ایسنا نوشت: اسماعیل میرفخرایی، از پیشگامان برنامهسازی و به ویژه برنامههای علمی تلویزیون، سالهاست از اجرا فاصله گرفته است. محمدفواد صفاریانپور در روزهایی که با تولد میرفخرایی همزمان است، از تأثیر ماندگارش میگوید و او را تولیدکننده خرد میداند و ۱۰ سال محدودیت کاریاش را فاجعهای برای رسانه میخواند.
شاید مخاطبان جوان تلویزیون، چهره اسماعیل میرفخرایی، تهیهکننده و مجری قدیمی رادیو و تلویزیون، را به یاد نیاورند؛ اما بیگمان نامش را شنیدهاند. میرفخرایی از سال ۱۳۴۵ کار خود را به عنوان مجری و تهیهکننده برنامههای علمی در رادیو و تلویزیون آغاز کرد؛ مجموعهای به نام «دانش» که از نخستین برنامههای علمی تلویزیون ایران به شمار میآید.
حالا این چهره سرشناس، سالهاست از تلویزیون و اجرا در آن فاصله گرفته است. در سالروز تولدش، در ویدئویی که اخیرا از او منتشر شده، با این پرسش روبهرو میشود که گویا دوست ندارد کسی تولدش را تبریک بگوید؛ اما او با صلابت و وقار همیشگی و با صراحت این چنین میگوید:
«من همه چیز را دوست دارم و دروغ هم نمیگویم؛ فقط از سوءتفاهم میترسم! ممکن است کسی فکر کند ما خیلی راحتیم، کسی فکرهای بد بکند و حتی از هوش مصنوعی مشورت بگیرد؛ حتی خود من هم این کار را میکنم. ولی واقعیت این است که ما بچگیمان دنیا را قشنگ دیدیم و حالا که بزرگ شدیم، دنیا آن دنیای گذشته نیست و از ترس سوءتفاهمها مجبوریم حرف نزنیم. ولی از همه متشکرم که به یاد من زمان قدیم بودند.»

به مناسبت زادروز اسماعیل میرفخرایی در نیمه دوم مهرماه، محمدفواد صفاریانپور، از تأثیر ماندگار این چهره، مستندساز و مجری پیشرو برنامهسازی و ساخت برنامههای علمی در تلویزیون گفت.
صفاریانپور در گفتوگویی از برنامه بهیادماندنی اسماعیل میرفخرایی در رادیو یاد کرد؛ برنامهای که به گفته او بعید است مخاطبانش آن را فراموش کنند. او در این زمینه یادآور شد: «مخاطبانی که آن سالها امکان داشتند به این برنامه مراجعه کنند، بعید است آن برنامه از ذهنشان پاک شود. بیشک شنیدن آن برنامه در کودکی، عامل مهمی برای بخش مهمی از آینده کاری ما، یعنی برنامهسازی علمی، بود. درست است که برنامهسازی دیگری هم میکنیم و در حوزههای دیگر نیز مستندسازی انجام میدهیم، ولی درباره حوزه علم و دانش و فهمیدن و دانستن، قطعاً برنامه گفتوگوی رادیویی که آقای میرفخرایی با مفاخر ایرانزمین انجام میداد، بیتأثیر نبود.»
صفاریانپور که پیش از این کارگردانی برنامه «ارتباط ایرانی» را بر عهده داشت، برنامهای که با حضور و تهیهکنندگی اسماعیل میرفخرایی شکل گرفت، یادآور شد: «این برنامه کوششی بود که سیاوش صفاریانپور پس از بازگشت اسماعیل میرفخرایی به ایران انجام داد؛ تلاشی که دوست داشتیم جناب میرفخرایی با خیال راحت به دنیای برنامهسازی بازگردد که بسیار متأسفم که این شرایط دیگر فراهم نشد.»
صفاریانپور درباره ساخت برنامه «ارتباط ایرانی» که به کارگردانی خود او و با حضور اسماعیل میرفخرایی و تهیهکنندگی او اتفاق افتاد، یادآور شد: «این برنامه محصول ماندگاری است که خلق شد؛ برنامهای که همیشه به عنوان یک رفرنس و منبع معتبر قابل مراجعه است.» به گفته او، مجید میرفخرایی، برادر اسماعیل میرفخرایی که نامی پرآوازه در سینمای ایران دارد، طراحی صحنه این برنامه را بر عهده داشت.
این کارگردان و تهیهکننده یادآور شد که «در مستند «جویندگان کسوف» و مستند دیگری که با عنوان «بر تلاطم امواج» ساخته بودم، جناب میرفخرایی گویندگی گفتار متن را بر عهده داشتند و زندهیاد محمدعلی اینانلو نیز روایت مستند را مقابل دوربین انجام میدادند و گفتار متن فیلم توسط آقای میرفخرایی انجام میشد.»
باید یادآوری کرد که «جویندگان کسوف» کار مشترک برادران صفاریانپور بود و در آن طی ۱۰ سال خورشیدگرفتگیهای کامل را در نقاط مختلف دنیا دنبال میکردند. این مستند به اتفاق یک گروه علمی ساخته شد. مستند «بر تلاطم امواج» هم که موضوع آن به نفت بازمیگشت، توسط فواد صفاریانپور ساخته شد.
صفاریانپور در ارتباط با همکاری با اسماعیل میرفخرایی یادآور شد: «همچنین شانس این را داشتیم که در برنامه صبحگاهی «مردم ایران سلام» که با آقای شهیدیفرد و دوستان دیگر کار میکردیم، در برخی هفتهها آقای میرفخرایی گفتوگوهای علمی را انجام میدادند.
در دوران بعدتر، برنامه «طلوع» شبکه چهار تلویزیون که برنامه صبحگاهی بود و با بازگشت دوباره آقای میرفخرایی همزمان بود، شانس این را داشتیم که گفتوگوهایی را با ایشان انجام دهیم و بعد یک مستند درباره معماری با یکی از معماران برجسته کشور و گفتوگوی ایشان با آن معمار بزرگ اتفاق افتاد و موارد مختلف دیگری نیز پیش آمد.
اما شانس پروژه مفصلتری برای من پیش نیامد؛ ولی سیاوش صفاریانپور گفتوگوهای فوقالعاده خوبی را با آقای میرفخرایی به نام «میرکت» به شکل پادکست انجام دادند. شاید برخی از آن میرکتها را من بیش از دو بار گوش کردم؛ شنیدنی بود، البته برای من دیدنی هم بود، چراکه بعد از سالها، تخیل من هم به کار میافتاد و با آن میتوانستم تصویرسازی ذهنی هم بکنم.»

این کارگردان با بیان اینکه تأثیرات آثار اسماعیل میرفخرایی همواره برایش بسیار مهم بوده، اظهار کرد: «میرفخرایی از پیشروان عرصه برنامهسازی تلویزیونی و برنامهسازی علمی است؛ انسانی که دنیا و جهان پیرامونش برایش مهم است و سعی کرده خوب ارائه کند و بسازد و همچنان در جستوجوی پاسخ است. او تولیدکننده خرد است.»
به گفته او، میرفخرایی جستوجو کردن و آموختن و رمزگشایی کردن را فراموش نکرده و برایش که مشاهدهگر است، شگفتانگیز است که یک انسان همیشه پویا باشد و در جستوجوی یافتن پاسخ برای پرسشهای مهم دنیا باشد.
این کارگردان معتقد است چیزی جز خوشبختی نیست که هر علاقهمندی به دانستن، امکانش فراهم شود که در معاشرت با اسماعیل میرفخرایی قرار بگیرد. این یک شانس نیست؛ تحقیقاً فرصت استثنایی است که از او سؤال کند و از او درباره جهان بشنود؛ درباره آسمان، زمین و محیط زیست.
صفاریانپور میگوید: «بدون تردید تجربه همکاری آقای میرفخرایی برای من و سیاوش، فرصتی بینظیر برای یادگیری و آموختن بود، بیش از یک همکاری مشترک.»
این برنامهساز درباره محدودیتهای کاری میرفخرایی در رسانه هم اظهار کرد که بسیار متأسف است که در رسانه نسبت به همکاری ایشان در سالهای متوالی انسداد، محدودیت و ممنوعیت ایجاد شد.
او گفت : «۱۰ سال محدودیت در دوران طلایی یک برنامهساز، پژوهشگر و یک فرد علمی، یک فاجعه برای رسانه است؛ چراکه داشتن و بهره بردن از نیروی انسانی متخصص با تجربهای ویژه، شاید به ندرت در چنین اندازه و شکلی به وجود بیاید. مگر چند میرفخرایی در رسانه وجود داشت که برای بهره بردن از فردی با این ویژگیها، با دلایل نامعلوم انسداد کاری ایجاد شود؟
اما این جلوگیری از کار حرفهای برای اسماعیل میرفخرایی هیچگاه متوقف نشد؛ او همچنان به فعالیت خود در رسانه، به آموختن و پرسش کردن و در جستوجوی پاسخ بودن ادامه داد. به همین خاطر است که امروز هم وقتی با او مواجه میشویم، با توجه به گذر سالها، نگاهی پرشور و گاهی خشمگین نسبت به عملکرد غلط انسانها در قبال طبیعت و یکدیگر میتوان مشاهده کرد.»
صفاریانپور گفت: «بیتردید قدردانی کردن همیشه زیباست، گرچه امثال آقای میرفخرایی به قدردانی نیاز نداشته باشند. اما وقتی به کارنامه کاریشان نگاه میکنیم، بدون شک پاسخ دقیقی درباره اختلالی که در فعالیت ایشان در رسانه ایجاد شد، شاید پیدا نکنیم.
اما نکتهای که وجود دارد، گاهی انسان را به این نگاه منفی میرساند که آیا افرادی هستند که با دانستن و آگاهی دچار مشکل هستند که از تبیین آن به واسطه افرادی که دانشمندان رسانه هستند، ممکن است جلوگیری کنند؟ این حرف شاید کمی بوی بدبینی بدهد، ولی کاش میشد پاسخی قانعکننده نسبت به اینکه چرا از دوران طلایی عمر افرادی چون اسماعیل میرفخرایی نه تنها استفاده نشد، بلکه کوشش به خاموش کردن آن اتفاق افتاد.
این تنگنظری از کجا نشأت میگیرد؟ واقعاً نمیدانم؛ هر چه درباره آن پیشتر میروم، چیزی جز پاسخهای تلخ به ذهنم نمیآید. البته در این سه دهه بسیاری از افراد بودند که برای بازگشت و همکاری اسماعیل میرفخرایی و امثال ایشان کوشش کردند، ولی گاهی آنقدر مسیر دچار سموم و رفتارهای غیرحرفهای بوده که دلخوریها و تلخیها به مرزی بالاتر از حد خود رسید که بیمیلی نسبت به همکاری کردن و تولید و ساخت برنامه برای تلویزیون و میل فعالیت برای امثالی مثل اسماعیل میرفخرایی کمرمق شد.
و مسیری فراهم شد که برای پر کردن بخشها و زمانهای مشخصی از تلویزیون، دیگر جایگزین مناسبی وجود نداشت. برنامهای که بتواند آگاهی و دانستن را برای مخاطبان تدارک ببیند، نتیجهاش برای مردمان یک سرزمین کاملاً مشخص است.
در این نقطه میشود گفت، دید همه ما ضعیف شد. کاری که آقای اسماعیل میرفخرایی و افرادی مثل ایشان انجام میدادند، کمک میکرد که دیدن و شنیدن و آموختن آسان شود و زندگی بهتر و باکیفیتتر برای افراد اتفاق بیفتد. اینها نظرات شخصی من درباره فردی است که در رسانه کار کرده و حتی امروز خودم را یک مخاطب حرفهای و یک برنامهساز در تلویزیون میتوانم معرفی کنم.»
صفاریانپور در پایان درباره نسل مخاطبانی که اسماعیل میرفخرایی و تماشای برنامههای او را تجربه نکردند، آن را فقط یک بدشانسی ندانست که آن را خوشبختی برای نسلی دانست که توانستند در دورهای زندگی کنند که آثاری از امثال اسماعیل میرفخرایی در رسانه و رادیو و تلویزیون وجود داشت و میشد از یاد گرفتن لذت برد؛ وقتی که روایتگر آگاهی اسماعیل میرفخرایی بود.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: