به گزارش ایلنا، در متن نامه سرگشاده رحمتاله بیگدلی به رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور درباره هتک حرمت و تهدید به قتل دکتر حسن روحانی آمده است،
رئیس محترم قوه قضائیه و دادستان محترم کل کشور
سلام علیکم
اخیرا فردی ملبس به لباس روحانیت در ملأ عام و در مقابل دوربین با تهدید حجتالاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی پیشین ایران به قتل میگوید:
«ما نمیتوانیم حسن روحانی را محاکمه کنیم، ولی میبریمش استخر؛ میدانی که درباره چی حرف میزنم؟!»
او در کلیپی دیگر با عباراتی سخیف به ناموس و خانواده دکتر روحانی توهین میکند!
این دیگر نقد سیاسی نیست؛ هتک حرمت و تهدید علنی به قتل است. نقد اگر تند و گزنده هم باشد باید در چارچوب قانون و اخلاق عمومی صورت گیرد، اما تهدید به قتل و تعرض به حرمت خانواده از جنس دیگری است و نمیتوان آن را با عنوان اختلاف سیاسی، نقد و شوخی توجیه کرد.
عبارت «میبریمش استخر» با جمله «میدانی درباره چی حرف میزنم» در عرف سیاسی ایران پس از درگذشت آیتالله هاشمی رفسنجانی بار معنایی معیّن یافته است.
اظهارات این فرد دال بر یکی از سه معناست؛ یا مدعی است که شخصا در ترور آیتالله هاشمی رفسنجانی نقش داشته یا اینکه تلویحا جمهوری اسلامی را به چنین جنایتی متهم میکند یا اینکه هدفش بذلهگویی است، ولی در هر سه صورت سخنان او تبعات ناگواری دارد؛ زیرا موجب ایجاد شبهه و تشویش اذهان عمومی میشود!
ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی، تهدید به قتل یا ضرر نفسی و شرفی را جرم دانسته است حتی اگر قتل واقع نشده باشد.
البته این سخنان دلیل بر قتل آیتالله هاشمی رفسنجانی نیست، اما آنقدر گستاخانه است که نیازمند تحقیق است. رسیدگی قضایی نیز برای همین است که میان واقعیت، ادعا، شایعه و تهدید تفکیک شود.
اگر گوینده اطلاعاتی دارد باید منشأ آن را بگوید!
اگر تهدید کرده باید متحمل مجازات تهدید بشود!
و اگر دروغ پراکنده باید عنوان نشر اکاذیب و تشویش اذهان و مجازات این جرم را تحمل کند.
همچنین استفاده از عبارات موهن برای هتک حرمت خانواده و ناموس یک شخص با هر گرایش سیاسی از دایره نقد خارج است. اختلاف سیاسی هرگز مجوز تعرض به حرمت اشخاص و خانواده آنان نیست و انتظار از دستگاه قضایی این است که در چنین مواردی، فارغ از گرایش سیاسی افراد، یک معیار واحد را اعمال کند.
لباس روحانیت نیز سپر جرم نیست. آییننامه دادسراها و دادگاههای ویژه روحانیت رسیدگی به جرائم روحانیون و اعمال خلاف شأن آنان را در صلاحیت این مرجع گذاشته است. نه لباس باید مانع تعقیب شود، نه رفتار یک فرد باید به پای کل روحانیت نوشته شود و نه صلاحیت دادگاه ویژه باید بهانه بایگانی شدن پرونده گردد.
آزمون عدالت یک پرسش ساده است:
اگر عین همین عبارات درباره مرحوم رئیسی یا یک شخصیت دیگر همسو با ایشان گفته میشد، دستگاه قضا چه برخوردی میکرد؟
قانون نباید بپرسد قربانی اصولگراست یا اصلاحطلب، محبوب حاکمیت است یا مغضوب؛ ملاک، فعل ارتکابی است، نه هویت مجنیعلیه.
از رئیس محترم قوه قضائیه و دادستان محترم کل کشور انتظار میرود دستور فرمایند:
۱. هویت گوینده، اصالت و تمامیت کلیپها احراز و ادله حفظ شود.
۲. عبارت «میبریمش استخر» از حیث ماده ۶۶۹ بررسی شود.
۳. منشأ ادعای مرتبط با درگذشت مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی تحقیق شود.
۴. تعابیر موهن درباره ناموس و خانواده دکتر حسن روحانی رسیدگی شود.
۵. پرونده در مرجع صالح یعنی دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت جریان یابد.
۶. موضوع از حیث اَعمال مغایر با شؤون روحانیت رسیدگی شود.
۷. نتیجه در حدود قانون به اطلاع افکار عمومی برسد.
ملت ایران از قوه قضائیه انتظار نمایش غضب ندارد، ولی انتظار دارد تهدیدی که روبهروی دوربین ادا شده، به «شوخی طلبگی» فروکاسته نشود و قانون درباره آن تعیین تکلیف کند.
اگر این سخنان جرم است، تعقیب کنید؛ اگر جرم نیست، رسما بگویید چرا جرم نیست و زین پس در باره دیگران نیز اینگونه عمل کنید؛ زیرا عدالت زمانی برای مردم قابل باور است که معیار آن درباره اشخاص مختلف تغییر نکند. نام رئیسی یا روحانی نباید سرنوشت پرونده را عوض کند. لباس و جناح نباید جای ماده قانونی بنشیند.
دستگاه قضایی در اینگونه موارد بیش از هر چیز باید نشان دهد که مرجع تشخیص جرم، قانون است؛ نه گرایش سیاسی، جایگاه اجتماعی یا نسبت فرد با قدرت.
آنچه باید تعیینکننده باشد، فقط مُرّ قانون است.
رسول خدا(ص) تبعیض در اجرای قانون را از مهمترین علل نابودی امتهای پیشین برشمرد و امام علی(ع) به یکی از کارگزاران متخلف خود نوشت:
به خدا قسم اگر حسن و حسین همین کاری را میکردند که تو کردهای بر آنان سخت میگرفتم و نمیتوانستند از تصمیم من در امان بمانند تا وقتی که حق را از آنها باز میستاندم و نتایج نامطلوب کارشان را جبران میکردم.
والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق و یسعی لاقامة القسط والعدل
با احترام
رحمتاله بیگدلی
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: