بازگشت به دنیای واژگان؛ چرا در روزگار بحران و خشونت، مخاطبان بیش از هر زمان دیگری به شعر روی آوردهاند؟
به گزارش اطلاعات آنلاین، شارلوت هیگنس، نویسنده ارشد بخش فرهنگ روزنامه گاردین، در مقاله اخیر خود به این موضوع میپردازد که اگرچه بخشی از این موج ناگهانی ناشی از بازتولید آثار کلاسیک مانند «اودیسه» در سینمای مدرن یا حتی محبوبیت شعر اینستاگرامی است، اما ریشههای این اقبال عمومی عمیقتر از آن است که بتوان آن را تنها به جریانهای تجاری نسبت داد. واقعیت این است که شعر، فرای آمار و ارقام بازار، زبان بیبدلیل انسان در مواجهه با بحرانهاست.
این منتقد تاکید میکند که برخلاف نثر یا کلام روزمره که اغلب در توصیف فجایع بزرگ و فروپاشیهای معنایی درمانده میشوند، شعر به دلیل ماهیت فشرده، صریح و تأثیرگذار خود میتواند به اعماق تجربیات انسانی نفوذ کند. هیگنس با اشاره به گزارشهای میدانی خود از مناطق جنگی نظیر اوکراین و همچنین انعکاس صدای شاعران غزه، یادآور میشود که در تاریکترین لحظات فاجعه، هنگامی که گلولهها و تانکها امیدی باقی نمیگذارند، سرودن و خواندن شعر به سنگری معنوی برای حفظ انسانیت تبدیل میشود. شاعران در خط مقدم جنگ، نه برای لافزنی و قهرمانبازی، بلکه برای ثبت مستند احساسات، ساختن یادبودهای کوچک برای دوستان ازدسترفته و معنا بخشیدن به تکههای ازهمگسیخته زندگی شعر میسرایند.
اگرچه همانطور که گالینا کرووک، شاعر اوکراینی در سال ۲۰۲۲ گفت «هیچ استعارهای در برابر مردی با مسلسل کارساز نیست... هیچ شعری نمیتواند شما را از دست یک تانک نجات دهد» و همانطور که کاترینا یاکوولنکو، نویسنده هموطنش بیان کرده است، شعری که به آشکارترین شکل توسط جنگ ایجاد میشود، فاقد معنای متعارف، زشت و حکشده بر روی خود زمین است: «ویرانیها و خانههای متروکه، جنگلهای ویرانشده، زمینهای سوخته و جادههایی که توسط تانکها و نفربرهای زرهی شیار برداشته شدهاند، شبیه حروف و جملات نانوشته شدند.» با وجود اینها از نگاه این منتقد شعر در چنین شرایطی به فرمی از بقا تبدیل میشود؛ آوایی ازلی که از اعماق تاریخ سرچشمه گرفته و در قالب مرثیه، لالایی و ندای اعتراض تجلی مییابد. آثار شاعران در بحران و جنگ شاید در حجم انبوه اخبار فراموش شوند، اما شانس بسیار بیشتری برای ماندگاری نسبت به بسیاری از دستاوردهای دیگر بشر دارند. در نهایت، آنطور که هیگنس برآن تاکید میکند، روی آوردن دوباره به شعر در دوران بحران، گواهی زندهای بر این حقیقت است که انسان حتی در اوج ویرانی و ناامیدی، همچنان برای اثبات حیات و امید خود به نواها و واژگان اصیل نیاز دارد.
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- خلسه در خانه ساعت
- داوود پیرنیا: باغبان گلهای شعر و ترانه
- شعر خوانی علی بخشی در <مونامه>
- امروز با حافظ: در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
- سارا هوو برنده جایزه شعر فوروارد شد
- پیام بقائی به مناسبت سالروز درگذشت قیصر امینپور؛ رفتند ولی همیشه ماندند...
- انجوی شیرازی: پاسدار حافظه مردم
- قیصر امینپور: شاعری که در حاشیه نمرد
- آبنماهای هنری با الهام از تاریخ و ادبیات ایرانی
- امروز با حافظ: دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: