یک ربع قرن پس از 11 سپتامبر، ما هنوز هم تحت نظمی امنیتی که آن رویداد آزاد کرد زندگی میکنیم. این نظم نه تنها آزادیهای مدنی را محدود کرده است، بلکه به ایجاد یک معماری حقوقی دیستوپیایی نیز منجر شده است که بر اساس استثناگرایی، محرمانگی و فقدان پاسخگویی بنا شده است.
این معماری حقوقی شامل مجموعهای از قوانین، سیاستها و رویههایی است که هدف آنها مقابله با تروریسم است. با این حال، این اقدامات اغلب به قیمت آزادیهای اساسی و حقوق بشر تمام شده است. به عنوان مثال، قانون میهنپرستی آمریکا، که پس از 11 سپتامبر تصویب شد، به دولت اجازه میدهد تا بر ارتباطات افراد نظارت کند، سوابق مالی آنها را بررسی کند و آنها را بدون حکم دادگاه بازداشت کند.
این قوانین و سیاستها به طور نامتناسب بر جوامع اقلیت و مسلمان تأثیر گذاشتهاند. بسیاری از افراد به طور نادرست به ارتباط با تروریسم متهم شدهاند و مورد تبعیض و آزار و اذیت قرار گرفتهاند. علاوه بر این، این اقدامات به ایجاد یک فرهنگ ترس و سوء ظن کمک کرده است.
معماری حقوقی دیستوپیایی «جنگ با ترور» باید متلاشی شود. ما باید به آزادیهای مدنی و حقوق بشر خود بازگردیم. ما باید به دنبال رویکردی ظریفتر و مؤثرتر برای مقابله با تروریسم باشیم که بر اساس قانون، شفافیت و پاسخگویی بنا شده باشد.
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: