از آرشیو: این مقاله در ابتدا در شماره ۳۲۶ مجله PC Gamer (نسخه بریتانیا، ژانویه ۲۰۱۹) منتشر شده است.
یکی از مواردی که هنگام انجام بازیهای دیجیتال جای خالی آن را حس میکنم، جنبه لمسی و فیزیکی بازی است. به همین دلیل است که بازیهای ویدئویی و بازیهای رومیزی (Board Games) در زندگی من به شکلی زیبا در کنار هم قرار دارند. یکی از آنها پیچیدگیهایی فراتر از توانایی قلم و کاغذ ارائه میدهد و دیگری توکنهایی برای لمس کردن، صفحاتی برای ساختن و افرادی برای تعامل فیزیکی در حین بازی فراهم میکند. در میان این دو، دستهای از بازیهای ویدئویی وجود دارند که شما را وادار میکنند تا یادداشتبرداری کنید.
منظور من بازیهایی نیست که شما را مجبور میکنند به عنوان بخشی از تجربه بازی، کاغذ به دست بگیرید. اینها بازیهایی هستند که تجربه من در آنها به طور خودکار به شکل نقاشی و کلمات به دنیای واقعی سرازیر میشود؛ بازیهایی که در آنها تصمیم میگیرم با یادداشت کردن کلمات، عبارات، مکان گنجهای یافت شده یا مناطقی که نیاز به بررسی دقیقتر دارند، افکارم را منظم نگه دارم.
پس از مدتی، یک یا دو کلمه به یک صفحه و شاید حتی یک نقشه تبدیل میشوند. فلشها به پاراگرافها اجازه میدهند تا شاخههای کوچکی ایجاد کنند، در فضاهای خالی ریشه بدوانند و خوشههای کاملاً جدیدی از یادداشتها را به بار آورند.
کارآگاهبازی
بازی Her Story یکی از همین بازیهاست. رابط کاربری بازی به شما اجازه میدهد مقدار مشخصی از اطلاعات را ذخیره کنید؛ میتوانید برای هر کلیپ ویدئویی برچسب اضافه کنید و تعدادی از آنها را برای ارجاع نگه دارید. اما آنچه این بازی ارائه نمیدهد، راهی برای یادداشت کردن تمام اصطلاحات جستجوی بالقوهای است که یک کلیپ جدید ایجاد میکند و شما میخواهید در حالی که دائماً حواستان پرت میشود، آنها را بررسی کنید.
برای اینکه فراموش نکنم، به سراغ دفترچهام رفتم. سوابق قربانی در یک صفحه جمع شد، در حالی که میخانه محلی مرکز صفحه دیگری را تشکیل میداد. سمت چپ صفحه با کلمات کلیدی پر شد. یک خوشه از یادداشتها سعی داشت تغییر لباسها را دنبال کند، اما توسط یک نوزاد گمشده، یک ماما بیوه، قارچها، آینهها و یک حشرهشناس قانونی محصور شد.

پس از چند ساعت، اطلاعات کافی برای رسیدن به یک راه حل اولیه برای جنایت داشتم، بنابراین آن هم در یادداشتها گره خورده بود. اما کلمات بسیاری بدون بررسی باقی مانده بودند و من میخواستم کارم را دوباره چک کنم، بنابراین ادامه دادم. نتیجه، بخشی از دفترچه یادداشت است که سرشار از کنجکاوی است. من آن را نه به این دلیل که سابقه مفیدی از اطلاعات است دوست دارم - یادداشتهای من پس از محو شدن بازی از حافظه، برای خودم هم به اندازه یک غریبه گیجکننده هستند - بلکه به این دلیل که حجم نوشتهها و ارتباطات پرانرژی، بخشهایی از فرآیند بازی کردن را قابل مشاهده میکند.
یادداشتهای من برای بازی Return of the Obra Dinn شکل متفاوتی به خود میگیرند، اما علاقهای که به آنها دارم همان است. پس از صرف بخش عمدهای از بازی برای نگه داشتن تمام اطلاعات در ذهنم یا استفاده از نقشه و اسناد خدمه به عنوان نقاط مرجع، به سراغ دفترچهام رفتم. برای پیشرفت، نیاز داشتم بسیاری از اشیاء و اسامی را با هم مقایسه کنم.
به جای اینکه شواهد مانند بازی Her Story به تودههایی از داستان روی صفحه تبدیل شوند، آن بخش در ذهن من اتفاق افتاد و دفترچه من برای حذف احتمالات بود. اعداد و نامها با دایرههایی احاطه شدهاند که آنها را به روشهایی گروهبندی کردهاند که اکنون در حال محو شدن از ذهنم هستند. این صفحات به دلیل استفاده از اختصارات و انتزاعات، بیشتر شبیه به یک کد به نظر میرسند.

یادداشتهای من در مورد ورزشهای الکترونیک (Esports) متفاوتتر هستند. برای بازیهای Dota، League of Legends و Smite، عادت دارم هر مسابقه در یک رویداد را در کتابم ثبت کنم. هر مسابقه با لیستی از بازیکنان، شخصیتهایی که انتخاب کردهاند و کسانی که ممنوع (Ban) شدهاند، شروع میشود. این آیینی است که به همان اندازه که به عنوان یک مرجع روزنامهنگاری عمل میکند، به من کمک میکند تا برای تماشای بازی آماده شوم. هرچند اگر آن دادهها را فراموش کنم، میتوانم به سادگی ویدئوها یا یک ویکی را چک کنم.
گزارش مسابقه
نوشتن مکرر نام شخصیتها به من کمک میکند تا روندهای بازی را جذب کنم؛ این کار به آنها حس آنالوگ و همچنین طعم دیجیتالیشان را میدهد. گاهی اوقات مهارتهای شخصیتهایی را که مدتی است با آنها بازی نکردهام، یادداشت میکنم. و سپس هر چیزی که از مسابقه قابل توجه به نظر برسد را مینویسم؛ شاید کشتارهای کلیدی، مبارزات بزرگ، تصمیمات عجیب یا انتخابهای غیرمعمول آیتمها.
اما من همچنین طرحهای پراکندهای اضافه میکنم و در طول یک بازی پرتنش، هیجان روی صفحه اثری در کتابم باقی میگذارد. نوشتهها سریعتر میشوند، خواندنشان سختتر میشود (به جز انفجارهای بزرگ حروف که برای ثبت وقایع استفاده شدهاند) و با علامتهای حذف و علامت تعجب پوشیده میشوند.
یادداشتهایی که پیرامون بازیها مینویسم - نقشههای خطخطی برای یادآوری یک مسیر، عنکبوتهای کشیده شده با ماژیک طلایی در کنار فحشها، لیست قاتلان مظنون که صفحات دوتایی را پر کردهاند - از عزیزترین داراییهای من هستند. آنها به یک فعالیت دیجیتال اجازه میدهند تا به دنیای فیزیکی سرازیر شود و زمان، هیجان و انرژی ذهنی بسیاری را بیان کند.
فقط از من نپرسید که آنها چه معنایی دارند!
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: