شنبه 28 شهریور 1405

ارز دیجیتال
ارزهای خارجی
بورس
طلا و سکه
انرژی و فلزات

روایت رئیس هلال احمر از لحظات پس از انفجار در بیت رهبری

12:10 - 1405/04/16 سبک زندگی
380کلمه 2 دقیقه
روایت رئیس هلال احمر از لحظات پس از انفجار در بیت رهبری
به گزارش عصر ایران
کولیوند گفت: یکی از سخت ترین روزهای من بود؛ با وجود اینکه می‌دانستم؛ بچه‌ها و خانواده و همکاران می‌پرسیدند و می‌گفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روزهایی است که هیچ وقت نمی‌خواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود.

پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر، در روایت روز انفجار در بیت رهبری گفت: «اصلا فکر نمی‌کردیم که رهبر انقلاب در آن‌جا حضور داشته باشند و از هرکسی می‌پرسیدیم، می‌گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد.»


به گزارش ایرنا، کولیوند در روایت روز انفجار در بیت رهبری اظهار کرد: یکی از سخت‌ترین روزهای زندگی من بود. در دفتر کارم بود که صداها را شنیدم؛ از پنجره بیرون را نگاه کردم، سمت غرب تهران موشک‌هایی اصابت کرده بود و فکر کردم که باید خود را به آن منطقه برسانم؛اغلب حوادث در ایام جنگ را خودم شخصا با موتور می‌رفتم. از پنجره نگاه کردم و دیدیم سمت بیت رهبری انفجارهایی رخ داده است و به سرعت و برق‌آسا خودم را رساندم.


وی گفت: یکی از سخت ترین روزهای من بود؛ با وجود اینکه می‌دانستم؛ بچه‌ها و خانواده و همکاران می‌پرسیدند و می‌گفتم خبری نیست. به من خیلی سخت گذشت. جزو روزهایی است که هیچ وقت نمی‌خواهم به آن فکر کنم و برایم تداعی شود.


او ادامه داد: از لحظه شنیدن صدای انفجار، با موتور به سرعت خودم را رساندم و شاید اولین نفری بودم که از بیرون بیت رهبری، وارد شده بودم. سخت‌ترین شرایط را دیدم.


کولیوند افزود: اصلا فکر نمی‌کردیم که رهبر انقلاب در آن‌جا حضور داشته باشند و از هرکسی می‌پرسیدیم، می‌گفتند که حضور ندارند. بعد همه چیز مشخص شد.


رئیس جمعیت هلال احمر بیان کرد: همیشه هرکاری از دست من برآمده انجام دادم؛ آن روز یک لحظه دیدم جایی آتش گرفته و با دست خاموش کردم. روز خیلی سختی بود. بعد بچه‌ها (امدادگران) را خبر کردم و امکانات بردم. جالب است جایی با این درجه از اهمیت واقعا بسیار ساده بود؛ امکانات بسیار محدودی آنجا بود و در همه کشورها جایی که مسئولان و شخصیت‌های مهم حضور دارند انواع و اقسام پدافندها و امکانات وججود دارد و هیچ کسی باور نمی‌کند چقدر ساده بود؛ شاید درمجموع دو خودروی اطفای حریق آنجا بود و بعد تجهیزات امدادی رسید.


کولیوند اظهار کرد: در آن لحظات اصلا جواب تلفن را نمی‌دادم. از ساعت ۲ به بعد، تلفن من مدام زنگ می‌خورد و هر کسی می‌پرسید، می‌گفتم اتفاق خاصی نیفتاده است. نمی‌توانستم بپذیرم و هنوز هم غیرقابل باور است.


وی افزود: من به هیچکس نگفتم که این اتفاق افتاده است و منتظر ماندم تا از تلویزیون متوجه شوند و نمی‌توانستم بگویم.


📡منبـع خبـر: www.asriran.com

عصر ایران

🏹لـینـک کـوتـاه: halohava.top/xsnBEy



بـرچـسب هـا:


اخبار مرتبط:


شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.

🗩ثبـت نظر:


بازگشت به لیست اخبار