نشست تخصصی «عدنان غریفی؛ بازخوانی جایگاه یک مفخر ادبی عرب ایران» از سوی مؤسسه تاریخ و فرهنگ دیار کهن و با حضور حسین طرفی، مدرس دانشگاه و مترجم، و محمد حزبائیزاده، مترجم و پژوهشگر، برگزار شد. در این نشست، ابعاد مختلف کارنامه ادبی عدنان غریفی در حوزه داستاننویسی، شعر، ترجمه و نقد ادبی بررسی شد و سخنرانان با تأکید بر ویژگیهای اقلیمی و روایی آثار او، درباره دلایل کمتر شناختهشدن این نویسنده و ضرورت گردآوری، بازنشر، ترجمه و مطالعه دوباره آثارش سخن گفتند.
به گزارش عصر ایران؛ در این نشست تأکید شد که غریفی از جمله نویسندگانی است که بخشی از تجربههای زیسته، عناصر طبیعی، مناسبات اجتماعی و جزئیات فرهنگی محیط زندگی خود را وارد ادبیات کرده و آثار او میتواند برای شناخت بخشی از تجربه ادبی و فرهنگی جنوب ایران مورد توجه پژوهشگران قرار گیرد.
حسین طرفی با اشاره به مسیر فعالیت ادبی عدنان غریفی اظهار کرد که وقفههایی که در دورههای مختلف زندگی او ایجاد شد، مانع از شکلگیری تداوم لازم برای انتشار پیوسته آثارش شد و همین مسئله در میزان معرفی او در فضای ادبی کشور نیز اثر گذاشت.
وی افزود: غریفی از سالهای پیش از انقلاب وارد فعالیتهای فرهنگی شد و در حوزههایی همچون شعر، ترجمه و برنامههای ادبی رادیویی فعالیت داشت و با بخشی از محافل ادبی و فرهنگی آن دوره نیز ارتباط داشت.
در ادامه، با انتشار آثار ترجمهشده و نوشتههای خود، حضور او در عرصه ادبیات گستردهتر شد.
طرفی با اشاره به فعالیت غریفی در زمینه ترجمه ادبیات عرب گفت: ترجمه آثار ادبی از عربی به فارسی یکی از بخشهای مهم کارنامه اوست و «مردان در آفتاب» اثر غسان کنفانی از جمله آثاری است که غریفی به فارسی ترجمه کرده است. این بخش از فعالیت او نشاندهنده علاقه و ارتباط جدی وی با ادبیات جهان عرب و تلاش برای انتقال بخشی از این ادبیات به فضای فارسی است.
وی در ادامه درباره تجربههای غریفی در داستاننویسی اظهار کرد: اگرچه شعر او به اندازه داستانهایش نتوانست جایگاه مشابهی پیدا کند، اما در داستاننویسی از شیوههای متنوعی بهره گرفت و در آثارش میتوان مؤلفههایی از واقعگرایی، طبیعتگرایی و عناصر نمادین و سوررئال را مشاهده کرد.
طرفی داستان «کوسه» را از نمونههای قابل توجه در این زمینه دانست و افزود: غریفی در این آثار توانسته است در کنار روایت داستان، از عناصر نمادین بهره بگیرد و تجربههای محیط پیرامون خود را به مادهای برای آفرینش ادبی تبدیل کند.
محمد حزبائیزاده با تمرکز بر ویژگیهای روایی آثار غریفی اظهار کرد: یکی از وجوه متمایز کار او، توجه جدی به اقلیم و عناصر بومی است. غریفی صرفاً از محیط به عنوان پسزمینه داستان استفاده نمیکند، بلکه طبیعت، انسانها، مشاغل، روابط خانوادگی و مناسبات اجتماعی را در تار و پود روایت خود قرار میدهد.
وی افزود: در داستانهای غریفی، کارون تنها نام یک رودخانه نیست؛ بلکه بخشی از یک جهان زیسته است که انسانها، طبیعت و زندگی روزمره در آن به یکدیگر پیوند خوردهاند. توصیف دقیق عناصر طبیعی، از ماهیها و ویژگیهای آنها تا کوسه و جزئیات مربوط به محیط طبیعی، نشان میدهد که نویسنده با دقتی ویژه به پیرامون خود نگاه کرده است.
حزبائیزاده همچنین به شیوه روایت در آثار غریفی اشاره کرد و گفت: بسیاری از داستانهای او حالوهوای خاطره دارند و روایت اغلب از زاویه دید اول شخص و بر پایه تجربههای شخصی یا خانوادگی پیش میرود. همین ویژگی موجب شده است بخشی از زندگی اجتماعی و فرهنگی محیط پیرامون نویسنده، در قالب روایت ادبی ثبت شود.
وی توجه غریفی به خانواده و زندگی روزمره را نیز مورد اشاره قرار داد و افزود: در آثار او میتوان ردپای روابط خانوادگی، نقش مادر، مشاغل و مناسبات اجتماعی را دید؛ عناصری که در کنار توصیف طبیعت، به داستانهای او هویت اقلیمی و اجتماعی ویژهای بخشیدهاند.
حزبائیزاده با تأکید بر پیوند آثار غریفی با محیط زندگی او گفت: یکی از ویژگیهای مهم این نویسنده آن است که عناصر فرهنگی و طبیعی محل زیست خود را آگاهانه وارد داستان کرده و از آنها برای ساختن جهان روایی آثارش بهره گرفته است.
وی افزود: بخشی از ارزش آثار غریفی در همین توجه به جزئیاتی است که ممکن است در نگاه نخست ساده به نظر برسند، اما در مجموع تصویری از یک سبک زندگی، محیط طبیعی و تجربه اجتماعی ارائه میکنند. موضوعاتی مانند مشاغل محلی، زندگی در کنار رودخانه، نخلستان، ماهیگیری و حتی پدیدههایی مانند شکار کوسه، در آثار او به بخشی از حافظه ادبی یک اقلیم تبدیل شدهاند.
به گفته حزبائیزاده، بازخوانی چنین آثاری میتواند به پژوهشگران امکان دهد که علاوه بر بررسی ساختار و سبک ادبی، درباره چگونگی بازتاب زندگی اجتماعی و فرهنگی در ادبیات معاصر نیز مطالعه کنند.
در بخش دیگری از نشست، دلایل کمتر شناختهشدن عدنان غریفی مورد بررسی قرار گرفت.
حسین طرفی با اشاره به اهمیت استمرار در فعالیت ادبی گفت: برای تثبیت جایگاه یک نویسنده، صرف تولید اثر کافی نیست و استمرار انتشار، دسترسی مخاطب، نقد و بررسی و حضور آثار در فضای فرهنگی نیز اهمیت دارد. به گفته وی، وقفههایی که در مسیر فعالیت غریفی ایجاد شد، موجب شد آثار او نتوانند به شکل پیوسته در معرض خوانش و نقد قرار گیرند.
محمد حزبائیزاده نیز مشکلات مربوط به انتشار، دسترسی محدود به کتابها و برخی کاستیهای ویرایشی و چاپی را از عواملی دانست که در معرفی آثار غریفی اثرگذار بودهاند.
وی اظهار کرد: وقتی آثار یک نویسنده در بازار نشر حضور مستمر نداشته باشد، طبیعی است که نقدهای دانشگاهی و مطبوعاتی، جلسات کتابخوانی و پژوهشهای مستقل نیز درباره او کمتر شکل بگیرد. به همین دلیل، بازگرداندن آثار غریفی به چرخه نشر و مطالعه میتواند نخستین گام برای معرفی دوباره او باشد.
حزبائیزاده در ادامه بر ضرورت شناسایی و گردآوری مجموعه آثار غریفی تأکید کرد و گفت: ممکن است بخشی از نوشتهها و ترجمههای او همچنان در دسترس عمومی قرار نگرفته باشد. بنابراین لازم است آثار منتشرشده و منتشرنشده او شناسایی، گردآوری، ویرایش و در قالب مجموعهای منسجم منتشر شوند.
وی با تأکید بر اهمیت انتشار حرفهای آثار افزود: اگر مجموعه آثار یک نویسنده با ویرایش دقیق، نمونهخوانی و استانداردهای حرفهای نشر در اختیار مخاطب قرار گیرد، امکان بازشناسی جایگاه او نیز افزایش پیدا میکند. به همین دلیل، بهتر است آثار غریفی در قالب یک مجموعه منظم و با برنامه مشخص بازنشر شوند.
حزبائیزاده ترجمه آثار غریفی به زبانهای دیگر را از دیگر راههای معرفی این نویسنده دانست و اظهار کرد: بخشی از داستانهای او ظرفیت ترجمه به زبان عربی و دیگر زبانها را دارند و میتوان مجموعهای از آثار او را برای مخاطبان عربزبان و سایر مخاطبان آماده کرد.
وی همچنین بر ظرفیت پژوهشهای تطبیقی تأکید کرد و گفت: آثار غریفی را میتوان در کنار آثار برخی نویسندگان ایرانی و عرب مورد مطالعه قرار داد و از این طریق، شباهتها و تفاوتهای شیوه روایت، شخصیتپردازی، مواجهه با طبیعت و بازتاب تجربه اجتماعی در آثار آنان را بررسی کرد.
حزبائیزاده برگزاری نشستهای تخصصی و همکاری میان مراکز دانشگاهی و فرهنگی را نیز پیشنهاد کرد و افزود: همکاری مراکز پژوهشی و دانشگاهی میتواند زمینهای برای معرفی علمیتر آثار غریفی و شکلگیری پژوهشهای جدید درباره جایگاه او در ادبیات معاصر فراهم کند.
وی همچنین با اشاره به ظرفیت روایی برخی داستانهای غریفی، امکان بررسی اقتباس سینمایی از شماری از آثار او را مطرح کرد و گفت: بعضی از داستانهای این نویسنده از نظر فضای روایی و ظرفیت تصویری میتوانند زمینهای برای تولید فیلم کوتاه یا آثار سینمایی باشند.
در ادامه نشست، بر اهمیت بازخوانی آثار غریفی برای شناخت بخشی از تجربه ادبی و فرهنگی جنوب ایران تأکید شد. سخنرانان معتقد بودند که آثار او را میتوان فراتر از یک مجموعه داستان و در پیوند با حافظه فرهنگی، طبیعت، مشاغل، روابط خانوادگی و تجربههای اجتماعی یک دوره مورد مطالعه قرار داد.
از این منظر، داستانهای غریفی واجد دو وجه همزمان هستند؛ از یک سو آثار ادبیاند که باید با معیارهای ادبی و روایی بررسی شوند و از سوی دیگر، بخشی از تجربههای زیسته و عناصر فرهنگی یک محیط را ثبت کردهاند. همین پیوند میان ادبیات و زندگی، ضرورت بازخوانی و پژوهش بیشتر درباره آثار او را برجسته میکند.
در جمعبندی نشست تأکید شد که بازشناسی عدنان غریفی صرفاً به معرفی دوباره یک نویسنده محدود نمیشود، بلکه میتواند فرصتی برای توجه به بخشی از میراث ادبی و فرهنگی ایران باشد که در شکلگیری آن تجربههای متنوع محلی و فرهنگی نیز سهم داشتهاند.
بازخوانی چنین آثاری، زمانی میتواند به شناختی دقیقتر از ادبیات معاصر ایران منجر شود که آثار نویسندگان در بستر تاریخی، ادبی و اجتماعی خود مورد مطالعه قرار گیرند و امکان دسترسی، نقد، ترجمه و پژوهش درباره آنها فراهم شود.
بر همین اساس، گردآوری و انتشار منسجم آثار عدنان غریفی، انجام پژوهشهای دانشگاهی و تطبیقی، ترجمه آثار به زبانهای دیگر و معرفی آنها در محافل ادبی و فرهنگی، از جمله اقداماتی است که میتواند جایگاه این نویسنده را در مطالعات ادبی معاصر روشنتر کند.
نشست با تأکید بر ضرورت ادامه چنین مطالعاتی درباره چهرههای کمترشناختهشده ادبی و فرهنگی به پایان رسید؛ چهرههایی که بازخوانی آثارشان میتواند به تکمیل روایت ادبی و فرهنگی ایران و شناخت دقیقتر تنوع موجود در میراث فرهنگی کشور کمک کند.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: