در تحلیلی که اخیراً توسط جیمز ون استراتن منتشر شده است، بحثهای جدی پیرامون نقش نهادهای ارزیاب مالی مانند MSCI مطرح شده است. این تحلیل تأکید میکند که وظیفه اصلی این موسسات باید محدود به اندازهگیری دقیق و ارائه دادههای شفاف از بازارهای مالی باشد، نه اینکه با اتخاذ رویکردهای دستوری، در نحوه مدیریت داراییهای شرکتی دخالت کنند.
نویسنده معتقد است که وقتی یک نهاد مرجع مانند MSCI شروع به دیکته کردن استراتژیهای دارایی برای شرکتها میکند، مرز میان «ارزیابی بازار» و «مهندسی بازار» از بین میرود. این موضوع میتواند پیامدهای ناخواستهای برای سرمایهگذاران و ساختارهای شرکتی به همراه داشته باشد که در نهایت شفافیت و کارایی بازار را تحتالشعاع قرار میدهد.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که شرکتها باید در انتخاب استراتژیهای مالی خود مستقل عمل کنند و فشارهای بیرونی که از سوی شاخصسازان یا نهادهای رتبهبندی اعمال میشود، نباید به عنوان یک استاندارد اجباری تلقی گردد. ون استراتن استدلال میکند که بازارها باید بر اساس مکانیسمهای عرضه و تقاضا و تصمیمات آگاهانه مدیریتی هدایت شوند، نه بر اساس دستورالعملهایی که توسط نهادهای ارزیاب تدوین شدهاند.
این تحلیل همچنین به اهمیت بازگشت به اصول بنیادین در تحلیلهای مالی اشاره دارد. از دیدگاه نویسنده، اگر MSCI بخواهد به عنوان یک مرجع معتبر باقی بماند، باید از هرگونه اقدامی که شائبه دخالت در سیاستهای داخلی شرکتها را ایجاد میکند، پرهیز نماید. این رویکرد نه تنها به نفع سلامت بازار است، بلکه اعتماد عمومی به شاخصهای مالی را نیز تقویت خواهد کرد.
در نهایت، این گزارش به سرمایهگذاران و مدیران شرکتی توصیه میکند که نسبت به نقش نهادهای واسط هوشیار باشند و اجازه ندهند استانداردهای ارزیابی، جایگزین استراتژیهای عملیاتی و اقتصادی آنها شود. حفظ استقلال در تصمیمگیریهای شرکتی، کلید موفقیت در بازارهای پیچیده امروزی است.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: