در برابر کلیشه مقاومت کنند.
مقدمدوست ادامه داد: هر زمان هنرمند دست از کلیشه بردارد، خلاقیتش فعال میشود؛ اما اگر به دلیل نگرانیهایی مانند موفقیت به کلیشه متکی شود، خلاقیت او غیرفعال خواهد شد.
او همچنین بر اهمیت ایدهیابی بر اساس حساسیتهای شخصی تأکید کرد و گفت: ایدهیابی بر اساس فیلمهای موفق یا اتفاقاتی که قبلاً موفق بودهاند، میتواند خلاقیت را غیرفعال کند، اما اگر فیلمساز بر اساس حساسیتهای شخصی خودش ایدهیابی کند، مسیر خلاقیت برای او فعال میشود.
این فیلمنامهنویس در ادامه توصیه خود به فیلمسازان جوان را اینگونه خلاصه کرد: «کاشف باشید.»
مقدمدوست درباره استفاده از هوش مصنوعی در فیلمسازی نیز گفت: نباید به هوش مصنوعی تکیه کرد، زیرا تکیه کردن به آن باعث میشود هنرمند مسیر تجربه کردن و ورزیده شدن را از دست بدهد.
او افزود: هوش مصنوعی بر اساس دادههای بزرگی که محصول خلاقیت انسان است، پردازش انجام میدهد و نتیجهای در اختیار هنرمند قرار میدهد. تفاوت هوش مصنوعی با انسان هنرمند این است که هوش مصنوعی کاشف نیست؛ بلکه پردازشگر دادههایی است که در اختیارش قرار گرفته است.
مقدمدوست در عین حال استفاده از هوش مصنوعی بهعنوان دستیار را قابل توجه دانست و گفت: میتوان از هوش مصنوعی بهعنوان یک دستیار حرفهای و هوشمند استفاده کرد و رابطه با آن را مانند یک دستیار مجازی در نظر گرفت.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: