بَستاگشت، پیادهگردی، تله گردشگری، حاضرسفر، چمدانبَر و سفرشیفتگی از جمله واژههای مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاحات گردشگری است.
به گزارش ایسنا، گروه واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به مناسبت روز جهانی گردشگری، چند واژۀ مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی را به اشتراک گذاشته است.
بَستاگشت: package tour, package holiday
گشتی دربرگیرندۀ همۀ خدمات سفر از جمله نقلوانتقال و اقامت و امکانات رفاهی و گاه خوراک که گشتپرداز آن را یکجا میفروشد.
پادگردشگری: anti-tourism
مفهومی که در ابتدا ناظر بر مخالفت با گردشگری و گردشگران بود، ولی امروز بیشتر تأکید بر پیامدهای منفی زیستمحیطی و اجتماعی ـ فرهنگی آن دارد.
پذیرشگر: receptionist
شخصی که امور پذیرش مهمانان مهمانخانه/ هتل را بر عهده دارد.
پرندهنگری: bird watching
تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی
پیادهگَردی: hiking
نوعی پیادهرَوی به قصد گردش و لذت بردن از مناظر در مسیرهای روستایی یا مناطق کوهستانی
تلۀ گردشگری: tourist trap
مکانی که گردشگرها را جذب و سپس آنها را ناچار به پرداخت پول زیاد بابت خدمات ناکافی و نامناسب ارائهشده میکند.
چمدانبَر: porter
شخصی که چمدان و بار و بُنۀ مسافران را در فرودگاهها و ایستگاههای قطار و مهمانخانهها حمل میکند.
حاضرسفر: go-show
مسافری که جای خود را ذخیره نکرده است، اما در هنگام حرکت وسیلۀ نقلیه چنانچه جای خالی وجود داشته باشد سوار میشود.
دریاگردی ناوگانی: flotilla sailing holiday
سفری برنامهریزیشده با دستهای از قایقهای تفریحی که در مقایسه با سفرهای شخصی امنیت بیشتری دارد.
دهگشت: village tour
گشتی که در آن گردشگران با زندگی روستایی و طبیعت آشنا میشوند.
سفرشیفتگی: wanderlust
علاقۀ مفرط به دیدار از مکانها یا آشنایی با فرهنگهای جدید و کلاً ناشناختهها
مهمانبَر: bellboy, bellhop
شخصی که مهمانان را به اتاقهایشان هدایت میکند و حمل چمدانها و انتقال پیامهای آنها را بر عهده دارد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: