امروز با شاملو: و چشمانت با من گفتند که فردا روز دیگری ست
به گزارش عصر ایران
آنک چشمانی که خمیر مایه مِهر است!
میان خورشید های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست -
خورشیدی که
از سپیده دم همه ستارگان
بی نیازم می کند
نگاهت
شکست ستمگری ست -
نگاهی که عریانی روح مرا
از مهر
جامه ئی کرد
بدان سان که کنونم
شب بی روزن هرگز
چنان نماید
که کنایتی طنز آلود بوده است
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست -
آنک چشمانی که خمیر مایه مهر است!
وینک مهر تو:
نبرد افزاری
تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم
***
آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم
به جز عزیمت نابهنگامم گزیری نبود
چنین انگاشته بودم
ایدا فسخ عزیمت جاودانه بود
***
میان آفتاب های همیشه
زیبائی تو
لنگری ست -
نگاهت شکست ستمگری ست -
و چشمانت با من گفتند
که فردا
روز دیگری ست
بـرچـسب هـا:
اخبار مرتبط:
- خلسه در خانه ساعت
- داوود پیرنیا: باغبان گلهای شعر و ترانه
- شعر خوانی علی بخشی در <مونامه>
- امروز با حافظ: در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
- سارا هوو برنده جایزه شعر فوروارد شد
- پیام بقائی به مناسبت سالروز درگذشت قیصر امینپور؛ رفتند ولی همیشه ماندند...
- قیصر امینپور: شاعری که در حاشیه نمرد
- امروز با حافظ: دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
- روایت عشق پیرمرد ژاپنی به فارسی و خیام
- امروز با حافظ: آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: