دوشنبه 30 شهریور 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

چرا ترامپ از خرید گرینلند منصرف شد؟

15:02 - 1405/06/30 سیاسی
1145کلمه 6 دقیقه
چرا ترامپ از خرید گرینلند منصرف شد؟
به گزارش اطلاعات آنلاین
تهدیدهای پیشین مبنی بر الحاق گرینلند به آمریکا، اشتباهی پرهزینه برای دیپلماسی واشنگتن بود و در نهایت ترامپ از این ایده منصرف شد. توافق دفاعی جدید با دانمارک و گرینلند گامی مثبت است.

روزنامه دنیای اقتصاد نوشت:توافق دفاعی جدید میان واشنگتن، دانمارک و گرینلند گامی رو به جلو به شمار می‌آید، اما تهدیدهای پیشین مبنی بر الحاق این سرزمین، اشتباهی پرهزینه برای دیپلماسی آمریکا بود.


امروز منطقه قطب شمال برای ایالات متحده و متحدانش جای امن‌تری به نظر می‌رسد و در نگاه نخست، اعتبار این وضعیت به پای دونالد ترامپ نوشته می‌شود که همواره خود را مرد صلح معرفی کرده است.


او در عمل سایه تهدیدبه تهاجم قریب‌الوقوع را از سر گرینلند برداشته است، جزیره پهناور و نفوذپذیری که دژ دیده‌بانی ناتو در شمالی‌ترین عرض‌های جغرافیایی به شمار می‌رود.


در افق بلندمدت، توافق دفاعی جدیدی که میان دولت ترامپ، دانمارک و گرینلند رونمایی شد، پیشرفتی نسبی در مقایسه با معاهدات پیشین است.


این توافق، تقویت حضور نظامی آمریکا در این جزیره و مهار نفوذ رقباییچون چین و روسیه در خاک گرینلند را برای واشنگتن هموارتر می‌کند.


به گزارش اکونومیست این پیمان قرار است در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک به امضای طرف‌ها برسد. با این حال، ترامپ نباید به خاطر این اقدام در انتظار دریافت مدال افتخار یا جایزه صلح نوبل باشد.


واقعیت این است که سایه تهدید را شخص او با لفاظی‌های مربوط به الحاق اجباری جزیره در صورت ناکامی در خرید آن، بر گرینلند گسترانده بود. در فضای سرشار از بدبینی سیاست بین‌الملل، اینکه سخنان جنگ‌طلبانه صرفاً در حد بلوف باقی بماند مایه آسودگی خاطر است، اما بی‌تردید، پاداشی به همراه ندارد.


این توافق حتی بر اساس معیارهایی که خود ترامپ در گذشته اعلام کرده بود، نوعی عقب‌نشینی محسوب می‌شود. او بارها و از جمله در جریان سخنرانی جنجالی خود در اجلاس داووس، حضور چنددهه‌ای آمریکا در گرینلند را با منطق یک فعال حوزه املاک تحلیل کرد.


او در مجمع جهانی اقتصاد، هری ترومن را به خاطر بازگرداندن گرینلند به دانمارک در پایان جنگ جهانی دوم سرزنش کرد، تصمیمی که اشغال نظامی آمریکا برای ممانعت از نفوذ آلمان نازی را خاتمه داده بود. ترامپ در آن مقطع با طعنه به تصمیمات گذشته و با متهم کردن دانمارک معاصر به ناسپاسی، اصرار داشت که واشنگتن باید سند مالکیت گرینلند را به طور تمام‌ و کمال در اختیار بگیرد.


او مدعی بود در زمان بروز جنگ، هیچ کشوری تمایلی به دفاع از یک ملک استیجاری یا مجوزی موقت ندارد.


با این همه، رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا نیز بی‌دغدغه نبوده‌اند. در سال ۱۹۴۶، مقامات دولت ترومن و فرماندهان ارتش گرینلند را چنان دارای اهمیت راهبردی می‌دانستند که خرید آن به قیمت ۱۰۰ میلیون دلار طلا (معادل حدود ۱.۷ میلیارد دلار امروز) یا معاوضه بخش‌هایی از آن با آلاسکا را به طور جدی مد نظر قرار دادند.


پس از مخالفت دانمارک، واشنگتن در دوران جنگ سرد به توافقی تن داد که بر اساس آن می‌توانست با هماهنگی و مشورت با کپنهاگ، پایگاه‌های خود را در این جزیره حفظ کند. ترومن و جانشینانشدوری از جاه‌طلبی‌های ارضی و زمین‌خواری‌های استعماری را برای وجهه بین‌المللی آمریکا ارزشمندتر می‌دانستند.


امروز اما کاخ سفید میزبان رئیس‌جمهوری است که با ادبیاتی نامتعارف از تسخیر اراضی، از نیمکره غربی گرفته تا خاورمیانه سخن می‌گوید.


خوشبختانه برای سایر کشورها، این رویاپردازی‌ها تاکنون در حد تصاویر ساختگی هوش مصنوعی از اهتزاز پرچم آمریکا بر فراز سرزمین‌هایدوردست باقی مانده است. در پرونده گرینلند نیز ترامپ در نهایت به اصلاح بندهایی از توافق‌های اجاره‌ای پیشین بسنده کرد و ادعای مالکیت را در سکوت کنار گذاشت.


ترامپ اکنون توافق جدید را تحقق رویایی دیرین خوانده و مدعی شده است که واشنگتن امنیت و تمامی نیازهای گرینلند را به شکلیدائمی زیر نظر دارد.


او همچنین تاکید کرده که گسترش حضور نظامی آمریکا در این منطقه هیچ هزینه‌ای برای واشنگتن نخواهد داشت، هرچند روشن نیست پشتوانه این ادعا چیست، زیرا دانمارک به عنوان کشوری شش میلیون نفری توان یا تمایلی برای پرداخت هزینه‌های پایگاه‌های قطبی ارتش آمریکا ندارد.


با تمام این اوصاف، به سرانجام رسیدن این توافق نکته‌ای حائز اهمیت است. این موضوع با مذاکرات فرسایشی در پرونده‌های دیگر نظیر اوکراین، ایران و غزه که ترامپ آنها را به معتمدان خود در حوزه املاک مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر سپرده بود، تفاوت دارد.


رویکرد این افراد بر این فرض استوار است که منازعات سیاست خارجی اساساً دعواهایی بر سر زمین و منابع هستند و با اعطای منافع اقتصادی حل می‌شوند.


در ابتدا نیز محافل نزدیک به ترامپ پیوسته از منابع غنی نفت و مواد معدنی در دل خاک‌های منجمد گرینلند دم می‌زدند و هشدارهای فنی درباره هزینه‌های هنگفت این عملیات را نادیده می‌گرفتند.


اما متن نهایی این معاهده نه از دل آن محاسبات، بلکه از مسیر ماه‌ها دیپلماسی دقیق و چراغ‌خاموش با نظارت مارکو روبیو و معاونش مایک نیدهام تدوین شد.


در طول این روند، ترامپ اظهارنظرهای لحظه‌ای خود را متوقف کرد و دیگر سخنی از سودهای میلیارد دلاری به میان نیامد. گویی روبیو با تأکید بر اینکه این پیمان نگرانی‌های امنیت ملی آمریکا در گرینلند را به صورت کامل و دائمی مرتفع ساخته است، از ترامپ خواست این دستاورد حرفه‌ای را بپذیرد و از این پرونده عبور کند.


با وجود این، تنش‌های رخ‌داده آسیب عمیقی به مناسبات واشنگتن و اروپا وارد کرده است. دانمارکی‌ها که تا همین اواخر از وفادارترین هم‌پیمانان آمریکا در قاره سبز بودند، اکنون با نگاهی سراسر تردید به این ائتلاف می‌نگرند، به گونه‌ای که در نظرسنجی‌های اخیر تنها بخش ناچیزی از افکار عمومی دانمارک، آمریکا را یک متحد قلمداد کرده‌اند.


دولت دانمارک حتی آمادگی خود را برای بررسی مشارکت در چتر بازدارندگی هسته‌ای فرانسه، در کنار دیگر شرکای اروپایی، اعلام کرده است؛ تصمیمی که تا چند سال پیش برای این کشور اقیانوس‌گرا کاملاً ناممکن به نظر می‌رسید.


بحران گرینلند پایتخت‌های اروپایی را به کاهش وابستگی به آمریکای غیر قابل‌ پیش‌بینی ترغیب کرده است، تا جایی که رهبران منطقه اسکاندیناوی نیز اذعان می‌کنند چنین رفتارهایی بهترین مشوق برای نوسازی صنایع دفاعی بومی اروپا و بازنگری در خرید تسلیحات آمریکایی است.


با پایان احتمالی دوره ترامپ نیز آثار این لطمات از میان نخواهد رفت. موضع‌گیری تند جی‌دی ونس در مقام معاون رئیس‌جمهور که دانمارک را متحدی ناکارآمد خواند، خشم مردم این کشور را برانگیخت، مردمی که تلفات سنگین نیروهای نظامی خود در کنار آمریکایی‌ها در جنگ‌های افغانستان و عراق را به یاد دارند.


این رویداد درسی تلخ به همراه داشت: نسل آینده سیاستمداران آمریکا، کهنه‌ سربازانی چون ونس را در خود جای داده است که اساساً مداخلات گذشته موسوم به جنگ علیه تروریسم را فاجعه‌بار دانسته و هیچ حس وفاداری به همبستگی‌های پیشین نشان نمی‌دهند.


نیازهای نظامی واشنگتن به پایگاه‌های قطبی و نیاز متقابل اروپا به حمایت آمریکا برای بازدارندگی در برابر روسیه، این تنش مقطعی را فرونشاند، اما این طعنه که چرا واشنگتن باید از خاک دیگران دفاع کند، به این سادگی فراموش نخواهد شد.


پیوندهای دو سوی اقیانوس اطلس روز به‌ روز سردتر و مبتنی بر بده‌بستان‌های کوتاه‌مدت می‌شود. ترامپ تمایل داشت گرینلند بخشی از میراث دوران ریاست‌ جمهوری‌اش باشد و در نهایت نیز چنین خواهد شد، هرچند نه آن‌گونه که در ذهن تصور می‌کرد.


📡منبـع خبـر: www.ettelaat.com

اطلاعات آنلاین

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/zKDbO3



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار