بیشتر فوتبال دوستان مصاحبههای ریز و درشت تصمیم گیران تراکتور -از شخص زنوزی تا مدیرعامل و از خداداد عزیزی تا سخنگوی هیئت مدیره و البته حرفهای خود نکونام در کنفرانس بعد بازی- را شنیدهاند. چه کسی حتی یک جمله در مورد مسائل فنی و نقش آن در این نتیجه شنید؟! اگر ملاک را همان حرف فوتبالیها بگیریم که نیمی از موفقیت یک تیم، به حرفهای بودن تیم بیرون از زمین بستگی دارد، سهم آن نیم دیگر -که بر عهده خود مربیان و بازیکنان است- کجا رفت؟
اصلاً شما بگویید ۷۰ درصد ناکامی تراکتور در ارائه یک بازی خوب و کسب نتیجه مطلوب به خاطر کارشکنی فدراسیون و تبعیض دولت بود -که از بین رفتن امتیاز میزبانی، تحریمهای بینالمللی و شرایط جنگی کشور خارج از عهده فوتبال و فوتبالیهاست- اما باز ۳۰ درصد ماجرا به خود مربی، تاکتیکها، ارنج و تعویضهایش و عملکرد بازیکنان درون زمین برمیگردد، چرا هیچکس، از جمله خود نکونام، کلامی در مورد این مسائل حرف نزد؟!
و حالا از همین جا میشود پی به یک مشکل بزرگ و ریشهای در تراکتور -و سایر تیمهای فوتبال ما- برد؛ پنهان شدن پشت دروغ و فرافکنی! هیچکس سراغ حرفهای قبلی مالک باشگاه تراکتور را نمیگیرد، هنوز لطمه سرپرست تیم و حاشیه هایش درد می کند که مدیرعامل در آستانه بازی حساس با استقلال، در برنامه زنده تلویزیونی حسابهای شخصی خود با مدیرعامل بعد از خود، در باشگاه رقیب را تسویه میکند!
همه به بیرانوند به درستی حمله کردند که با مصاحبهاش تیم را به حاشیه برد، اما چرا کسی نمیگوید بیرانوند از چه کسی یاد گرفته؟ او که اصلا حرف هایش را با اعتراض به حاشیه سازی مدیرعامل شروع کرد که حرف درستی بود! مدیرانی که مثل آب خوردن در گفتگو با رسانهها ادعاهایی میکنند که نه خودشان و نه کس دیگر نمیتواند آن را اثبات کند! هنوز جای آن خوب نشده ادعاهای جدید به میدان میآید!
بلافاصله بعد از مصاحبه بیرانوند، حجت کریمی گفت او برای خسته نباشید گفتن، قبل از اینکه سراغ تیم خودش بیاید به رختکن استقلال رفت! ادعایی که از طرف باشگاه استقلال و خود بیرانوند و بازیکنان تکذیب شد و دیدیم که سنگربان ملیپوش وعده شکایت دوباره از حجت کریمی به دادگاه داد این اتفاق در حالی افتاد که هنوز چند روز از مصاحبه قبلی مدیرعامل تراکتور علیه عضو دیگر هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال نگذشته بود!
کسی که به واسطه سابقهاش در آوردن استراماچونی، حالا نامش در پرونده مربوط به هر تبعه کشور ایتالیا به میان میآید! دیدیم که ادعای حق وساطت ۳۵۰ هزار یورویی در ماجرای گالیاردی نیز توسط رئیس فدراسیون تکذیب شد، تاج گفت نه فقط پولی ندادیم بلکه غرامت هم گرفتیم. خب مدرک و سند چه شد؟ اصلا رییس چطور با چنین هیات رییسه می تواند کار کند؟
نکته اینجاست که امثال حجت کریمی هم تقصیری ندارند، آنها که به عنوان یک مدیر تازه وارد به فوتبال، از روی دست مدیران باسابقهتر یادداشت برمی دارند. آنها که در تمام این دههها همواره مدعی این صندلی هستند و برای نمونه، حتی یکی از وعدههایشان نیز محقق نشده اما باز حاضر نیستند دست از دروغ بردارند. و تا وقتی مدیران پیشکسوت -که این روش را جا انداختهاند- به کار خود ادامه داده و کماکان میروند و برمیگردند، دیگر نمیتوان از مدیران فعلی خرده گرفت!
داستان فقط به استقلال و پرسپولیس و تراکتور و سپاهان هم محدود نمیشود و شامل حال تمام ارکان مدیریتی در فوتبال ماست. هیچکس نمی داند کوپن دروغگویی افراد در فوتبال ایران، کی و کجا تمام میشود و آنها تا کجا میتوانند در نردبان قدرت صعود کنند. بعد از عضویت در هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال و مدیریت در باشگاه های بزرگ و پرطرفدار فقط ریاست فدراسیون فوتبال، میماند! کاش پینوکیو در فوتبال ایران مدیر می شد، البته قبل از آدم شدنش!
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: