عصر ایران؛ لیلا احمدی - روزگاری تعریف دموکراسی به برگزاری انتخابات و انتقالِ مسالمتآمیز قدرت بین رقیبان گره خورده بود، اما اکنون در بسیاری از جوامع، این پرسش مطرح است که آیا انتخابات بهتنهایی میتواند اعتمادِ ازدسترفتۀ شهروندان را احیا کند؟ چرا رأیدهندگان به احزاب و نهادهای سیاسی بیاعتماد شدهاند و چرا در برخی کشورها، چهرههایی خارج از ساختار مألوفِ سیاست، با وعدههای ساده و عاجل، به قدرت میرسند؟
«آدام پژورسکی» (استاد علوم سیاسی و نظریهپرداز برجسته) در گفتوگویی با «جان گوئیدا» (از تحلیلگران نیویورکتایمز) میکوشد بین بحرانهای واقعیِ دموکراسی و مشکلاتی که صرفاً بر عملکردِ نظامهای دموکراتیک اثر میگذارند، تمایز بگذارد.
انتخابات از نگاه او، مهمترین سازوکاری است که جوامع برای مدیریتِ مسالمتآمیز اختلافات در اختیار دارند؛ سازوکاری که حتی شکستخوردگان را به پیروزی در آینده امیدوار میکند. بااینحال، دموکراسی قرار نیست همۀ مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعی را حل کند یا الزاماً به برابریِ اقتصادی منجر شود.
پژورسکی هشدار میدهد «انتظاراتِ بیشازحد از دموکراسی» میتواند به سرخوردگیِ شهروندان بینجامد و انتخاباتِ ناعادلانه، نهادهای ناکارآمد، نفوذِ پول بر سیاست و امتناعِ صاحبان قدرت از پذیرشِ شکستِ انتخاباتی، سدِ راه دموکراسی هستند. در این گفتوگو، بحرانِ دموکراسی در آمریکا، ظهور راستگرایان، بیاعتمادی به نهادها، نابرابریِ اقتصادی و معنای واقعیِ انتخابات بررسی شده است.
نیویورکتایمز؛ آدام پژورسکی و جان گوئیدا؛ 11سپتامبر 2026
تلاش دولت ترامپ برای محدودکردنِ «رأیگیری پستی»، تازهترین مورد از مجموعه چالشهایی است که بر نحوۀ برگزاریِ «انتخابات میاندورهای» اثرگذار بوده است. آیا این اقدام، صرفاً سیاستی سختگیرانه برای «حفظ قدرت» است یا نشانهای دال بر «بحران دموکراسی»؟ «آدام پژورسکی» (استاد بازنشستۀ عاوم سیاسیِ دانشگاه نیویورک و از نظریهپردازانِ صاحبنامِ «دموکراسی») را عموماً به این گفته میشناسند: «دموکراسی نظامی است که در آن، احزاب انتخابات را میبازند.» او در گفتوگویی مکتوب و خواندنی با «جان گوئیدا»، وضعیت دموکراسی در آمریکا و سایر نقاط جهان را از نظر گذرانده است
گوئیدا: دیدگاه شما دربارۀ ویژگیهای دموکراتیکِ نظام سیاسی، بر «سلامت و جامعیتِ انتخابات» تأکید دارد. با توجه به دخالتهای دولتِ ترامپ و احکامِ مختلفِ دادگاهها بهویژه دیوان عالی، چه نظری دربارۀ «انتخاباتِ میاندورهای آمریکا» دارید؟
پژورسکی: پیش از پاسخ، باید تأکید کنم که متخصصِ سیاستِ آمریکا نیستم، اما برخی جنبههای وضعیت کنونی کاملاً آَشکارند. دولتِ ترامپ درحال برچیدنِ نهادها، متوقفکردنِ خدمات، کاهش هزینههای دولت و مقرراتزدایی است. این دولت از ادبیاتِ مبتنی بر «دشمن داخلی» استفاده میکند، مخالفان سیاسی و منابع مالیشان را هدف قرار میدهد، رسانهها، دانشگاهها و مؤسسات حقوقی را در فشار و ارعاب میگذارد، نیروی پلیسِ جدید ایجاد کرده و نیروهای نظامی را به خیابانها میفرستد.
پرسش مهمی که طرحش را ضروری میدانم، این است که «آیا مجموعۀ این اقدامات، دموکراسی را تهدید میکنند یا نه؟» تا پیش از سال 2020، حتی تصور چُنین احتمالی ناممکن بود، اما حالا پیامدهای انتخابات سنگین است و همانطورکه «سیمور مارتین لیپست» (از چهرههای مطرحِ جامعهشناسی سیاسی بهویژه در حوزۀ نوسازیِ سیاسی و دموکراسی) سالها پیش گفته است: «اگر ازدستدادنِ مقام سیاسی، زیان جدی به گروههای بزرگ و قدرتمند برساند، آنها خواهند کوشید با هر ابزار ممکن، مقامشان را حفظ کنند یا دوباره به دست آورند.»
من اطمینان چندانی به آیندۀ دموکراسی در ایالاتمتحده ندارم و تخمینِ آنچه در دو سال آینده رخ خواهد داد، برایم دشوار است. خاطراتِ آلمانیهای دهۀ 1930را زیاد خواندهام و آنچه بیش از همه توجهام را جلب کرده، این است که آنها در درکِ رخدادهای آینده سردرگم بودند و غالباً پیشبینیهای نادرستی میکردند. این تجربه به من آموخت که در قضاوت دربارۀ آینده محتاط و فروتن باشم.
بهعنوان پژوهشگر علوم سیاسی که 60 سال در این حوزه کار کرده، باید وقوف بیشتری به موضوع داشته باشم، ولی هرگز تصور نمیکردم دموکراسی در ایالاتمتحده، اینگونه با بحران مواجه شود. بنابراین خودم را در جایگاهی نمیبینم که بتوانم با اطمینان دربارۀ آینده داوری کنم.
گوئیدا: آیا تلاشهای دولت برای اثرگذاری بر انتخابات را «تهدیدی برای سلامتِ انتخابات» و طبق نظریۀ خودتان، «تهدیدی برای دموکراسی» میدانید؟ دربارۀ مداخلاتِ دادگاههای مختلف، بهویژه دیوان عالی—از حیثِ نحوۀ برگزاری انتخابات، قوانینِ انتخاباتی و حوزههای انتخابیه-- چطور؟
پژورسکی: در این خصوص، با مسئلهای پرابهام مواجهیم. من هر روز نظرسنجیهای مربوط به «میزانِ محبوبیتِ دونالد ترامپ» را دنبال میکنم. هر هفته، یک رسانه با تیتر درشت اعلام میکند: «محبوبیتِ او به پایینترین سطح تاریخی رسیده است.» اما در واقع، میزانِ رضایت از عملکردش از آوریلِ امسال تقریباً ثابت و در حدود 38درصد باقی مانده و از آوریل سالِ گذشته نیز، فاصلۀ چنددرصدی با همین رقم دارد؛ «این یعنی پایگاه حمایتیِ ترامپ حتی با بهراهانداختنِ این جنگ خارجیِ احمقانه هم متزلزل نشده است.»
«آیا حزبی که ریاستجمهوری، کنگره و دیوان عالی را در اختیار دارد، میتواند با 38درصد حمایت عمومی در انتخابات پیروز شود؟» در شرایط عادی، پاسخ به این پرسش منفی است، اما جمهوریخواهان میتوانند قواعد را دستکاری کنند. چگونه؟ با تغییر حوزههای انتخاباتی یا تلاش برای دستکاری در شیوۀ رأیگیریِ پستی و کارهایی از ایندست. میتوانند رأیدهندگان را مرعوب کنند، برگههای رأی را ضبط کنند و پس از انتخابات، نتایج را در دادگاههای همسو به چالش بکشند. آیا این روش کارساز است؟ برای پیروزی کافی است؟ دلم میخواهد بگویم نه، اما قبلاً هم دراینباره اشتباه کردهام.
گوئیدا: «دستکاریِ قواعدِ انتخاباتی» را تهدیدی برای «مشروعیتِ نظامِ دموکراتیک» میدانید؟
پژورسکی: بله، قوانین انتخاباتی در غالبِ نظامهای دموکراتیک هَراَزگاهی تغییر میکنند، اما این تغییرات نیازمند اجماعِ گستردهاند و اغلب از رهگذر اصلاحاتِ قانون اساسی مطرح میشوند که باید با حمایتِ اکثریتِ ویژه به تصویب برسند. رأیدهندگان هم باید هنگام شرکت در انتخابات، قواعد را امری تثبیتشده و پذیرفتهشده بدانند و براساس همان قواعد رأی بدهند. تلاشهای نومیدانۀ ترامپ برای تغییر قواعد در آخِرین لحظات، پرمخاطره است، چون میتواند به برخی این بهانه را بدهد که بگویند نامزدهایمان صرفاً به این دلیل شکست خوردهاند که قواعد را تغییر دادند. درنتیجه، مشروعیتِ انتخابات کمرنگ میشود.
گوئیدا: به نظر شما، تمرکز ترامپ بر نتیجۀ انتخاباتِ 2020، بر دموکراسیِ ما یا دستکم بر نحوۀ نگاهِ مردم به آن تأثیر گذاشته است؟
پژورسکی: ترامپ میگوید تنها دلیلی که میتواند به شکست انتخاباتیاش بینجامد، تقلب است. شاید هم واقعاً به این موضوع باور داشته باشد. معنای حرفش این است که اگر جمهوریخواهان در انتخاباتِ میاندورهای، خواه در یکی از مجالس یا هر دو، شکست بخوردند، او این وضعیت را شکستِ مشروع قلمداد نخواهد کرد.
گوئیدا: بیایید کمی به عقب برگردیم و نظریۀ شما دربارۀ «دموکراسی» را بررسی کنیم. شما دموکراسی را «حداقلی» توصیف میکنید. منظورتان چیست؟
پژورسکی: من دموکراسی را نظامی میدانم که در آن، تعارضها و اختلافاتِ جامعه، موقتاً با انتخابات مدیریت میشوند. شاید هرکس دموکراسی را تجسمِ ارزشهای متفاوتی بداند و شاید انتظار داشته باشیم دموکراسی منافعِ متفاوتی را محقق کند. به بیان دیگر، مردم به این دلیل برای دموکراسی ارزش قائلاند که انتظار دارند به نتایجِ مشخصی منجر شود. زمانی به مشکل برمیخوریم که گروههای متفاوت دربارۀ مطالباتشان اختلاف پیدا میکنند و اینجا «حداقلگرایی» مطرح میشود. ما این تعارضها را با انتخابات مدیریت میکنیم.
گوئیدا: و مراد از نسخۀ «حداکثریِ» دموکراسی چیست؟
پژورسکی: برخی معتقدند دموکراسی باید به برابریِ اقتصادی و اجتماعی منجر شود، درحالیکه برخی دیگر میخواهند دموکراسی مشوق و انگیزۀ اقتصادی ایجاد کند. عدهای معتقدند دموکراسی باید آزادیِ دین و آزادی از دین را تضمین کند، درحالیکه عدۀ دیگر میخواهند دموکراسی حامی دینِ خاصی باشد. اینها ارزشهای حداکثریاند.
گوئیدا: انتظاراتِ رأیدهندگان تا چهحد در نگرش آنها به دموکراسی نقش دارد؟
پژورسکی: اجازه بدهید ابتدا نگاهی کلی به مسئلۀ انتظارات بیندازیم. در انتخابات معمولاً نیمی از رأیدهندگان خود را در جبهۀ بازندگان میبینند. علاوه بر این، حدس من این است نیمی از کسانی که به حزب یا احزابِ پیروز رأی دادهاند از عملکرد دولت مأیوس میشوند.
اینها دور بعد چه انتظاری دارند؟ اینکه حزب یا احزابی که از آنها حمایت میکنند، پیروز شوند و به وعدههایشان عمل کنند. این انتظار شاید غیرمنطقی به نظر برسد و شاید واقعاً هم چُنین نباشد، اما انتخابات تنها سازوکاری است که تقریباً در اختیار همۀ شهروندان قرار دارد و به جوامع امکان میدهد تعارضها را آزادانه و صلحآمیز مدیریت کنند. در این صورت، تکلیفِ امیدهای جمعی چیست؟
گوئیدا: و یکی از مسائل مهمی که در نگرشِ رأیدهندگان به دموکراسی شناسایی کردهاید، «نابرابری» است. شما در مصاحبۀ اخیرتان گفتهاید: «یکی از دغدغههای اصلی و مهمترین سرخوردگی این است که دموکراسیها نابرابریِ اجتماعی و اقتصادی را کاهش نمیدهند. 200 سال است انتظار داریم چُنین هدفی محقق شود و نمیشود.»
پژورسکی: این موضوع بسیار گسترده است و کاوش در آن، قدمتی به درازای چند قرن دارد. از زمانی که دموکراسی در افق تاریخ پدیدار شد، با بیم و امیدِ بسیار انتظار میرفت گسترشِ حق رأی همگانی به برابری بیشتر در مالکیت و درآمد بینجامد. هرچند دامنۀ نابرابری در دموکراسیهای مختلف، متفاوت است، اما نابرابری در نظامهای دموکراتیک، کمتر از حکومتهای اقتدارگرا نیست.
اینجا چند نکته را باید در نظر گرفت. نابرابری را میتوان براساس ثروت یا درآمد سنجید و برای اندازهگیریاش روشهای متفاوتی وجود دارد که لزوماً نتایج یکسانی به دست نمیدهند، ولی شاید یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای دموکراسی این باشد که نظامهای دموکراتیک میتوانند با سطح قابلتوجهی از نابرابری همزیستی کنند.
گوئیدا: شما اخیراً از ظهور «جادوگران سیاسی» سخن گفتهاید؛ کسانی که مدعیاند برای تداومِ نابرابریها و سایر مشکلاتِ اقتصادی و اجتماعی راهحل دارند. ترامپ یکی از آنهاست، «ویکتور اوربان» (رئیسجمهور مجارستان) هم نمونۀ دیگر. شما نمیگویید آنها ضددموکراتیکاند؛ بلکه معتقدید به نارضایتیِ رأیدهندگان از نهادهای سیاسی پاسخ میدهند. آیا ناتوانیِ این نهادها در پاسخگویی به دغدغههای شهروندان، بحرانِ واقعیِ دموکراسی است؟
پژورسکی: چیزی که در سالهای اخیر توجهم را جلب کرده، این است که در کشورهای متعدد، افرادی با تجربۀ سیاسیِ بسیار اندک یا اساساً فاقد تجربۀ سیاسی در انتخابات پیروز شدهاند. ترامپ در انتخاباتِ 2016 یکی از این افراد بود و «خاویر میلی» در آرژانتین نمونۀ دیگر. داستان از دید من به این صورت است که مردم رأی میدهند، احزاب و رهبرانِ حاکم عوض میشوند ولی زندگیِ رأیدهندگان تغییری نمیکند. بعد کسی از راه میرسد و میگوید: «راهحلِ جادوییِ مشکلاتتان پیش من است.» و مردم تصور میکنند به ریسکش میارزد، چون چیزی برای از دستدادن ندارند.
آیا این واکنش، نتیجۀ شکستِ نهادهاست؟ پرسش قابلتأملی است و من پاسخش را نمیدانم. ولی همۀ نظرسنجیها نشان میدهند مردم به نهادهای خصوصی، عمومی یا نمایندگی بیاعتمادند. شاید مسئله نهادها نباشد؛ شاید مشکل از افرادی باشد که در این نهادها جای گرفتهاند و منافعِ خاصِ خودشان یا منافع کسانی را دنبال میکنند که با پرداختِ پول، زمینۀ حضورشان در این نهادها را فراهم کردهاند. اگر بخواهم صریح بگویم، شاید مقصر اصلی، نفوذِ پول در سیاست باشد.
گوئیدا: دیوان عالی آمریکا، قواعدِ مربوط به نحوۀ ورود پول به عرصۀ سیاست را تدوین کرده است. نقش دادگاهها در شکلدادن به نظامِ دموکراتیک را چگونه باید درک کنیم؟
پژورسکی: تنها چیزی که میدانم این است که در آمریکا هیچ محدودیتی برای ورودِ پول به سیاست وجود ندارد و بسیاری از اقداماتی که در آمریکا کاملاً قانونیاند، در سایر کشورهای دموکراتیک، فساد تلقی میشوند.
گوئیدا: آلمان اخیراً شاهد برگزاری انتخابات در سطحِ ایالتی بود و در خلال آن، حزبِ «آلترناتیو برای آلمان» پیروز شد. ناظرانِ سیاسی از بحرانِ دموکراسی سخن گفتهاند و اغلب به افزایش محبوبیتِ احزابِ «راست افراطی» مانند همین حزب اشاره کردهاند. خود شما نیز در سال 2019 کتابی با عنوانِ «بحرانهای دموکراسی» منتشر کردهاید و بااینحال اخیراً گفتهاید: «من معتقد نیستم بحران دموکراسی در سراسر جهان وجود دارد.» منظورتان چیست؟
پژورسکی: من بهویژه به این برداشت حساسیت دارم که پیروزیِ احزاب راستگرا را تضعیفِ دموکراسی بدانیم و اغلب به سخنرانیِ «آدولفو سوارس» (اولین نخستوزیر دموکراتیک اسپانیا پس از دیکتاتوری فرانکو) میاندیشم. او در آن سخنرانی گفت: «آینده نانوشته است، چون فقط مردم قادرند آن را بنویسند.» و حالا داریم یاد میگیریم که مردم میتوانند انواع و اقسامِ چیزها را بنویسند؛ چیزهایی که برخی از ما، ازجمله من، آنها را دوست نداریم.
یکی از فضایلِ ضروریِ کاندیدای دموکرات این است که بداند چگونه انتخابات را ببازد. تا وقتی این احزاب حاضرند شکستِ دور بعد را بپذیرند، با دموکراسی مواجهایم. بنابراین، دستکم تا این برهه، فکر نمیکنم بحرانِ دموکراسی در جهان وجود داشته باشد. نباید آنچه در ایالاتمتحده اتفاق میافتد را به کل جهان تعمیم دهیم.
گوئیدا: برای روشنشدن موضوع، آیا معتقدید در ایالاتمتحده، بحران دموکراسی وجود دارد یا دستکم، احتمالِ وقوع چُنین بحرانی هست؟
پژورسکی: بله، معتقدم.
گوئیدا: اهدافِ حزبِ «آلترناتیو برای آلمان» و ترامپیسمِ دور دوم را در چارچوبِ نظامهای دموکراتیکتان چگونه میبینید؟
پژورسکی: آنها در نفرت از خارجیها و شاید بهطورکلی در نژادپرستی، اتفاقنظر دارند و احتمالاً جاذبۀ سیاسیِ حزبِ «آلترناتیو برای آلمان» به همین محدود میشود. ترامپیسم دوم، نقشۀ مفصلی برای دگرگونیهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ارائه کرده است. برای مثال، طرح پیشنهادیِ دفتر مدیریت و بودجه قابلتوجه است و میتواند شیوۀ تأمین مالیِ علم و پژوهش از سوی دولت را به نحو چشمگیری تغییر دهد. مهاجرت فقط یکی از جنبههای این برنامه است. برنامۀ ترامپ بر همۀ عرصههای زندگی تأثیر میگذارد.
گوئیدا: شما تمایز دیگری بین نظامهای دموکراتیک قائل شدهاید و از تفاوتِ بین «مشکلات درونیِ دموکراسی» و «مشکلاتِ پیشروی دموکراسی» سخن گفتهاید. تفاوتِ این دو چیست؟
پژورسکی: انتخابات ناعادلانه، یکی از مشکلاتِ درونیِ دموکراسی است ولی نهادهایی که بهدرستی عمل نمیکنند، مشکلاتِ پیشروی دموکراسی هستند. جرم و جنایت هم پیشروی دموکراسی قرار میگیرد و درونی و ذاتی نیست، هرچند وقتی شبکههای مجرمانه به ساختار دولتی نفوذ میکنند، به مشکل درونی تبدیل میشوند. مشکلاتی هم در وجود دارند که هیچ دولتی --دموکراتیک یا غیردموکراتیک—از پسِ حلشان برنمیآید و به همین دلیل به مقولۀ «انتظاراتِ بیش از حد از دموکراسی» باید پرداخت؛ بااینحال، برخی نظامهای دموکراتیک آشکارا ناکارآمدند.
گوئیدا: شما گفتهاید: «انتخابات، نویدِ فریبندۀ امید را پیشروی مردم میگذارد.» بار معناییِ این جمله، خوشبینانه است یا بدبینانه؟
پژورسکی: جادو و اعجاز انتخابات در این است که امید را در دل مردم زنده میکند. ممکن است امروز شکست بخورید و همچنان به پیروزی در آینده امیدوار باشید.
«جرج دبلیو بوش» در انتخابات سال 2000 قدرت را در دست گرفت و دموکراتها امیدوار بودند سال 2004 او را شکست دهند، ولی بوش سال 2004 هم در برابر «جان کری» به پیروزی رسید و امیدِ دموکراتها را نقش بر آب کرد. شگفتآور است. کشوری که دوبار به بوش و «دیک چنی» (معاون بوش) رأی داده، در ادامه «باراک اوباما» را برمیگزیند. ذاتِ انتخابات همین است، البته تا زمانی که دولتِ مستقر حاضر باشد شکست را بپذیرد. آیا جمهوریخواهانِ ترامپیست این آمادگی را دارند و حاضرند شکستشان را گردن بگیرند؟
شمـا اولیـن نفـر هستـید کـه نظـر خـود را ثبـت مـی کنیـد.
🗩ثبـت نظر: