هم باید هشیار باشیم و هم هشدار دهیم که تحرکات برخی همسایگان در نزدیکی آبها و جزایر جنوبی، در همراهی با نتانیاهو و روسای نظامی و امنیتی رژیم صهیون، یک موضوع عادی نیست. قبلا درباره امارات متحده عربی و نقشآفرینی شیوخ و مدیران جاهطلب امارات در جنگ و تنش تحمیلی به ایران نوشته بودیم. سفر قبلی نتانیاهو در حساسترین شرایط با استقبال رئیس حکومت امارات و خانوادهاش اتفاق افتاد و علناً اعلام شد که رئیس موساد همراه نخستوزیر صهیونیست بوده و امارات قرار است سامانه گنبد آهنین را از اسرائیل خریداری و در خاک خود نصب کند. قطعاً این فقط یک داستان برای پنهان ساختن اصل ماجرا بود.
اما سفر اخیر رئیس دولت تلآویو را باید یک باج بزرگ به نتانیاهو قلمداد کرد و توطئهای تازه علیه ایران که ممکن است دامنه تنش و جنگی تازه را بر ضد ایران شعلهور کند. پس از حضور بینتیجه بنیامین نتانیاهو در اجلاس سازمان ملل متحد، او به کشورش بازگشت تا انتخابات کنست در هفتههای نزدیک برگزار شود. نشانههای آماری حاکی از شکست ائتلاف راست افراطی و سقوط دولت اوست. اگر نتواند ۶۱ رأی لازم برای ائتلاف و تشکیل مجدد دولت را به دست آورد، طبعاً طبق رأی دیوان کیفری اسرائیل راهی زندان خواهد شد. پس نتانیاهو احتمالا نیازمند یک ماجراجویی تازه خواهد بود و یا یک سناریو که با آن، خود را ناجی مردم اسرائیل و سپر بلای شهروندان نشان دهد. حکام امارات در چنین انزوایی از نتانیاهو استقبال کرده و او را وارد مذاکره و نقشهای کردهاند که باید نسبت بدان هشیار بود و تمام احتمالات را سنجید.
آمریکای ترامپ، قصد دارد ایران را در محاصره دریایی و هوایی و تحت فشار اقتصادی و سیاسی شدید، همراه با تبلیغات گسترده، وادار به تسلیم شدن یا پذیرش شروط این کشور نماید. اما اهداف اسرائیل فراتر است و همه میدانیم که ایده تضعیف یا تجزیه ایران، همواره برای رهبران و مدیران و استراتژیستهای صهیونیست، در دستور کار قرار داشته است. امارات متحده عربی البته انگیزههای دیگری هم دارد و آن را میتوان در هفت مورد برشمرد:
۱ـ تبدیل شدن به قدرت اول اقتصادی و دروازه مالی و پولی خاورمیانه
۲ـ تضعیف هژمونی ایران به مثابه یک قدرت اقتصادی، جغرافیایی و نظامی
۳ـ داشتن دست برتر در رقابت با عربستان و شرکای عرب آن کشور
۴ـ اشغال جزایر سه گانه و بیش از آن، با تحریک اسرائیل به یک حمله ویرانگر و واردکردن ایالات متحده در جنگ با ایران
۵ـ وابسته ساختن اقتصاد ایران از نظر کالا و ارز به دبی و شارجه و دیگر شهرها و بنادر امارات
۶ـ دورساختن ترکیه و پاکستان از منطقه و عدم مشارکت گسترده اقتصادی و نظامی آن کشورها در منطقه عربی خلیجفارس و دریای سرخ
۷ـ کاهش نقش قطر و فلسطین و دورساختن مسائل جنبش فلسطینی از همسایگی خود و درگیر نشدن در دردسرهای احتمالی نظامی، امنیتی و مالی آن
به این ترتیب، ممکن است پایگاه سوم اسرائیل، پس از سلیمانیه در عراق و باکو در جمهوری آذربایجان، از شمال و غرب ایران، در جنوب هم تثبیت شود. این پایگاه میتواند مقر فرماندهی موساد علیه ایران و متحدان در ساختار مقاومت باشد. کما اینکه هم اکنون بحث اتحادیه نظامی گسترده برای حمله به حوثیهای یمن و جلوگیری از پیشروی آنان، سپس بازپسگیری مناطق فتح شده، مطرح است. تردید نکنید که این مسأله تنها به پیمان نظامی سهجانبه عربستان ـ ترکیه ـ پاکستان مربوط و ختم نمیشود. پای اسرائیل و آمریکا هم بدان کشیده خواهد شد و در آن صورت هزینههای هنگفت آن را امارات وعربستان تقبل خواهند کرد.
ایران با وجود مشکلات بسیار زیاد، باید هشیاری و آمادگی امنیتی و دفاعی خود را حفظ کند. اما در این مرحله کافی نیست و باید سطح هر دو را بالاتر از قبل با هشیاری بیشتر برقرار سازد. در مسائل داخلی نیز با زبان تند و تیز یا فاقد ملاحظه و سنگین نباید با مردم سخن گفت. امور سلبی را باید برای پس از مدافعه و رفع خطر و دفع جنگ و زمان صلح مطرح کرد.
امروز که مردم با سختترین محاصره ضدانسانی دشمنان روبرو هستند و پیرو و جوان و کودک، شهری و روستایی، همه و همه درگیر رنج بیپایان شدهاند و لازم است دست در دست هم در مقابل توطئه و حمله و هجوم دشمن ایستادگی کنند، چرا باید هر روز یک عده را آزرد؟ چرا باید در داخل کشور یک گروه را دشمن انگاری کرد و به جای دشمن خارجی، آنها را مورد اهانت قرار داد و تهدید به محاکمه و نفی بلد کرد؟ در حالی که از ایرانیان شریف در خارج کشور میخواهیم بازگردند، چگونه در داخل اجازه این رفتارها داده میشود؟
ضرورت برخی آزمودهها که قبل از جنگ ۱۲ روزه و در ماهها و هفتههای منتهی به جنگ رمضان، موجب خشم و نارضایتی جمعی از مردم شد و تبلیغات گسترده علیه کشور و نظام و دولت صورت گرفت نیز، باید برای خردمندان و مدیران خبیر کشور، به ویژه سران سه قوه روشن شده باشد. رهبر شهید، زمانی فرموده بودند اکنون از برخی مسائل گذر کردهایم و مسائل و اهداف بزرگتر در پیش است.
در حال حاضر، کیان ایران و بزرگترین مخاطره و محاصره مقاومت ملی و شاید جنگی بزرگ در راه باشد. پس هر تصمیمی میتواند بر ذهن و روان و جهتگیری انبوه شهروندان تاثیر اساسی بگذارد. شهروندان ایران فقط یک جماعت خاص نیستند، تمام ساکنان این مرز و بوم هستند و آنان میتوانند دیوار محکم برای اتکای نظام و پشتیبانی پیروزی نظامیان باشند.
مسأله آخر اینکه دیپلماسی همچنان درجریان است و اکنون دیگر بر همگان آشکار شده که توازی جنگ و مذاکره، امری معقول و کاملا لازم است. هیچ دولت و ملتی نمیتواند تا ابد درگیر منازعه باشد و با شعارهای تند و درگیری طولانی مدت به اهداف و منافع خود دست یابد. باید افسران و سربازان دانا و شجاع و امکان دیپلماسی فعال و مذاکرهکنندگان خبیر و مسلط داشته باشد. اگر دست هر کدام از این دو گروه بسته باشد یا مانعی در راه آنها نهاده شود یا خدای ناکرده تحقیر و تهدید شوند، کشور دچار بنبست خواهد شد و پیروزیها به افت و زیان یا خدای نکرده به شکست خواهد انجامید.
خداوند ایران نگهبان میهن باد
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: